- ارسالها
- 715
- امتیاز
- 10,995
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- سبزوار
- سال فارغ التحصیلی
- 1401
- دانشگاه
- Alz
- رشته دانشگاه
- زیست
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟!یار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی می آید
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟!یار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی می آید
یا رب این آتش که در جان من استدانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟!
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

لطف حق با تو مداراها کندیا رب این آتش که در جان من است
سرد کن زان سان کا کردی بر خلیل
حافظ
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنلطف حق با تو مداراها کند
چون که از حد بگذرد رسوا کند
مولوی
دائم دل خود ز معصیت شاد کنیدر رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
سعدی

یار آن بود که صبر کند بر جفای یاردائم دل خود ز معصیت شاد کنی
چون غم رسدت خدای را یاد کنی
روز ها فکر من اینست و همه شب سخنمیار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند بر رضای یار
سعدی
من سازم،بندی اوازم؛برگیرم،بنوازم،بر تارم زخمه می زن،راه فنا می زن،من دودم،می پیچم،می لغزم،نابودم
سهراب سپهری

من نگویم که مرا زین قفس آزاد کنیدمن به هم صحبتی آینه عادت دارم
مثل جاری شدن چشمه اصالت دارم
جان!؟ چیشد؟عاقا ولی از ی جایی مشاعره اشتباه شد![]()
ترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شومدنیا به روی سینه من دست رد گذاشت
بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت
مرنجان دلم را که این مرغ وحشیترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم
آنقدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخواست مشکل نشیند
یاد بگذشته چو آن دور نمای وطن استدائم دل خود ز معصیت شاد کنی
چون غم رسدت خدای را یاد کنی
میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگیست..یاد بگذشته چو آن دور نمای وطن است
که شود برافق شام غریبان ترسیم
*شهریار*
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتمیرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگیست..
آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود
وفا خواهی جفا کش باش حافظدوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
مولانا
