h.mozaffari
کاربر نیمهفعال

- ارسالها
- 19
- امتیاز
- 84
- شهر
- میاندوآب
پاسخ : روز تولد
یادمه سال سوم راهنمایی بابام مریض بود و تو بیمارستان بود بعضی از بچه ها هم خبر داشتن. بعد من دیدما وقتی یکی از بچه(ک مسوول خرید کیک بود) وقتی اومد مدرسه، اون یکی بچه هی منو اینور اونور میکشیدن که چیزی نبینم!!!
بعداز تموم شدن امتحانمون منو به زور بردن طبقه ی سوم کلاس خودمون. بعد وقتی اومدم تو دیدم بــــــــــــــــــــــــه چه خبریه!!!!
من: :) :) :)

یادمه سال سوم راهنمایی بابام مریض بود و تو بیمارستان بود بعضی از بچه ها هم خبر داشتن. بعد من دیدما وقتی یکی از بچه(ک مسوول خرید کیک بود) وقتی اومد مدرسه، اون یکی بچه هی منو اینور اونور میکشیدن که چیزی نبینم!!!
بعداز تموم شدن امتحانمون منو به زور بردن طبقه ی سوم کلاس خودمون. بعد وقتی اومدم تو دیدم بــــــــــــــــــــــــه چه خبریه!!!!
من: :) :) :)










) سوخت 

بعد همشو درس جواب دادم ب مامانم ك رسيد تا اومدم ج بدم يهو ديدم زير پام خيسه!
استرس داشتم شايد!