• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اعتراف می کنم
وقتی در خونه رو باز می کنم وقبض ها می افته رو زمین به دروغ به بابام می گم که رو هوا گرفتمش
 
اعتراف می کنم راجب خیلیا فک می کردم ازم بزرگ ترن در حالی که راجب خیلی ازین خیلیا درست فک نمی کردم.

:-"
 
اعتراف میکنم امسال که اومدم تیزهوشان نمونه ثبت نام نکرده بودم :|
دلیلشم این بود که واقعا چرا وقتی تیزهوشان هست بریم نمونه :-?:))
اتفاقاً منم هفت سال پیش برای این که تقریبا‍ً میدونستم تیزهوشان قبول میشم(حس ششم!!)
عمداً آزمون نمونه رو جوری دادم که قبول نشم!!!
(بخاطر برخی مسائل مجبور بودم هردو آزمون رو بدم و اگه نمونه قبول میشدم، تیزهوشان میپرید!!!)
 
اعتراف میکنم تا اول راهنمایی سرور {server} میخوندم سرور { soror }بعدا دیدم خیلی مسخرس میگفتمش سرور { sarvar }
تازه ارشک هم میخونم {arshak}
 
آخرین ویرایش:
اعتراف می‌کنم در مورد بعضی کارام جرئت ندارم پیش خودم اعتراف کنم چ برسه توو اعترافگاه!!!
 
آخرین ویرایش:
داشتم صفحات اعتراف رو می‎خوندم متوجه شدم یه اعتراف مشترک اعضای سایت این بود که فکر می‎کردند @kahroba دختره :-"
خب این مشکل که کی پسره کی دختر برای من زیاد پیش اومده بود بعد مدتی مثلاً اتفاقی می‎فهمیدم که جنسیت رو اشتباه رفته بودم :))
بعد این موردها زیاد بوده منم مثل همه فکر می‎کردم کهربا دختره :-"
ولی یه سری موردها هست هنوزم که یادم می‎افته جنسیت رو اشتباه فهمیده بودم خندم می‎گیره حالا همه رو اعتراف نمی‎کنم فقط چندتا :-" (تعدادشون زیاده)
@Nemesys
فکر می‎کردم دختره بعدها فهمیدم پسره.
@shnava
فکر می‎کردم پسره بعد مدیر شد فهمیدم دختره :-"
@Lorca
خب برای خودم هم هنوز خیلی سخته چطور یه زمان فکر می‎کردم نیلوفر پسره ولی خب اون اوایل اسمش Lorca بود و بعدش عوض کرد نیلوفر و بعدش محیط سایت عوض شد باز Lorca به هر حال من تا یه مدت فکر می‎کردم پسره :-"
@maleck :)
درسته این آقا الان عکس خودشه و کلی ریش داره ولی یه زمان عکس علیزاده و یا کلهر رو پروفایلش گذاشته بود و من فکر میکردم دختره :)) این عکس هنرمند فقط باعث می‎شد من از رو نوشته‎ها و اسم پروفایل جنسیت رو حدس بزنم @sadlove هم یه مدت عکس رضا صادقی می‎ذاشت من اشتباه کردم فکر کردم پسره.
دیگه از وقتی عکس ملک پروفایلش رو خودش گذاشته، وقتی پروفایلش رو می‎بینم خندم می‎گیره :D
دیگه افراد زیادند دیگه :-" آبروم می‎ره همه رو بنویسم :-" و یه تعداد هم دیگه سایت نمیان و من اسم یوزر اصلیشون رو نمی‎دونم مثلاً یه خانمی بود اسم کاربریش هامون بود.
البته @Samandoon :D رو اشتباه نکردم درست فهمیدم که دختره :D
 
آخرین ویرایش:
منم اعتراف می کنم خیلی شاخم.
متواضعم هستم.

:-"
 
بچّه که بودم تا یه مدّت فکر می‌کردم "آب ِ شرب" همون "شراب"‍ه:-" بعد هی تعجّب می‌کردم که مگه حرام نیست، چه‌طور انقد راحت بیشتر جاها مثلن می‌نویسن آب شرب موجود است و اینا:-":))
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم.
خیال میکردم سلف سرویس، صفر سرویسه سره کلاس زبان گفتم، هیچی نفهمید، فارسیشو گفتم کله کلاس زدن زیره خنده! :-L

سوم راهنمایی که بودم یه امتحان ریاضی گرفتن با کلی قضیه و اینا نمره ما شد ۱۰! اصلا خودم هم نفهمیدم چی شد قبل امتحانم حالت تهوع و تب زیاد و این قضیه ها(بقیه ش هم تو دستشویی میگزره)! به معلمو مسئول پایه گفتم آقا من حالم بد بوده و اینا یه امتحان دیگه بگیرین ، اینو ندیده بگیرین ....
قبول نکردن که نکردن، نمره ها رو گذاشتن رو سایت مدرسه منم دیدم خیلی وضع خرابه به اولیا هم اس ام اس دادن که رو سایته فقط من ۳ که خونه بودم، مامنم ۷ میرسید زدم سایته مدرسه رو هک کردم نمره م رو کردم ۲۰ ( :-")!
مامانم هم رفت دید کلی تشویق کرد و اینا!
فرداش مشاورمون خرمو گرفت در این حالت بود دقیقا( :|) گفت دفعه بعد تکرار شه خودم شخصا زنگ میزنم به اولیات نمره هاتو میگم! زود میری سایتو درست میکنی! این نمره ت رو فعلا نادیده میگیریم! منم از خدا خواسته!


ویرایش :خو آقا الان خواهرای من اینو بخونن به مامانم لو بدن کلم کنده اس که!
یه کاری بکنین کسی نبینه ! جدی میگم!!
سوم راهنمایی سایت مدرسه هک کردی ؟ :|
 
اعتراف میکنم بعضی وقتا محض شادی روح و جسم "کنسل" و "اینو زدم تا بدونی" مجید خراطها رو گوش میدم لب خونی هم میکنم :-" آهان با اونی که میگه اومدم خونتون دیدم عروسی کردی چقد خوشگل شدی و به دوماد حسودیم میشه و اینا هم همینطور:-"
 
آخرین ویرایش:
اعتراف میکنم بچه ک بودم فک میکردم بستری و بستنی یکیه بعد یکی میگف فلانی بستری شده با خودم فک میکردم خوش ب حال خونوادش کلا بستنی میخورن
 
سلام اعتراف میکنم که یه بار تو راهنمایی علوم رو شدم 6، بعد معلم علوممون کتکم زد.بعد به معاونمون گفت یه سریم معاونمون کتکم زد:D بعد از مدرسه زنگ زدم بابام قضیه رو تعریف کردم (پیش خودم گفتم بابام هوامو میگیره دیگه) وقتی بابام رسید مدرسه یه بارم بابام کتکم زد :D:D
 
کلاس اول بودم،از دوستم پرسیدم دیکتتو چند شدی؟؟
گفت اونش دیگه به خودم مربوطه :|
اولین بار بود میشنیدم به نظرم چیز جالبی میومد...
اومدم خونه بابام پرسید دیکتتو چن شدی؟؟
گفتم اونش به خودم مربوطه!! :))X_X
 
به یه نفری شدید دارم حسود میکنم-__-
تا الان از آمپول نمیرسیدما ولی الان میترسم و امشب از زدن آمپول به بهانه دگزا بودن نزدم :-ss
 
Back
بالا