• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

بی عدالتی همه جا هست.کار دنیا این طوری نیست که دردها،سختی ها و کشمکش ها را به طور مساوی و میان تواناترین افراد تقسیم کند تا با آن ها دست و پنجه نرم کنند.
گاهی آدم ها مجبورند که مثل اطلس بار همه دنیا را به تنهایی به دوش بکشند.نباید این طور شود،اما می شود.

/اسرار هیولایی/دارن شان/
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

... شاید ما واقعا یه مشت آدم غیرقابل کنترلیم. و شاید زندگی کردن رو پای خودت و مراقبت از یه آدم کودن و دست و پا چلفتی خیلی بهتر از قسمت کردن زندگیت با آدمای واقعی باشه. منظورم اینه که... گندش بزنن رفیق! ما دیگه اون‌قدر بدبخت بیچاره نیستیم که نتونیم از پس خودمون بربیایم. مگه نه؟ ...

ماجرای عجیب سگی در شب، مارک هادون
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن

شازده کوچولو-آنتوان سنت دواگزوپری
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

...و در خودش نه این نیرو را یافت که نقش اندرزگو را بازی کند نه شهامت این را که کاری کند که دلفین از او خوشش نیاید و نه همت این را که ترکش کند ....آنگاه به گردآوری دلیل های آدم کشانه ای برای توجیه دلفین پرداخت...
بابا گوریو - اونوره دو بالزاک

...امیدوار بود که از دست بیزاری کاری برآید اما فکر نیرویی را نکرده بود که گرچه در آغاز از خودستایی مایه می گیرد سر انجام بر بیزاری و تحقیر و حتی ملال چیره میشود و آن نیرو عادت است.
خوشی ها و روز ها -مارسل پروست

...و خانم مکناب در همان حال که حجاب سکوت را با دست هایی که در طشت لباسشویی قرارگرفته بود پاره می کرد و آن را با پوتین هایی که توفال را خرد کرده بود می سایید طبق دستور آمد تا تمام پنجره ها را باز کند و اتاق های خواب را گردگیری کند.
به سوی فانوس دریایی-ویرجینیا وولف

اما آخر فقط جنایاتم نیست!...لباس پوشیدنم هم هست شاید از همه بدتر ...آخر به خاطر اعتقادات اهالی مدون سفلی که نمی توانم بروم برای خودم یک دست کت و شلوار نو تهیه کنم!...به نظرشان برازنده نمی آیم؟...اگر خودشان را آن جوری میدیدند که من میبینم !با بمب اتم خوشان را منفجر می کردند!...با نوترون!...
قصر به قصر-لوئی فردینان سلین
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

زندگی هایی که شبیه هم هستند،کوچک ترین شباهتی بهم ندارند،مانند ابرها...

***

به من می گویند تو مرده ای،مثل این است که به آدم بگویند:تو که رفته بودی سفر،وطنت را آب برد.دیگر جایی را ندارم که بروم...

/چه کسی باور می کند/روح انگیز شریفیان/
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

هیچ چیز فریبنده تر از تظاهر به فروتنی نیست. خیلی وقت ها فروتنی در حکم بی توجهی به نظر دیگران است؛ گاهی هم به رخ کشیدن است به شکل غیر مستقیم.


غرور و پیش داوری/جین آستین/ترجمه رضا رضایی/صفحه ی 63
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

« حدس زدن عادتِ وحشتناکی است که ذهنِ منطقی را به تباهی می‌کشاند.» [nb]شرلوک هلمز در محلولِ هفت درصدی/نیکُلاس مه‌یر[/nb]
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

نات : به من یه کوچولو وقت بده..میشه یه روز دیگه بمیرم؟..

مرگ : امکان نداره..من اجازه ندارم..

نات : فقط یه روز، یه بیست ُ چهار ساعت ناقابل..

مرگ : به چه دردت میخوره ؟..

نات : رادیو همین الان اعلام کرد که فردا هوا بارونیه ..

[مرگ در میزند - وودی آلن]
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

همیشه خوک‌ها تصمیم می‌گرفتند!
سایر حیوانات هرگز نمی‌توانستند تصمیمی اتخاذ کنند ولی...
رای دادن را یاد گرفته بودند!

قلعهٔ حیوانات - جورج اورول
 
پاسخ : قسمـت‌های جالـب از کتـاب‌های موردعلاقـه‌تون

~ یک عاشقانه ی آرام ~

نادر ابراهیمی

مگذار که عشق ، به عادت ِ دوست داشتن تبدیل شود !
مگذار که حتی آب دادن ِ گل های باغچه ، به عادت ِ آب دادن ِ گل های باغچه تبدیل شود !
عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن ِ دیگری نیست ؛ پیوسته نو کردن ِ خواستنی ست که خود ، پیوسته ، خواهان ِ نو شدن است ، و دیگرگون شدن .
تازگی ، ذات ِ عشق است ، و طراوت ، بافت ِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت ، و عشق ، همچنان ، عشق بماند ؟

وای بر آن روزی که چیزی _ حتّی عشق _عادتمان شود . عادت ، همه چیز را ویران می کند _ از جمله عظمت ِ دوست داشتن را ، تفکّر ِ خلّاق را ، عاطفه ی جوشان را . مشکل من این است _ این ، شده است _ که مدّتهاست می بینم که از عشق ، بسیار بیش از آن مقدار ِ ناچیزی که به راستی ، در جهان ِ مهر از یاد بُرده ی ماست ، سخن می گویند ، و بیشتر آنها می گویند که اصلاً اهل ِ ولایت ِ عشق نیستند.
عاشق کم است ، سخنِ عاشقانه فراوان .
محبوبی در کار نیست اما مطربان ِ ولگرد ، به آسانی ، از خوبترین محبوبان ِ خویش ، و غیبت ِ ایشان ، فریاد کشان و مویه کنان سخن می گویند .
عسل بانوی من ! روزگاری ست _ چه بد !_ که دیگر کلام ِ عاشقانه ، دلیل عشق نیست ، و آواز ِ عاشقانه خواندن ، دلیل ِ عاشق بودن …
 
Back
بالا