راهنمایی هم که دیگه زشت بود



منم ازرو هام این بود که مامانم از خونه بره بیرون برم با چرخ خیاطی بازی کنم 
عاشق آرد بودمااااااااااااا عاشق 
هیچ وقتم به خانواده این موضوع رو نگفتم و همیشه قبل خواب رویا پردازی می کردم که اگه فردا یهو بخرن واسم چقدر خوشحال می شم 
"""
