• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

zeynabgol

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,496
امتیاز
8,349
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند
مرغان نظرباز سبک‌سیر فروغی
از دام گه خاک بر افلاک پریدند
 

ftmh.mz

کاربر فعال
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
29
امتیاز
218
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
ارومیه
سال فارغ التحصیلی
1401
ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌ / عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌
عشق یعنی دشت گل کاری شده / در کویری چشمه‌ای جاری شده
عشق یعنی ترش را شیرین کنی / عشق یعنی نیش را نوشین کنی
عشق یعنی گل به جای خار باش / پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس / بردن آنها به بیرون از قفس
در میان این همه غوغا و شر / عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر / واگذاری آب را بر تشنه تر
عشق یعنی مشکلی آسان کنی / دردی از درمانده‌ای درمان کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس / در مقام بخشش از آیین مپرس
هرکجا عشق آید و ساکن شود / هرچه ناممکن بود ممکن شود
 

Amirhossin

Astronomer
ارسال‌ها
139
امتیاز
1,365
نام مرکز سمپاد
...
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1400
بی نیاز بوسه ای پرشور
کز فریبی تازه می‌رقصد در آن لبخند
بی نیاز از خنده ای دلبند
کز فسونی تازه می جوشد در آن آواز
می‌چکد اشک نگاهم باز ...
بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من !
وینک از خاکستر اندوه پوشیده ست

در میان این خموش آبادِ بی حاصل
در سکوت چیره‌ی این شام بی‌فرجام
می‌چکد اشک نگاهم بر مزار دل
می‌سراید قصّه درد مرا با سنگ چشم او
با غمی کاندر دلم زد چنگ
وز پلاس هستی‌ام بگسیخت تار و پود
می رود می گویمش بدرود ...

هوشنگ_ابتهاج(سایه)
آه اگه سایه نبود......اگه سایه نبود زندگی بی معنا میشد
 

zeynabgol

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,496
امتیاز
8,349
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
بخندیم یخرده :)) لهجه‌ش مشهدیه.
توضیح: برداشتن کفتر های حرم، ممنوعه و خادم ها مواظبن کسی کفتر صاحب نشه.



موره میبینی که شَر و باصِفایوم؟
بِچه محله امام رضایوم!



زلزله‌یوم، حادثه‌یوم، بِلایوم!
بِچه محله امام رضایوم!



هرروزِ جمعه دِلُم ره مِبِندُم
به پنجره طلا وُ ورمِگِردُم.



کارو بارُم رِدیفه، با خدایوم.
بِچه محله امام رضایوم.



به مو بگو بیا به قله قاف!
اصلا موره بذار همونجا علاف!



قرار مرار هرچی بگی، ما پایوم.
بچه محله امام رضایوم.



دروغ مروغ نیست میون ما باهم؛
الان به عنوان مثال، تو حرم،



چند روزه که تو نخ کفترایوم!
بچه محله امام رضایوم!



چشم موره گرفته چندتاکفتر!
گفته خودش، چندتاروخواستی، بَردَر!



الان دارُم خادما رو میپایوم!
بچه محله امام رضایوم!



کفترارو که بُردُم از رو گنبد،
میرم مو تو نخ رفت و امد!



تو نقشه ی اون گنبد طلایوم!
بچه محله امام رضایوم!



گنبدو نصفه شب مِده به دستُم!
او گفته هروقت که بیای، مو هستم!



مویَم که قانع وبی ادعایوم!
بچه محله امام رضایوم!



وقتی میبینم که توی عالم،
همه ازش میگیرن ومیگن بازم کم،



گنبدشه اگر بده، رضایوم
بچه محله امام رضایوم!



گنبدو منبد نموخوام باصفا!
سی ساله پای سفره این اقا،

منتظر یک ژتون غذایوم!
بچه محله امام رضایوم!
 

Мохаммадреза

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
178
امتیاز
2,865
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
کرمان
سال فارغ التحصیلی
93
دانشگاه
تهران
رشته دانشگاه
فیزیک
نه تو می مانی و نه من...
نه هیچ یک از مردم این آبادی...
به حباب لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم می گذرد.
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
سهراب سپهری

لطیف تر و گویا تر از این قسم داریم؟ ولله! که نداریم
 
بالا