• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جای زخم...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sara J
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جای زخم ...

اول راهنمایی بودم. از مدرسه اومدم خونه داشتم لباسامو عوض میکردم از قضا نزدیک بخاری هم بودم. نمیدونم کدوم نامردی بخاری رو تا ته زیاد کرده بود اون ور تر خودش کپیده بود! نفهمیدم چی شد که پام خورد به بخاری و پشت ساقم یه خط خفن کشیده شد!!!! البته الآن به سختی قابل تشخیصه! :دی
 
پاسخ : جای زخم ...

دندونتو برید؟ :-"
 
پاسخ : جای زخم ...

حواسم بود. حسش نبود درست کنم.
شکست
 
پاسخ : جای زخم ...

سلام.وقتی کوچیک بودم با داداشم تو ماه محرم پرجم تو دست داشتیم بازی می کردیم که یه دفعه صورتم خورد به نرده های پله هامون(قدم کوتاه بود)و لبم تریک.زیاد معلوم نیست ولی خودم که می دونم.البته اصلا ناراحت نیستم.این بزرگ ترین زخممه.بقیه خوب شدن :> :> :>
 
پاسخ : جای زخم ...

پای راستم چسبید به اگزوز موتور...9 سالم بود... کسی که سوار موتورش شدم آشنا بود اما باش رودرواسی داشتم هیچی نگفتم...
هنوز که هنوزه پایین قوزک پام یه یادگاری صورتی مونده!!!
 
پاسخ : جای زخم ...

کلاً در طول زندگی بچه ی آرومی بودم. خیلی هم فعالیت نداشتم؛ سر جام میشستم، با وسایل هیجان انگیز بازی میکردم (;D) که یه بلایی سرم میومد! :-"

دو سالم بود که روی اُپن نشسته بودم؛ یک عدد خلال دندونم دستم بوده. گویا باد میزنه و از روی اُپن میفتم؛ وقتی مادر گرام پیدام میکنن، خلال دندون رفته بوده توی لپم و از سمت داخل دهنم دراومده! نیم ساعت اول هم هنوز خودم نفهمیده بودم، بخیه نداره اما با زبونم از داخل هنوز جاشو حس میکنم! ;D

سه سالگی، خواستم 1 چیزی رو از روی زمین وردارم، خم شدم و سرم خورده به لبه ی شیشه ای میز. دقیقاً وسط پیشونیم 1 زخمِ بخیه ی شکسته هست که یادگار مونده.

بچه که بودم، پوستم خیلی حساس بوده. :-" هروقت زخم میشده، بعدش جاش یه لکه ی سفید شکل میگرفت. سر آرنجم الان سفیدرنگه خلاصه.

بینی هم که... این بینی گویا کلاً خیلی دمه دسته! از مشت و لگد و توپ بسکتبال گرفته تا سنگینی عینک بهش آسیب رسوندن. زخم نه اما عین راه پله حالتش شکسته شده! ;D
 
پاسخ : جای زخم ...

يه باره بدش، اسكيت بازي ميكردم تو پارك ملت - سراشيبياش- خوردم زمين با زانو يه مدتي داشتم كشيده ميشدم رو اسفالت كه اصطكاك به دادم رسيد ;D جاش مونده هنوز

سوختگيم حسابه؟ ;D يه بار تريپ پيك نيكي رفته بوديم يه جايي، موكت پهن كرده بودن بعد ديگه ديروقت بود و مام دانش آموز (دبستان)، خوابيدم اونجا. خواباي خوبيم داشتم ميديدم كه يهو مغز خر من به خاطر برطرف كردن اون حس گزيدگي كه به خاطر ريختن آب جوش فلاسك رو دستم ايجاد شده بود، تصميم گرف اينو بكشه رو رو زمين كه موكتم بود؛ در همين حينم بنده بيدار شدم ديدم كه اوا ;D پوستم كو؟ صحنه ي دلخراشي بود خلاصه ;D هرچند بعدش براي خوب شدنش (شست و شو و بريدن پوست هاي اضافه و ...) صحنه هاي دلخراش تريم ديدم ;D از مچ تا انگشتا يه تفاوت رنگ چزئي ديده ميشه الان
 
پاسخ : جای زخم ...

یه بار در پارکینگو میخواستم ببندم این قفلش افتاد رو دستم ..فاصله ی بین انگشت شست و اشاره م به جا کنده شد X_X ولی جاش نمونده :-" ;D
 
پاسخ : جای زخم ...

یه دفعه داخ چادر نشسته بودم چادر مسافرتی بود بعد گوشه ی چادر خورد به کتری کتری بخار بود خیلی دماش بالا بود ریخت روی پام X_X
پوست پام رفت که هیچ بدبختی بعدشم چرک کرد X_X
داشتم میمردم :((
 
پاسخ : جای زخم ...

سوم راهنمایی داشتیم زو بازی میکردیم دوستم خورد به من فرم عینکم رفت تو ابروم ! شکست !

بچه بودیمم با خواهرم ناز و نوازش کردیم چنگ انداخت به صورتم آباد شد ! ناخنش پوستمو برد !

پسرخالم از حموم اومده بود بعد رفت جلو بخاری شکمش چسبید به بخاری اصن یه وضعی بود طفلی !
 
Back
بالا