FALCON
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 295
- امتیاز
- 557
- نام مرکز سمپاد
- علامه حلی اراک
- شهر
- اراک یونایتد
- مدال المپیاد
- خیلی دوس داشتم برم لوی تو راه بنزینم تموم شد
- دانشگاه
- دانشگاه تهران
- رشته دانشگاه
- طب
پاسخ : گند هاي دوران كودكي
حدودا 8 سالم بود رفته بودیم شیراز
توی یه هتل بودیم اسمش یادم نیست
این اتاق ما جوری بود که پایینش که از پنجره نگاه میکردی پیاده رو بود
بعد من خواب بودم مامان و بابام میرن بیرون کاری داشتن
نمیدونم چکار
منم از خواب بیدار شدم و خلاصه گلاب به روتون 2 داشتم
بعد میترسیدم برم دستشویی
هی صبر کردم مامانم بیاد
نیومد
منم دیگه فشار شدید بود روی همون تخت که نشسته بودم کارمو انجام دادم :-[ :-[
بعد ترسیدم مامانم بیاد دعوام کنه
اون پارچه ای که روی تخت بودو از پنجره انداختم پایین
نمیدونستم که پیاده رو هست بعدا فهمیدم
خلاص من که راحت شده بودم نشستم تلویزیون دیدن
که مامانم اینا عصبانی اومدن
نگو یکی این پارچه رو بر میداره میاره بالا
این صاحب هتل هم نامرد به مامانم اینا میگه
بعدا همه فهمیدن
هنوز هم به من میخندن

حدودا 8 سالم بود رفته بودیم شیراز
توی یه هتل بودیم اسمش یادم نیست
این اتاق ما جوری بود که پایینش که از پنجره نگاه میکردی پیاده رو بود
بعد من خواب بودم مامان و بابام میرن بیرون کاری داشتن
نمیدونم چکار
منم از خواب بیدار شدم و خلاصه گلاب به روتون 2 داشتم
بعد میترسیدم برم دستشویی
هی صبر کردم مامانم بیاد
نیومد
منم دیگه فشار شدید بود روی همون تخت که نشسته بودم کارمو انجام دادم :-[ :-[
بعد ترسیدم مامانم بیاد دعوام کنه
اون پارچه ای که روی تخت بودو از پنجره انداختم پایین
نمیدونستم که پیاده رو هست بعدا فهمیدم
خلاص من که راحت شده بودم نشستم تلویزیون دیدن
که مامانم اینا عصبانی اومدن
نگو یکی این پارچه رو بر میداره میاره بالا

این صاحب هتل هم نامرد به مامانم اینا میگه
بعدا همه فهمیدن
هنوز هم به من میخندن






آخه اون موقع فقط یک سالم بود 



دوستم از شوق گفت هورا و پایه رو ول کرد و صبا... 
