پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...
اصولا در اين مواقع هي به اين نتيجه ميرسم چقدر از لحاظ حافظه مشكل دارم

------------>(اين خطو وقتي نوشتم كه ميخواستم شروع كنم پست رو!!ولي بعدش هركسي يه كس ديگه رو يادم اورد و زياد شدن ديگه

B-) )
4245: كلا 2 روز از من بزرگتر بودا!يادمه هميشه ميزد تو سرم اين 2 روز رو
TNT :هي جك تركي ميگفت ميخنديديم

كلا خيلي رو ترك بودن مانور ميداد
close:اون قديميه منم قديميم!اما اشنايي برنميگرده به قديم! #-oبه هر حال روز تولدم دوست شديم و خيلي دوست شديم
بهداد
(shadow) و فرشيد(
GCD) و
hespride بيشتر به عنوان مديراي حرف بزن در لحظات حساس تو ذهنمن
بهداد : اون فحشه تركي كه داد بعد كلي بحث شد سرش و دعوا و اينا
pegior و
پگاه عابد رو يه مدت طولاني از هم تشخيص نميدادم!حتي يه مدت فك ميكردم يه نفرن:د!چه دليلي داره 2تا پگاه باشن هر 2تا اصفهاني
pico:به عنوان يكي كه تو بحثاي فلسفه + چيزاي مربوط به خدا و شيطان شركت ميكرد
پرنيان.د : فلسفه - موسيقي - دستنوشته!يادمه يه بار مستقيما بهش گفتم شخصيتت رو دوست دارم!(به هيچكس نميگم اصولا

)
بعد اون پستش بود كه گفته بود " تو مهدكودك دوستم گفته يه كاري بگم قول ميدي نگي "نه"؟گفتم اره گفته موهاتو قيچي كن منم اينكارو كردم)--->يه چيزي تو همين مايه ها
سها: معما و هوش
سعيد حيدريان:عكاس-فكرسوق-دعوا:دي
سروش فرشچين: يادمه بعد فكر سوق كاشان اشنا شدم

+عكسايي كه گرفتن از گروها
كلا كسايي كه كاشان ديدم:ارمان زارعي و همكلاسي و سروش فرشچين و بذركار و ندا مكرم و ارميتا و سارا حقيقي و محسن

كه البته هيچكدوم مارو نديدن غير ندا و ارميتا
محسن: سنتور ميزنه!خوبم ميزنه!
نرگس: اوني كه مدير شناخت بود!كه گربه ها رو خيلي دوس داشت!سر تاپيك سمپادياي كرمان كچلش كرديم اونموقه ها
سارينا احمديان :يادم نيست اون جريان خانواده اي كه زدن ستاره سوسك و سارينا سوسك و اينا مال كيه: :-sقديمي بود!؟به هر حال سارينا كه قديمي بود ديگه
سارا حقيقي : موقه هايي كه زرت زرت بن ميشد:د!
پرستو جون : با سه تا"O" !پرستو 3 تا o داشت ياjooon؟

#-o
همون جون سه تا oداش!:د
بعد تازه من گفتم اينجا در حضور عموم نگم خاطراتمو با پري ولي ر.ك به پست علي در رابطه با ميس ماارولوس


اونموقه كه بچه ها اومدن كرمان من و پري شب كنار هم خوابيديم

!البته در معذوريت بوديم

ولي اصولا و اساسا اسم پري مياد اون شبم باهاش مياد ديگه
يه شبم البته كنار ري خوابيدم

close

اينم در ادامش جا داشت افشا گري شه
موبو هم كه كاربر قديمي نيس ولي خب چرخدنده هاش بعيد از ماها كمتر باشه

به شدت به خاطر بزرگ بودنش بهش علاقه دارم!و مشخصش به نظرم همينه كه بچه نيس با اينكه كوچيكتره!اين خيلي محسوسه توش:د
persian boy: پويا!علاقه شديد به ايران!اواتارشم يه چيزي تو مايه هاي تخت جمشيد يه مدت فك كنم بود
shazdeh:از بچه هاي همدان!يكي از ادمايي كه تو خيلي بازه هاي زماني كمك كرد بهم
ارمان زارعي: به شدت مغرور و روي اعصاب يه عده زيادي ادم:د! از اين شخصيتايي كه 1 نفر تو اولين برخورد هم حرصش در بياد اكثرا!

البته خيلي با غرورش سر و كله نزدم!ولي همه ميدونستن خيلي مغروره:دي!خيلي اصا!!
احمدرضا.ج : عكاسي!دوست سعيد حيدريان بود!نه!؟+ اون اواتارش كه من فك ميكردم عكس يه مرغ ِ كه لخته
احسان.م : مشهدي بود!تاپيك شايعه رو من و اون و
black fireفكر كنم تركونديم!كساي ديگه هم بودن!سپيده هم بود!بعضيا هم ميومدن چند روز و چند صفحه بعد ميرفتن ديگه:د!ما پاي ثابت بوديم

!+ تاپيك داستان بسازيم!اون موقه ها و اون داستانا عالي بود واقعا

راستي
Red Line (شهاب) هم بود!
ياد فيلم خط قرمز هم ميفتم
نـيــــــما مجريسازان هم برخورد نزديكي نداشتم هيچوقت اما ادم مهربوني بود در نماي دور!
محمد حسين و
مهرابم بودن!مهراب در كل ادم بي ادبي بود!اما اگه ميخواستي ميتونست نباشه!دست خودش بود

+ولي در مجموع شخصيت خوبي داشت!كلا هم يه ادم خيلي معمولي نبود!يكم از بعضي جهات غير عادي
محمد حسين هم خوب بود!اكثر كسايي ميشناختنش دوسش داشتن فك كنم!ساده و صميمي و اينا بود
احتمالا اين پست ادامه دارد... :)
+يه كم از كسايي كه نگفته بودنم گفتم و هنوزم خيليا هستن هيچكي نگفته فك كنم:دي