*M.M*
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 781
- امتیاز
- 4,463
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
پاسخ : خاطره نویسی روزانه
آقا مشدو توصیف کنم:
تو راه که بایاسمنو زهرا و اینا مسخره بازی در آوردیم کنسرت هم داشتیم و اینا کلی خندیدیم و فیلم گرفتیم
اول که وارد مشد شدیم ساعتای 8 بودو اینا بعد این راننده اشتبا شنیده بود آدرس رفته بود یک جای خیییییلی دور تر از محل برگزاری همایش
بعد آقا منا زنگ زد نرگس زنگ زد میگف شما کجایید هی منم میگفتم داریم میایم داریم میایم
ساعت 9 و نیم رسیدیم زنگ زدم نرگس گفتم دم دریم گف باشه الان پری رو میفرستم
آقا تو محوطه ریحانه رو دیدمو اینا بنده خدا خیلی رو خودش فشار آورد آخر هم نفهمید من کیم بعد آقا گفتم محدثه ام بعد گف دیر اومدی و اینا
بعد کلا هر وخ دیدارم با ریحانه رو یادم میاد خندم میگیره هم من هم یاسمن هم زهرا ضایع شدم فجیح

رفتم اسممو بنویسم با شماره و اینا میبینم یکی دستشو گذاشته زیر چونش زل زده بهم بعد دیگه توجه نکردمو اینا
با خودم میگفتم نگا دختره خوشگل ندیده
اسممو که نوشتم زهرا به همون دختره که زل زده بود به ما گف:
تو کیی؟
اونم گف من پرستو ام
آقا بغلو ماچو اینا رفتیم تو دنبال منا میگردم بعد واسم دست تکون میده میریم 2 ردیف عقب تر میشینیم :)
بعد نرگس میره بعدش منا اس داد گف پاشین بیان جلو میای؟؟ :)
با کلی خواهش و تمنا و اینا از همراهمون اجازه میگیریم میریم جلو
حرف میزنیمو اینا میخندیم میدم ده=فتر خاطراتمو به منا برام سوسک میکشه :)
از این سوسکای بال دار هستن بعد میدم به سیما
کنار سیما یکی نشسته میگم اون کیه منا میگه نباید بگم :)
بعد آقا ناراحتو اینا میریم سلف بعد مناشون جا گرفتن
""""میریم بعد تازه اونجا شیما رو میبینم و من هنوز در عجب بودم
اون دختر کنار سیما کیه بعدش میبینم پگاه (پگیسوس)از اونور میگه سارینا سارینا بیا بعد سارینا میره اونجا هنو
دوهزاریم نیافتاده بود که به شیما که اصفهانی بود میگم سارینا رومیشناسی؟؟میگه آره همین بود دیگه میگم چی ؟؟
باورم نمیشه و اینا بعد میرم جای پوسترش بهش میگم چرا نگفتی من سارینا ام؟؟بعد سارینا سوت میزنه و
میگه آخه میخواستم تلافی کنم سر قضیه ای که مزاحمم شده بودی
من:
گف:ببخشید
من:حالا اشکال نداره میبخشمت
دوباره میریم محوطه و اینا با سارا و پری حرف میزنیم و اینا
بعد دیگه بعد پوستر و اینا میخوایم بریم که فقط میتونیم با سیما و منا خدافظی کنیم
اونم به دلایل خاص نشد با بقیه دوستان خدافظی کنیم فقط هم بخاطر ناظم و همراه گرامی
از راه برگشت هم مسخره بازی
خوب بود عالی بود ینی دست ریحانه و پرستو درد نکنه خوشال شدیم دیگه
تا یک دوماه شارژیم
آقا مشدو توصیف کنم:

تو راه که بایاسمنو زهرا و اینا مسخره بازی در آوردیم کنسرت هم داشتیم و اینا کلی خندیدیم و فیلم گرفتیم

اول که وارد مشد شدیم ساعتای 8 بودو اینا بعد این راننده اشتبا شنیده بود آدرس رفته بود یک جای خیییییلی دور تر از محل برگزاری همایش

بعد آقا منا زنگ زد نرگس زنگ زد میگف شما کجایید هی منم میگفتم داریم میایم داریم میایم

ساعت 9 و نیم رسیدیم زنگ زدم نرگس گفتم دم دریم گف باشه الان پری رو میفرستم

آقا تو محوطه ریحانه رو دیدمو اینا بنده خدا خیلی رو خودش فشار آورد آخر هم نفهمید من کیم بعد آقا گفتم محدثه ام بعد گف دیر اومدی و اینا

بعد کلا هر وخ دیدارم با ریحانه رو یادم میاد خندم میگیره هم من هم یاسمن هم زهرا ضایع شدم فجیح

رفتم اسممو بنویسم با شماره و اینا میبینم یکی دستشو گذاشته زیر چونش زل زده بهم بعد دیگه توجه نکردمو اینا

با خودم میگفتم نگا دختره خوشگل ندیده
اسممو که نوشتم زهرا به همون دختره که زل زده بود به ما گف:تو کیی؟
اونم گف من پرستو ام

آقا بغلو ماچو اینا رفتیم تو دنبال منا میگردم بعد واسم دست تکون میده میریم 2 ردیف عقب تر میشینیم :)
بعد نرگس میره بعدش منا اس داد گف پاشین بیان جلو میای؟؟ :)
با کلی خواهش و تمنا و اینا از همراهمون اجازه میگیریم میریم جلو

حرف میزنیمو اینا میخندیم میدم ده=فتر خاطراتمو به منا برام سوسک میکشه :)
از این سوسکای بال دار هستن بعد میدم به سیما

کنار سیما یکی نشسته میگم اون کیه منا میگه نباید بگم :)
بعد آقا ناراحتو اینا میریم سلف بعد مناشون جا گرفتن
""""میریم بعد تازه اونجا شیما رو میبینم و من هنوز در عجب بودم اون دختر کنار سیما کیه بعدش میبینم پگاه (پگیسوس)از اونور میگه سارینا سارینا بیا بعد سارینا میره اونجا هنو

دوهزاریم نیافتاده بود که به شیما که اصفهانی بود میگم سارینا رومیشناسی؟؟میگه آره همین بود دیگه میگم چی ؟؟

باورم نمیشه و اینا بعد میرم جای پوسترش بهش میگم چرا نگفتی من سارینا ام؟؟بعد سارینا سوت میزنه و

میگه آخه میخواستم تلافی کنم سر قضیه ای که مزاحمم شده بودی

من:

گف:ببخشید

من:حالا اشکال نداره میبخشمت

دوباره میریم محوطه و اینا با سارا و پری حرف میزنیم و اینا

بعد دیگه بعد پوستر و اینا میخوایم بریم که فقط میتونیم با سیما و منا خدافظی کنیم

اونم به دلایل خاص نشد با بقیه دوستان خدافظی کنیم فقط هم بخاطر ناظم و همراه گرامی

از راه برگشت هم مسخره بازی

خوب بود عالی بود ینی دست ریحانه و پرستو درد نکنه خوشال شدیم دیگه

تا یک دوماه شارژیم





کلاهٍ من! 

