• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مرجع املای صحیح کلمات پرکاربرد

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع farshidGCD
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
معنی کلمه مورد نظر رو هم بگین چون بعضی کلمات با توجه به معنی نگارش متفاوتی دارند...
 
کسی فرق بین همذاد پنداری و همذات پنداری رو گفته؟چون خیلی داره بحث اعصاب خرد کنی میشه بین دوستان⁦:-|⁩
 
بهتره از سد و شست استفاده کنیم تا صد و شصت چون این اعداد فارسی هستن و ص حرف عربیه ( البته همین فارسی ام باید پارسی باشه ولی اینو اکثرا میدونن حالا به هر دلیلی مثل عادت یه جور دیگه استفاده می‌کنن درحالی‌که سد و شست رو خیلیا اگه بنویسی میگن غلط نوشتی )

شصت: عدد
شست: انگشت

میخواهم، میروم، و... غلط
می‌خواهم، می‌روم، و... درست
¦
بعضی ها قبول نمی‌کنند با املای درست کلمه هارو بنویسن و میگن اونا خیلی کتابی هستن!
بعضی ها هم که کلا کمر همت بستن همه چیز رو تغییر بدن، مثلا میخوام رو مینویسن میخام! یا حوصله رو مینویسن حصله! با این توجیه که اینجوری راحت تره!
¦
پ.ن: خودم از اونای هستم که آخر کلمات بجای کسره، ـه می‌ذارم :D دبستان هم از اونایی بودم که بین اسم و فامیل "ی" می‌ذاشتن مثلا فاطمه‌ی فلانی:-"
پ.ن٢: البته بعضی جاها مثلا آخر جمله "ه/ـه" معنی "هست" میده (مثل اخر جمله بالا)

به هرحال امیدوارم ترک کنیم این عادات رو;;)
¦
بعدا نوشت: یک سوال برام پیش اومد، الان مثلا تو جملات بالا "تغییر بدن" رو باید بنویسیم "تغییر بدهند" یا همونجوری ایرادی نداره؟ :| (وی زیادی حساس شده است)
 
اين يه اشتباه خيلى بچه گانه و ابتداييه اس كه اكثر افراد جوان(و خيلى از افراد همينجا)مى كنن
لهجه درسته نه لحجه
 
مثل اینکه شوآف درسته و
شواف و شوعاف و شوئاف و شعاف اشتباهن
 
طهران؛ اطاق؛ اطو؛ طینا! ریشه عربی دارند و درستش اینه که این جوری نوشته شه : تهران؛ اتاق؛ اتو؛ تینا
 
تو رو خدا این ه کسره رو درست بنویسید:-<
یه وقتایی کسره به معنای است یا هست نیست و انگار واسه وصل کردن دو تا کلمس. اینجور وقتا نباید ه بذاریم:-<
مثلا غوله بزرگه مهربان اشتباهه. باید بنویسم غول بزرگ مهربان چون تو هیچ کدوم به معنی است نیست(نمیگیم غول است بزرگ است مهربان که:|)
ولی وقتایی که معنی است یا هست میده باید ه بذاریم.
مثلا خوبه یعنی خوب است. پس باید ه بذاریم... "خوب ِ " نوشتن اشتباهه
مرسی اه
 
رایج‌ترین غلط‌های املایی

املای سمتِ‌راست غلط و املای سمت‌ِچپ درست است.

۱. آنفلوآنزا ← آنفولانزا
۲. اصراف ← اسراف
۳. اصطحکاک ← اصطکاک
۴. اطاق ← اتاق
۵. اطراق ← اتراق
۶. الحمدالله ← الحمدلله
۷. الویت ← اولویت
۸. انشاالله ← ان‌شاءالله
۹. انظباط ← انضباط
۱۰. باطری ← باتری
۱۱. بلاخره ← بالاخره
۱۲. بلیط ← بلیت
۱۳. به‌شخصه ← بشخصه
۱۴. بیاندازد ← بیندازد
۱۵. بی‌مهابا ← بی‌محابا
۱۶. بیوفتد ← بیفتد
۱۷. پاچه‌خواری ← پاچه‌خاری ( اینو خیلی ها اشتباه میکنن)
۱۸. پلمپ ← پلمب
۱۹. پیش‌خوان ← پیش‌خان
۲۰. تزئین ← تزیین
۲۱. توفان ← طوفان
۲۲. چرخ و فلک ← چرخ‌ِفلک
۲۳. حدالامکان ← حتی‌الامکان
۲۴. خوار و بار ← خواربار
۲۵. درد و دل ← دردِدل
۲۶. ذغال ← زغال
۲۷. راجبه ← راجع به
۲۸. رزالت ← رذالت
۲۹. رزیلانه ← رذیلانه
۳۰. زیباشناسی ← زیبایی‌شناسی
۳۱. سانتریفیوژ ← سانتریفوژ
۳۲. سایبان ← سایه‌بان
۳۳. سپاس‌گذار ← سپاس‌گزار
۳۴. سئوال ← سؤال
۳۵. ضرب‌العجل ← ضرب‌الاجل
۳۶. طپش ← تپش
۳۷. طپیدن ← تپیدن
۳۸. علاقمند ← علاقه‌مند
۳۹. غلطیدن ← غلتیدن
۴۰. فارق از ← فارغ از
۴۱. فن‌آوری ← فناوری
۴۲. قوائد ← قواعد
۴۳. لشگر ← لشکر
۴۴. مابه‌ازا ← مابازا
۴۵. ماکارانی ← ماکارونی
۴۶. مبداء ← مبدأ
۴۷. متالوژی ← متالورژی
۴۸. متنابهی ← معتنابهی
۴۹. مرحم ← مرهم
۵۰. مشمول‌ذمه ← مشغول‌ذِمه
۵۱. ملات ← ملاط
۵۲. ملقمه ← ملغمه
۵۳. منشاء ← منشأ
۵۴. مُنقّص ← مُنغّص
۵۵. نیاندازد ← نیندازد
۵۶. نیوفتد ← نیفتد
۵۷. وحله ← وهله
۵۸. ویالون ← ویولن
۵۹. یا ابوالفضل ← یا اباالفضل
۶۰. یهو ← یه‌هو (یک‌هو)
 
یه تاپیک مزخرف دیگه.. این خزعبلات چیه دیگه؟ املا و طرز نوشتن قراردادی تذکر دادن هم مگه داره؟ دوستان عزیز این مزخرفات چیست جمع کنید. مهم ارتباط برقرار کردن است املا و انشا و انگا و منگا فروشی چه مزخرف غیربهداشطی‌ایه غرس مرص فرس راجب ساده‌ گی همرو تونستی بخونی بچ بکش دِ هِل out
 
سلام!
از اونجایی که این مبحث درست نویسی، یکی از دغدغه های بنده هست، تصمیم دارم هر از گاهی پستی در این باره بگذارم.


توی کلمه‌های فارسی و عربی رایج در فارسی، همزه فقط در اول کلمه قرار می‌گیره؛ بنابراین باید از آوردن همزه یا نوشتن «ی» به صورت «ئ» در وسط یا آخر کلمه ها پرهیز کنیم یا حذف کنیم، مثل: استثنا، املا، انشا و...؛ و یه نکته دیگه اینکه، به جای تلفّظ همزه با «ی» تلفّظ بشه، مثل:

بنویسیم ننویسیم

آیین / آئین
پاییز / پائیز
آیینه / آئینه
بها / بهاء
موبد / مؤبد
دانایی / دانائی
رویین تن / روئین تن
روییدن / روئیدن

قدیم تر ها، همزه‌ی آخر به «واو» تبدیل می‌شد، مثل: جزء، به جای جزو.

-------------------------------

کلمه‌هایی از نوع: داوود، کاووس و مانند آن‌ها که با اشباع تلفّظ می‌شود در کتابت با دو «واو» یکی نماینده‌ی صامت و دیگری نماینده‌ی مصوّت بلند نوشته می‌شود، مانند:

بنویسیم ننویسیم

کاووس / کاوس
طاووس / طاوس
چاووش / چاوش
وول خوردن / ول خوردن

-----------------------------

جزء پیشین «می» همیشه جدا از فعل نوشته می‌شود، مثل:

بنویسیم ننویسیم

می‌رفت / میرفت
می‌شنید / میشنید
می‌گفت / میگفت
می‌روم / میروم
 
Back
بالا