• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

گنجینه ی هر انسان، هوش سرشار اوست. روونا ریونکلا

پایان نزدیک است... لمونی اسنیکت

به یاد داشته باشیم اولین نامه ای که از هاگوارتز به دستمان میرسد، کلام خوش آوای کسی است که ما را از نیروی شگفت انگیز درونمان باخبر میسازد؛
از یاد نبریم در درونمان هاگوارتزی وجود دارد که در آن میتوانیم به پرورش این نیروی شگفت انگیز بپردازیم؛
و فراموش نکنیم چوبدستی سحرآمیز ما دست همت ماست و ورد ما، کلام معجزه گرمان؛
پس؛
تا عشق و امیدی هست، چه باک از بوسه ی دیوانه سازان؟ ویدا اسلامیه

من هم اکنون به قبرهای مختلفی سر میزنم و صبحها روی یک تپه ی پرشیب مینشینم و به همان اقیانوس خیره میشوم. این همه ی داستان نیست، اما هرچه هست کافیست. در این شرایط آرزویی بالاتر از این نمیتوانم داشته باشم که بنشینم و در گذشته های شیرین غرق شوم. لمونی اسنیکت
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

کویر از دکترشریعتی،صفحات اولش که میگه توپرم کردی تو لبریزم کردی..
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

لطیفه: وای از تو. می دانی ام و این می گویی؟ بیزارم از تن آوران تن خواه. اینان در پی تن اند نه زن.
اویس:زن؟
لطیفه:آری زن. من! که لایق خرد نمی شماریدش شما!
اویس: که باشیم ما
لطیفه: مردان را می گویم
اویس:مردان را یا نرینگان را؟
لطیفه: این مردان جز نرانند مگر؟بگومگو می کنی چرا؟
اویس:نرینگان را چه گویم؟ در زن اما خردی می شناسم از جنس دیگر.
لطیفه:همین!جنس دیگر؟
اویس:بگویم یا لال شوم؟
لطیفه: بگو تو هم بگو!
اویس:خرد بقاجوست.مرد بقا در خود می جوید و زن بقا از خود.بقا جستن از خویس بخشیدن خویش است به بقای زندگی. چنین است که جنس خرد در زن و مرد دوگونه است
لطیفه: بریدی و دوختی!زن بقا بخش است و مرد بقاجو. یک بار بگو زن فناجوست دیگر
اویس: . . .
-------
لطیفه:زن برای تو کیست اویس؟
اویس:شیطانی که به ترفند گندمی از بهشت محرومم کرد
لطیفه:نه که زمین به کامت نیست،هجو مگو بلبل.
اویس:زن بال پریدن مرد در آسمان مهرآگاهی ست که همهمه ی دنیا را فرو می خواباند در دم خاموشی زمان و مکان. افسون لطیف و زیبایی ست تا کدورت و خشونت روزگار عادت روزهایمان نشود
لطیفه:و اگر خود طالب پریدن باشد چه؟
اویس: . . .
------
زنده ی بیدار- منصور مومنی
(این اویسه ینی دست من نیفته فقط چون خفش میکنم رسما :-")
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

"سیاهی"ما همین حالا هم در تاریکی هستیم اما وقتی به لنجا برسیم می فهمیم که قبلا هم در تاریکی بوده ایم و هرگز روشنایی را ندیده ایم هرجا به این باور برسیم سرزمین ظلمات است
------------------------------------------------------
ابدیت لا مکانی نیست،ابدیت ماییم.ابدیت در ماست و ما در ابدیت غوطه وریم جستجوی ابدیت را از درون خود بیاغاز
ازل بجوی پیش از جستجوی ابد که تو از انی!
ابدیت هموارگی اوارگی ستارگان است
ابدیت پادشاهی ندارد.شاهدختی نیز.نزد او همه چیز یکسان است.
همه چیز در او میزاید و او در همه چیز نیکی و بدی نزد او بی معناست.زندگی و مرگ نزد او به یک اندازه بی ارزش است
ابدیت دلخوشی پیران محتضر است...


شاهدخت سرزمین ابدیت،ارش هجازی
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

_ در ضمن جینی ب رون نگو گوساله ، تو ک کاپیتان نیستی
_ آخه ظاهرا تو انقدر سرت شلوغ بود ک وقت نکردی بهش بگی گوساله و من فکر کردم یکی باید اینکارو بکنه

هری پاتر و شاهزاده ی دورگه
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

گاهی برخی از برکات خدا با شکستن تمامی شیشه ها وارد میشوند....
----------
استاد:زندگی همین است.اشتباه کردن در طول میلیون ها سال سلول ها دقیقا ب یک شیوه تولید مثل میکردند تا اینکه یکی از آن ها اشتباه کرد و ب همین دلیل چیزی توانست آن تکرار پایان ناپذیر را تغییر دهد

استاد گفت:همین اشتباه بود ک جهان را ب راه انداخت.هرگز از اشتباه کردن نترس
اما آدم و حوا از بهشت اخراج شدند
استاد:و یک روز بازخواهند گشت.و این بار معجزه ی آسمان ها و جهان را میشناسند.خداوند وقتی توجه آنها را ب درخت معرفت نیک و بد جلب میکرد میدانست چ میکند.اگر نمیخواست آن دو از آن بخورند هیچ چیز نمیگفت
پس چرا گفت؟
استاد:تا جهان را ب حرکت در آورد
---------
اگر ب خاطر شرم نبود خدا کشف نمیکرد ک آدم و حوا سیب را خورده اند...

بریدا...کوئلیو
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

کسایی ک میذارنو میرنو دوس ندارم،
اینه ک اول خودم ول میکنم میرم...اینطوری خاطر جمع تره!!!
کتاب "خداحافظ گاری گوپر"
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

خون از قلب او خارج می شد، به قلب او بازمی گشت، دورمی زد، دور می زد، زندگی در جریان بود و دور می زد و این ضربان نبض چیزی نمی گفت مگر: بزودی! نه چیز دیگری می توانست بگوید و نه می توانست با خود فکرکند که: "نمی خواهم بمیرم."

همین که می خواست این جمله را بسازد به جای آن به ذهنش می آمد: می میرم ... بزودی ...

قطار به موقع رسید، هاینریش بل، نشر چشمه
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

خداحافظ گارى كوپر

--راننده، حركت كنيد.
× كجا بروم قربان؟
-- سؤال احمقانه نكنيد. راه بيفتيد، فقط حركت كنيد. ما هنوز جوانيم، هنوز مي‌شود اميدوار بود به جايي برسيم.
 
پاسخ : قسمتهای جالب کتاب مورد علاقتون

او نمیدانست كه اكنون در سرتاسر دنیا مردم جامهایشان را به هم میزنند و می گویند:برای هری پاتر پسری كه زنده ماند !



جلد 1 کتاب هری پاتر :x
 
Back
بالا