• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری

سر خود آیینه را غرق تماشا ببری

مرده شور من عاشق که تو را میخواهم

گور بابای دلی را که به اغوا ببری

چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم!؟

به چه حقی مثلا شهرت لیلا ببری!؟

به من اصلا چه که مهتابی و موی تو بلند!

چه کسی گفته مرا تا شب یلدا ببری!؟

بخورد توی سرت پیک سلامت بادت

آه از دست شرابی که تو بالا ببری

زهر مار و عسل ! از روی لبم لب بردار

بیخودی بوسه به کندوی عسلها ببری

کبک کوهی خرامان! سرجایت بتمرگ

هی نخواه این همه صیاد به صحرا ببری

آخرین بار تو باشد که میایی در خواب

بعد از این پلک نبندم که به رویا ببری

لعنتی! عمر مگر از سر راه آوردم

که همه وعده امروز به فردا ببری

این غزل مال تو, وردار و از اینجا گم شو

به درک باخودت آن را نبری یا ببری!

شهراد میدری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

نه دل آزرده، نه دلتنگ، نه دلسوخته ام
یعنی از عمر گران هیچ نیندوخته ام

پاسخ ساده ی من سخت تر از پرسش توست
عشق درسی ست که من نیز نیاموخته ام

رو سیاه محک عشق شدن نزدیک است
سکه ی قلب زیانی ست که نفروخته ام

برکه ای گفت به خود،ماه به من خیره شده ست
ماه خندید که من چشم به "خود" دوخته ام

شده ام ابر که با گریه فروبنشانم
آتش صاعقه ای را که خود افروخته ام...

فاضل نظری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود
با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود

دیر فهمیدیم و معماران مرموز از قدیم
چیده بودند آن چه بر پیشانی ما رفته بود

گاه می گویم به خود: اصلا کلاه جد من
جای مسجد کاشکی سمت کلیسا رفته بود!

رسم پرهیز از جهان ای کاش بر می داشتند
کاش یوسف روز اول با زلیخا رفته بود

من نمی دانم چه چیزی پایبندم کرده است
کوه اگر پا داشت تا حالا از این جا رفته بود!

دور تا دورش همه خشکی ست ای تنها خزر
راه اگر می داشت از این چاله دریا رفته بود!

حسین جنتی ...
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستی
قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی!

مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی
مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی

من غبارآلود ِهجرانم تو اما مدتی ست
عهده دار ِ آن نگاه ِ لرزه افکن نیستی

یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد ِمن اندازه ی یک عشق روشن نیستی

لاف آزادی زدی؛ حالا که رنگت کرده فصل
از گزند ِ بادهای هرزه ایمن نیستی

چون قیاسش می کنی با من، پس از من هرکسی
هرچه گوید عاشقم،می‌گویی:"اصلا نیستی"


دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی!

+شاعر؟
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

چو بستی در به روی من٬به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی٬به درد خویش خو کردم

چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم

خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
من این ها هر دو با آیینه ی دل روبرو کردم

فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را
ز حال گریه ی پنهان حکایت با سبو کردم

فرود آ٬ای عزیز دل٬که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

ملول از ناله ی بلبل مباش٬ای باغبان٬رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم

تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

حراج عشق و تاراج جوانی٬وحشت پیری
درین هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم

ازین پس شهریارا!ما و از مردم رمیدن ها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم

شهریار
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

مثل تو هرکس آشنایی در سفر دارد
مانند من، مانند من چشمی به در دارد

در سربزیری حاجتی دارد که می‌خواهد
روی زمین تا تکّه نانی دید بردارد

اشکی‌ست اشک او که می‌گویند یاقوت است
آهی‌ست آه او که می‌گویند اثر دارد

من اشک‌هایی داشتم، تنها خودم دیدم
شاید فقط آیینه از دردم خبر دارد

من بغض‌هایی را فرو بردم که ترسیدم
از رازهای سر‌به‌مُهری پرده بردارد

یک عمر در خود ریختم تنهاییِ خود را
انگار کن کوهی که آتش بر جگر دارد

انگار کن آتشفشانی در سرم دارم
روزی مرا بیدار کن اما خطر دارد

دلشوره‌یی دارم، گمانم ماهیِ سرخی
در عمق دریایی به قلّابی نظر دارد ...

مهدی فرجی​
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

زیبــای پـری روی پـری ماه پـری زاد
ای دخـتر ِ افسـونـگـر آزاده ی آزاد

سیمین تن گیسو زری چشم عقیقی
الماس نگاه، ای همه ات گنج خداداد

باید که بخوانی غزل سعدی شیراز
تا لمس کنی درد فرو خوردن فریاد

آدم چه کند با هیجانش وسط درس؟!
ناگاه که یاد تو و چشمان تو افتاد...؟!

با مزه ی ناگفتنی توت فرنگی...
شاعر چه کند گر نکند از لب تو یاد؟!

"محسن رضوی"
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

دلم یک بوسه میخواهد
از آن لبهای شیرینت
دلم تنها، نگاهی را
که بر من میکنی خواهد
که شاید لحظه ای آرام گیرد
جان من
از این همه دردی که از
تیر نگاهت میزند
بر قلب من
چشمان رنگینت.......
دلم یک تاب میخواهد
از آن موهای مشکینت
که چون زنجیر می بافی
به هم زلفت
پریشان میکنی
این قلب من
وقتی که می بافی به هم
شعری
که در آن نام من را میبری
با عشق
همان وقت است که میبینم
به زیر موی تو
برقی ،
که بر چشمم زند
آن روی سیمینت....
دلم یک بوسه میخواهد
ز پیشانی بی چینت
که چون شاهی پری چهره
نشسته بر سر تختی بلند،
درقصر شاهی
میکند بر جان و قلب و روح و اندامم
حکومت،
میان آن دو ابروهای زرینت......
دلم تنها تو را خواهد
همان همراه دیرینت
تو ای بانو ،
صنم،
ای عشق دیرینم
منم آن یار
همان یاری که بر قلبت ،
شده عاشق
نه بر چشم و سر و مویت
نه بر اندام دست چینت......


مجتبی کوشکی(خرم آبادی)

 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

به دریا رفته ام امشب
نگاهم تلخ
دلم چون شب
ز ساحل اندکی دورم.....
سوار بر موج تنهایی
رفیق و همدمم ماهی
رها من گشته ،مهجورم......
ببین امشب زتنهایی
از این آشوب گهگاهی
غروب آفتابی سرخ
دلی عاشق
دلی در حسرت دیدار
لبی در حسرت بوسه
هوایی گرم و شاید سرد
نفسها دم به دم رفته
چه آفت ها به پا خیزد
که شاید آب این دریا
بشوید جان رنجورم......
تنم زخمی شده از خود
جگر پر خون زدست خود
نگون بختم،نگون بختی
چو آن صیدم،چو آن صیدی
که میترسم ز صیادم
که میترسد ز صیادی
اسیر دست صیادم
اسیر دست صیادی
گرفتار گشته در توری
گرفتار گشته در تورم.....


مجتبی کوشکی (خرم آبادی)
@sorudehayeshaerane
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

سالها رفت و هنوز...
یک نفر نیست بپرسد از من....
که تو از پنجره ی عشق چه ها میخواهی؟؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری...
همه جا مینگری
گاه با ماه سخن میگویی
گاه با رهگذران خبر گمشده ای میجویی
راستی گمشده ات کیست؟؟
کجاست؟؟
صدفی در دریاست؟
نوری از روزنه ی فرداهاست؟
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست؟
قیصر امین پور
 
Back
بالا