• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

کسی که سایت رو بهم معرفی کرد مهسا بود :دی

+ مرسی واسه تاپیک ب این خوبی :دی
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از ArmAn AriA :
کورش بود که می گفت پیرو منه!!! بچه خوبی بود
واقعــا؟ :دی
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از پگاه :
من یه خاطره هم درباره close یادم اومد، یه پستی یه بار داده بود تو حرف بزن البته تا جایی که یادمه close بود ولی خب شایدم اشتباه میکنم
نزدیکا کنکور 91 بود، در حد چند روز قبل یا روز قبلش حتی، محتوای پست close این بود که " امیدوارم کنکورتون رو خوب بدین و شما قبول نشین و رتبه تون خوب نشه کی میخواد بشه " بعد در ادامه اش نوشته بود " ما هم واسه المپیاد شیمی همینو به خودمون میگفتیم آخرشم دیدیم ما قبول نشیم کیا قبول میشن :)) "

یادمه وقتی پستشو خوندم خیلی خنده ام گرفت ;D بعد ِ نتایج کنکور و در اوج دپرسیت و اعصاب خوردیم هم هی یاد این پست میفتادم خنده ام میگرفت ;D
:)) ها خودم بودم :))
چیییییییش حالا بیا و هی روحیه بده :-" به چیش می خندیدی حالا؟ :))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

من کوتاه یه چیزی بگم
بعد میام کامل تر میگم

یادمه یه موقعی بود که اکیپ GCD اینا! یکی دیگه رو (یادم نیس کی! ) میگفتن GDVD و اینا...

و انواع ورژن های G ...

منم کلا نمیدونستم چه فلسفه ای پشت این اسم هست، بعد که اینو دیدم یه کم به CD فک کردم ;D

کلی یادم مونده، جزئیاتو یادم رفته متاسفانه.
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از Blest Girl :
من کوتاه یه چیزی بگم
بعد میام کامل تر میگم

یادمه یه موقعی بود که اکیپ GCD اینا! یکی دیگه رو (یادم نیس کی! ) میگفتن GDVD و اینا...

و انواع ورژن های G ...

منم کلا نمیدونستم چه فلسفه ای پشت این اسم هست، بعد که اینو دیدم یه کم به CD فک کردم ;D

کلی یادم مونده، جزئیاتو یادم رفته متاسفانه.
:))
14rRdFb1j0gn3nFJ4pXigL
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

عجب تاپیک و پست‌هایی، عاالی :د مرسی محمد!
اولین کسی که تو فروم باهاش آشنا شدم همین مطهری بود! خیلی جدی و خشک بود، جمله‌هاش کوتاه، حرفشم یکی بود، اصن نمی‌شد باهاش بحث کرد :))

آرمیتا ثابتی اشرف که بعد این که تو فروم شناختمش، اولین بار تو سایت مدرسه دیدمش و الانم که از دوستای خوبمه :) خیلــی باهوش بود (هست هنوزما :د)، چه کاراگاه‌بازی‌هایی هم در می‌آوردیم با هم :))

مهمّد بذرکار که هروقت می‌خواستیم اذیتش کنیم می‌گفتیم بذری و یادمه خوشش هم نمی‌اومد :د سبک نوشتنش و تیکه‌هاش خاص بود! ایده‌هاش رو هم خیلی دوست داشتم و همیشه غبطه می‌خوردم که کاش ذهن منم انقدر باز بود :د

سعید زارعیان، ایده‌های خیلی خوبی داشت و دوراندیشانه! باهوش، و بسیار باسیاست. کاراش حساب شده بود. و مطمئن بودم و هستم که خیلی موفق میشه.

سمانه زارعیان که خواهرمه! :د خیلی دوسش داشتم و دارم. المپیاد نجوم بود و تو انجمن نجوم هم فعالیتش زیاد بود. زمان کنکور هم خیلی بهم روحیه می‌داد :د

مهران محمودی همیشه نظرش این بود که داریم وقتمونو تلف می‌کنیم این‌جا :)) خیلی هم رو نیم‌فاصله و نگارش حساس بود!

محدرضا باقری (Marlik)، یه فرد خیلی ادبی، با نوشته‌های خیلی خوب و سبک نگارش خاص که همیشه ِ ُ ُ َ ها رو می‌ذاشت :)) یه روز قهر یه روز آشتی! از اونایی بود که مطمئن بودم بعداً به جاهای خوبی می‌رسه.

سعید حیدریان ِ همکلاسی! یه عکاس خوب :د پارکور و اسکیت بورد و اینا، فکرسوق کاشان که بسیار هم خوش گذشت :د مسابقات عکاسی...

سارا حقیقی :)) اعتراف می‌کنم وقتی می‌دیدم دوباره اکانت ساختی و ماجراها از نو، می‌خواستم موهامو بکنم :))) ولی الان دختر خیلی خوبی و پرانرژی و باحالی هستی :د :x خانووم شدی :د

TnT ، آروین پسرم، قندِ عسل :))

Hermes امیرحسین که یه مدت خیلی کمکم کرد :) اخلاق عجیبی داشت!

Hespride رو با مسابقات عکاسی یادمه بیشتر که موضوع انتخاب می‌کردیم.

سلطان! اوه اوه... می‌خواستم سر به تنش نباشه :-" :د چه بساطی بود یه مدت... نامه‌های بلندبالا و اعتراض و دعوا و اینا... خاطره‌ی خوبی ندارم متاسفانه :د

پارسا، خیلی جدی به نظر می‌اومد، مغرور! کلاً یه تصوری داشتم که خیلی فرق داره با چیزی که هست :د

نیما مضروب، آروم و مهربون و دلسوز، گروه‌نوشت و نشریه، پدربزرگ سمپادیا :د نیما هم سبک نوشتار خاصی داشت! و بسیار هم آرمان‌گرا

محمدعلی اعرابی، که اکثر کارای نشریه رو انجام می‌داد و کارشم درست بود :) ولی همیشه یه شخصیت کاملاً مجهول بود برام! میشه گفت هیچ شناختی ندارم ازش.

پگاه پوراحمد که نوشته‌هاش رو خیلی دوست داشتم، ساده و قشنگ. بیشتر تو گروه‌نوشت و نشریه بود و کمتر تو فروم پست می‌داد.

GCD! چه‌قدر تاپیک‌های اعتراض و اینا :د

علی ع. داداش گلم :د همش قهر می‌کرد :)) چه داستانی هم بود سر امتیازا و مدیر معاون شدن و اینا! شخصیت خیلی جالبی داره :) اولین آشناییمون هم با دعوا بود تا اونجایی که یادمه :))

ریحانه رو بیشتر از همه با عکسای همسترش یادمه :د دختر گلیه

فراز! خداییش می‌ترسیدم ازش :)) خیلی غیرقابل پیش‌بینی بود، و زیادی باهوش :د نمی‌شد فهمید چی داره تو سرش می‌گذره و کار بعدی‌ای که می‌تونه بکنه چی خواهد بود. خیلی آدم عجیبی بود و هست البته!

یاسمین رضائی، دوست خیلی خیلــی خوبم که تو نشریه و گروه‌نوشت بود و نوشته‌هاش حرف ندارن! یه مصاحبه هم با هم با رضا امیرخانی کردیم واسه نشریه که اونم چه دورانی بود :د نشریه رو که چاپ می‌کردیم، یواشکی و قاچاقی می‌یردیم رو برد کلاسا نصب و بین بچه‌ها پخش می‌کردیم، بعد هی می‌پرسیدیم نظرتون چیه؟ چه‌طور بود؟ :))

3ggerman و عطیه و تارا رو هم بیشتر به پست‌های انجمن ورزش و کل‌کل‌هاشون و تیپ پسرونه‌شون یادمه! :د

هنگامه Captain pisko :د دختر خیلی باحالی بود :د

سعید آرزومند، ملقب به آرزو، باسیاست، خاص! جدی و در عین حال شوخ‌طبع. اولین پادکست :د تیکه‌های به جایی مینداخت :د

احمدرضا.ج یادمه خیلی درسخون بود، همیشه رتبه‌های قلم‌چی‌ش خیلی خوب می‌شد :)) ادبی هم بود، اهل شعر و کتاب‌خون. خیلی داداش خوبیه :د واسه فرهنگ‌سازی هم خیلی تلاش می‌کرد!

بیتا هم خیلی نایس بود و هست البته :د نرگس هم که عاشق گربه‌ها بود :د و با بیتا تو انجمن انگلیسی بودن.

اصن رفتم تو گذشته‌ها...خیلی خوبه که می‌بینم هنوز خیلی کسا و چیزا رو یادمون نرفته، خصوصاً خودم که حافظه‌م شدیداً ضعیفه، ولی هنوزم اینا رو یادمه :د بازم یادم اومد می‌نویسم.
//ولی واسه‌م یه کم ناراحت‌کننده‌ست که منو خیلی کم یادتون بود =(( :-<
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

اینا هم یادم اومد! :

مهسا خانوم ِ شهشهانی، هرچی ازش خوب بگم کم گفتم :د خیلی ساده و خوب، کلی هم با مرام و دوست‌داشتنی، و یادمه که خیلی هم دلسوز بود واسه بچه‌ها و پشتیبان کنکوری‌های 91 :) انقدر هم درس‌خون بود :)) همیشه تو همه‌ی تاپیک‌های مربوط به کنکور استرس شدید داشت و هی می‌گفت کنکور رو خراب می‌کنم و اینا، ولی خب کامپیوتر دانشگاه تهرانه!
//ناگفته نماند که ریاضی 1 و فیزیک 1 رو هم می‌گفت می‌افتم و شیرینی میده اگه پاس بشه، ولی هنوزم نداده شیرینی‌ش رو :د ولی می‌گیرم ازش بالاخره :))

مریم مشایخی (Panther) خیلی خون‌گرم بود و با همه زود جور می‌شد، در حدی که یادمه وقتی اولین دفعه تو مدرسمون دیدمش (فکر کنم واسه کارگاه علوم بود :-؟)، احساس کردم خیلی وقته می‌شناسمش و قبلاً هم چندین بار دیده بودمش!

فاطمه و عاطفه ایرانی، دوستان ِ دوقلو :د عاطفه رو خیلی یادم نمیاد، ولی فاطمه رو یادمه که ایشون هم خیلی صمیمی بود با بچه‌ها و خون‌گرم و دوست‌داشتنی، و حتی من که خیلی راحت نمی‌جوشیدم با بچه‌ها، باهاش احساس راحتی می‌کردم. ولی اعتراف می‎‌کنم سر قضایای سمپادسیتی خیلی ناراحت شده بودم از دستش...

فاطمه‌زهرا قرائی‌منشِ گل :x ارادت خاصی دارم بهش :د خیلی صمیمی و دوست‌داشتنی، هیچ‌وقت هم واسه دوستاش کم نمی‌ذاشت :) برنامه‌نویسیش خیلی خوب بود و فعال تو انجمن برنامه‌نویسی.

آرمان حقیقی از اونایی بود که همیشه یادم بود که تو سمپادیا هست و فعال هم بوده‌ها و از بچه‌های قدیمی بوده، ولی هیچ‌وقت یادم نمی‌اومد که کجا بیشتر فعال بوده :د ولی یادمه مسائلی که تو ریاضی می‌ذاشتم رو خیلی سعی می‌کرد حل کنه :د پشتکار خوبی داشت.

Omi:D رو درست یادم نمیاد، فقط یادمه که برادرم رو می‌شناخت از MRL! و با فراز مشکل داشتن با هم، که یا فراز بن بشه، یا این که امید میره...! اگه اشتباه نکنم دوران پیش دانشگاهیِ من بود که کمتر می‌اومدم دیگه و خیلی در جریان نبودم.

یکی هم بود اسمش رو مطمئن نیستم درست یادم مونده باشه، فکر کنم حمیدرضا بود :-؟ که عکس‌های نجومی مینداخت و یه تاپیکی هم درست کرده بود واسه‌شون. تو انجمن عکاسی بود. خیلی عکس‌هاش رو دوست داشتم و هیچ ایده‌ای هم نداشتم که چه‌جوری این عکس‌ها رو می‌گیره! همیشه آرزوم بود یه روز یاد بگیرم منم :د

پدرام (4245 یا یه عددی تو همین مایه‌ها :د) رو بیشتر از این که خودش رو یادم بیاد و فعالیتش تو سمپادیا، یادمه که بهش می‌گفتم دوست ِ آروین پسرم :)) و یادمه که یه بار منو سرکار گذاشتن و کلی هم خندیدن :)) حالا دارم واسه‌ش :-" بترس :د

یه سبحان خوشدست هم بود یه زمانی :د اکانتاش خیلی زیاد بود، خیلیــــا! و همیشه واسه‌م عجیب بود که با وجود این که این همه بن شده، خود من هم اون همه باهاش دعوا کرده بودم، چرا دوباره میاد سمپادیا :))

یکی هم بود به اسم chatton، فرانسوی بلد بود اگه اشتباه نکنم، Lorca هم الان یه چیزایی یادم اومد، فکر کنم یه زمانی هم زیاد حرف می‌زدیم با هم نسبتاً، ولی متاسفانه چیز خاصی یادم نمیاد :( (و خیلی این موضوع ناراحتم می‌کنه که یه سری‌ها رو یادم نمیاد دیگه :( )

saphir هم بود، خودش رو یادم نمیاد اصلاً، فقط یادمه که ایشون هم با Hespride واسه انتخاب موضوع مسابقات عکاسی بودن.
آها، اینم الان یادم اومد که فاطمه ایرانی به Hespride می‌گفت "حس‌پریده" :)))

جوجه (طیبه) رو هم یادمه تا یه مدتی فکر می‌کردم مدرسه‌ی خودمونه، ولی بعدش که بیشتر حرف زدیم فهمیدم فرزانگان 2ای‌ه، و اولین بار هم تو کارگاه علومشون دیدمش و خیلی هم مهربون بود :)

محمدرضا صابرنژاد Saboteur Prince :د خیلی متشخص بود اون موقع‌ها :)) اذیت کردنش هم می‌چسبید خیلی :-"

pegah.nodet، هم‌مدرسه‌ای و هم‌کلاسی خوبم :) خیلی مهربون و خوب.
khormalooooo و nodet.girl هم بودن با همین پگاه، که تا یه مدت زیادی دنبال این بودم که بفهمم کین :)) خصوصاً خرمالو رو :د که بالاخره یه روز تو سایت مدرسه طی یه حرکات و کارآگاه‌بازی‌هایی فهمیدیم با آرمیتا :))

سپهر طهماسبی هم خیلی پسر خوبی بود.

mira رو هم یادمه المپیاد نجوم بود اگه اشتباه نکنم، و خیلی پارسی می‌نوشت :د که جالب بود برام! :)

ArmAn AriA، یه جور عجیبی بود و هست! اون موقعا اعتراف می‌کنم خیلی رو اعصابم بود :د اخلاق خاصی داشت. عوض شده دیگه البته فکر کنم :)

سها بهترین توصیفی که می‌تونم بگم واسه‌ش، بازیگوشه! :د

رشید شاملی اون اواخر مسئول نشریه شده بود؛ و یادمه همیشه باهاش بحث داشتم که خیلی کارها رو پیچیده می‌کنی مثل روند کارای اداری :))

HoShay حسین شایسته هم بود یه زمانی، که تا مدت زیادی نمی‌دونستم حسین شایسته همون HoShayه :))

مهراب عمرانی خودش رو یادم نمیاد درست، فقط یادمه خیلی به بازیای کامپیوتری علاقه داشت و یه بار یه جا گفته بود که یه معلم داشتن که اسمش عمران محرابی بوده :د

فائزه میری هم دوست پگاه پوراحمد بود و بیشتر تو گروه‌نوشت و نشریه بود.

سروش فرشچین و پگاه عابد و کیمیــــا و پرنیان دهشت و مهران فرهمند هم بودن...


احتمالاً بازم یه چیزایی یادم بیاد، اومد می‌نویسم :د
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

از قضا سرکار مکرم من معتقدم یه عده خیلی در ذهن می مانند مثل خود شما با اینکه تقریبا با هم هیچ اصطکاکی نداشتیم ولی من شما را از اون اولا بادمه
میدونید برای اون اواتار قبلیتون یه عکس از طرح ترمه‏(‏اگه اسمشو درست بدونم؟‏)‏ بود و این خیلی تو ذهن می مانه چون یه جوری اواتار با هویتی بود
همون طور که هنوز جامدادی شش سال پیش یکی از رفیقام ه طرح فرش بود را یادمه ولی خود اون رفیق را یادم نیست‏!‏
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

اصولا در اين مواقع هي به اين نتيجه ميرسم چقدر از لحاظ حافظه مشكل دارم ;D------------>(اين خطو وقتي نوشتم كه ميخواستم شروع كنم پست رو!!ولي بعدش هركسي يه كس ديگه رو يادم اورد و زياد شدن ديگه ;D ;D B-) )


4245: كلا 2 روز از من بزرگتر بودا!يادمه هميشه ميزد تو سرم اين 2 روز رو :-L

TNT :هي جك تركي ميگفت ميخنديديم ;D كلا خيلي رو ترك بودن مانور ميداد :-"

close:اون قديميه منم قديميم!اما اشنايي برنميگرده به قديم! #-oبه هر حال روز تولدم دوست شديم و خيلي دوست شديم ;D

بهداد(shadow) و فرشيد(GCD) و hespride بيشتر به عنوان مديراي حرف بزن در لحظات حساس تو ذهنمن ;D

بهداد : اون فحشه تركي كه داد بعد كلي بحث شد سرش و دعوا و اينا :))


pegior و پگاه عابد رو يه مدت طولاني از هم تشخيص نميدادم!حتي يه مدت فك ميكردم يه نفرن:د!چه دليلي داره 2تا پگاه باشن هر 2تا اصفهاني :-" :-"

pico:به عنوان يكي كه تو بحثاي فلسفه + چيزاي مربوط به خدا و شيطان شركت ميكرد

پرنيان.د : فلسفه - موسيقي - دستنوشته!يادمه يه بار مستقيما بهش گفتم شخصيتت رو دوست دارم!(به هيچكس نميگم اصولا:-? )
بعد اون پستش بود كه گفته بود " تو مهدكودك دوستم گفته يه كاري بگم قول ميدي نگي "نه"؟گفتم اره گفته موهاتو قيچي كن منم اينكارو كردم)--->يه چيزي تو همين مايه ها


سها: معما و هوش

سعيد حيدريان:عكاس-فكرسوق-دعوا:دي

سروش فرشچين: يادمه بعد فكر سوق كاشان اشنا شدم ;D+عكسايي كه گرفتن از گروها :-" 8-^

كلا كسايي كه كاشان ديدم:ارمان زارعي و همكلاسي و سروش فرشچين و بذركار و ندا مكرم و ارميتا و سارا حقيقي و محسن 8-^ كه البته هيچكدوم مارو نديدن غير ندا و ارميتا ;D

محسن: سنتور ميزنه!خوبم ميزنه!

نرگس: اوني كه مدير شناخت بود!كه گربه ها رو خيلي دوس داشت!سر تاپيك سمپادياي كرمان كچلش كرديم اونموقه ها >:D<

سارينا احمديان :يادم نيست اون جريان خانواده اي كه زدن ستاره سوسك و سارينا سوسك و اينا مال كيه: :-sقديمي بود!؟به هر حال سارينا كه قديمي بود ديگه:-"

سارا حقيقي : موقه هايي كه زرت زرت بن ميشد:د! :-??

پرستو جون : با سه تا"O" !پرستو 3 تا o داشت ياjooon؟ :-" #-o
همون جون سه تا oداش!:د
بعد تازه من گفتم اينجا در حضور عموم نگم خاطراتمو با پري ولي ر.ك به پست علي در رابطه با ميس ماارولوس:-":-"
اونموقه كه بچه ها اومدن كرمان من و پري شب كنار هم خوابيديم 8-^!البته در معذوريت بوديم:-"
ولي اصولا و اساسا اسم پري مياد اون شبم باهاش مياد ديگه:-"

يه شبم البته كنار ري خوابيدم:-"close :-"
اينم در ادامش جا داشت افشا گري شه

موبو هم كه كاربر قديمي نيس ولي خب چرخدنده هاش بعيد از ماها كمتر باشه:-"به شدت به خاطر بزرگ بودنش بهش علاقه دارم!و مشخصش به نظرم همينه كه بچه نيس با اينكه كوچيكتره!اين خيلي محسوسه توش:د



persian boy: پويا!علاقه شديد به ايران!اواتارشم يه چيزي تو مايه هاي تخت جمشيد يه مدت فك كنم بود


shazdeh:از بچه هاي همدان!يكي از ادمايي كه تو خيلي بازه هاي زماني كمك كرد بهم/m\


ارمان زارعي: به شدت مغرور و روي اعصاب يه عده زيادي ادم:د! از اين شخصيتايي كه 1 نفر تو اولين برخورد هم حرصش در بياد اكثرا! ;Dالبته خيلي با غرورش سر و كله نزدم!ولي همه ميدونستن خيلي مغروره:دي!خيلي اصا!! ;D


احمدرضا.ج : عكاسي!دوست سعيد حيدريان بود!نه!؟+ اون اواتارش كه من فك ميكردم عكس يه مرغ ِ كه لخته X_X :-"

احسان.م : مشهدي بود!تاپيك شايعه رو من و اون و black fireفكر كنم تركونديم!كساي ديگه هم بودن!سپيده هم بود!بعضيا هم ميومدن چند روز و چند صفحه بعد ميرفتن ديگه:د!ما پاي ثابت بوديم /m\!+ تاپيك داستان بسازيم!اون موقه ها و اون داستانا عالي بود واقعا ;D
راستي Red Line (شهاب) هم بود!
ياد فيلم خط قرمز هم ميفتم:-"

نـيــــــما مجريسازان هم برخورد نزديكي نداشتم هيچوقت اما ادم مهربوني بود در نماي دور! ;D


محمد حسين و مهرابم بودن!مهراب در كل ادم بي ادبي بود!اما اگه ميخواستي ميتونست نباشه!دست خودش بود :-? ;D+ولي در مجموع شخصيت خوبي داشت!كلا هم يه ادم خيلي معمولي نبود!يكم از بعضي جهات غير عادي
محمد حسين هم خوب بود‍!اكثر كسايي ميشناختنش دوسش داشتن فك كنم!ساده و صميمي و اينا بود


احتمالا اين پست ادامه دارد... :)
+يه كم از كسايي كه نگفته بودنم گفتم و هنوزم خيليا هستن هيچكي نگفته فك كنم:دي
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

لازمه بگم خوش‌دست درسته خوشدست غلطه :دی
 
Back
بالا