• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قتل

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع amirali
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : قتل

4 سالم بود ، بابام برام جوجه خریده بود ، بعد زمستون بود و اینا ... جوجه ه هم تو حیاط بود و اینا ...
بعد من با خودم گفتم جوجه ه سردش باشه شاید ؟! :-? رفتم تو باغچه آتیش درست کردم جوجه رو انداختم توش :-"

ولی من فک کنم اخلاقمشبیه عبد المالک ریگیه :-" آخه یه زمون تفریحم شده بود این که 10-20 تا مورچه رو روشون چسب ( از این چسب قوطی ای بزرگا ;D ) می ریختم بعد همینجوری چسب می ریختم تا یکی دو متر اونور تر ! بعد از این طرف آتیش می زدمش 8-^ عین فیلمای اکشن :-"

اونموقه قیافه ام : >)
الان قیافه ام : ^#^
 
پاسخ : قتل

من یه خلگوش سفید با چشای قرمز داشتم که خعلی دوکسش میداشتم بعد من یروز اینو با یه طناب از سقف آویزون کرده بودم
طناب هم متصل بود به گردنش
بعد من هی اینو تاب تاب ابازیش میکردم که دیدم دیگه صدا نمیده مامانو صدا کردم اومد بعد دید مرده کلی دعوام کردد
 
پاسخ : قتل

بچه بودم ی مدت با داداشم تیریپ خشانت بر داشته بودیم مورچه ازاری میکردیم
شبا که وقت کار و بار کشی مورچه ها بود شمع روشن میکردیم پارافین داغ میریختیم رو مورچه ها ی بوی مورچه سوخته ای هوا میشد که همسایه ها اومدن به شکایت که شما شبا اسب داغ میکنین که اینجوری بو میاد بابامون مارو دعوا کرد از فرداش افتادیم دنبال پرنده ها و گربه های کوچمون تا ی مدت محل عاری از هر گونه موجود غیر انسان بود اما کوچه خیابون پر خون بود تا دوباره همسایه ها اومدن شکایت دیگه ما هم این کارای ضد محیط زیستی رو رها کردیم
الان مهربون شدم سوسک و زنبور و مگس میکشم
راستی ی بارم پای جوجمو که از دستگاه جوجه کشی مدرسه عمل اومده بود سوزوندم
 
پاسخ : قتل

منم وقتی 5 سالم بود جوجمو با خودم برده بودم حموم کلی سرشو شامپو زدم انقد جیک جیک کرد ولی بعدش که از حموم اوردمش بیرون هرچی صبر کردم خشک نشد با حوله افتادم به جونش ..... خودم موندم این چجوری تا شب دووم اورد و نمرد(درهر صورت همون شب مرد دیگه.....) بعد از اینم کلی جوجه کشتم
یه بارم ادرکمو از پشت بوم پرت کردم پایین مغزش متلاشی شد(اون موقع تحت تاثیر کارتون تام و جری اون قسمتی که جوجه اردکه میخواد پرواز کنه بعد تام نمیزاره همش با تفنگ میره دنبالش بودم ;D)
3سال پیشم همسترمو شب گذاشتم بیرون صبح دیدم مرده.... فکر کنم از سرما یخیده بود ;D
 
پاسخ : قتل

من فقط یه بار از روی علاقه(!)جوجه مون رو دودستی خفه کردم :o!تازه بعدشم تعجب کردم که چرا حرکت نمیکنه! =))
 
پاسخ : قتل

با داداشم وقتی بچه بودیم مارمولک ها رو می گرفتیم بعد دمشون که کنده میشد ، به بدنشون نخ می بستیم و چند دور بالای سرمون می چرخوندیم ،بعدش محکم می کوبوندیم به دیوار!
 
پاسخ : قتل

یه بار رفتیم کوه یهو دیدم یه صدای استخون له شدن اومد
زیر پامو نگا کردم دیدم یه مار رو زیر پام له کردم ;D
 
پاسخ : قتل

من توی باشگاه تیراندازی دو سال پیش اتفاقی به یکی تیراندازی کردم (البته تقصیر خودش بود که رفته بود توی خط آتش من !) ولی تا به حال کسی رو نکشتم !
 
پاسخ : قتل

دختر دایی من یه جوجه اردک داشت ! عاشق این بود ! یه بار داییم داشت با تلفن صحبت میکرد بعد یه دفعه دیدیم گف : آخ اینجام جای جوجه گذاشتنه آخه؟
متاسفانه پای داییم رفته بود رو جوجه هه و جوجه ترکیده بود ! ;D
 
پاسخ : قتل

من 2/3 سال پیش جنون گرفته بودم مورچه هارو با کبریت زنده زنده میسوزوندم X_X X_X....حالا مث چی پشیمونم .... :(( :(( :(( :(( :(( :(( :((
 
Back
بالا