یه اقلیت خیلی کوچیکی تو ترک ها هست که ادبیاتشون و تفکراتشون خیلی شبیه پست اول همین تاپیک هست؛ که خوب اصولا طرفدار چندانی هم ندارن. جماعتی که این شکلین، خیلی هم ادعای استقلا طلبی دارند، ولی خوب غائله آذربایجان طرفای دهه 20 نشون داد که ملت اصلا طرفدار این حرکت ها نیستند.(فروپاشی حکومت ملی آذربایجان به دست خود ترک ها، البته با حمایت ارتش بود.)
ولی یه چیزی که هست، و توی پست های این تاپیک هم بهش اشاره شد، ترک ها یک سری خواسته هایی دارند که عملی نشده تا حالا، که خیلی هم جدی هستن. عمده ترین این خواسته ها "اجازه تولید محتوای ترکی" هست. نه اینکه الان این اجازه نیست، هست ولی عملا چون از اول دبستان تا آخر تحصیل اجازه آموزش زبان ترکی داده نمیشه، حتی در حد یک درس دو واحدی اختیاری، پس کلا محتوای ترکی تولید بشه هم، مخاطبی نخواهد داشت.
حسی که این پدیده داره به ترک ها القا می کنه این که یه عده ای هستند که با ترک بودن شما مخالف هستند؛ و این اصلا حس جالبی نیست.
البته معمولا یه استدلال ضعیفی که برای عدم وجود این حق میارن که تو این تاپیک هم هست: "مگه یه مملکت چند تا زبون میتونه داشته باشه؟" اینجا یه خلط مبحثه. زبان اداری/رسمی با زبان ملت لزوما نباید یکی باشه؛ هیچ ایرادی نداره فارسی زبان رسمی مملکت باشه ولی زبان ترکی هم به رسمیت شناخته شه، در حد آموزش و استفاده.(مثلا دور صفویه که حکوت دست ترک ها بود، زبان رسمی مملکت فارسی بود.)
خودم وقتی فیتیله رو دیدم، چون از بچگی هم برنامشون رو دیده بودم، خیلی بهم بر نخورد، چون مدل برنامه همین شکلیه و اینکه یکی از خود اون بنده خدا ها ترک، واقعا هم فکر نمی کردم اینقدر قضیه بزرگ بشه؛ ولی احتمالا اونایی که اعتراض داشتند، بخاطر همه این پیش زمینه هایی که هست اعتراض کردند، نه صرفا به خاطر به فرچه دستشویی!
در مورد همزیستی مسالمت آمیز همه ایرانی ها هم بگم، تا دوره قبل رضا خان، ملت خیلی شیک در عین حالی که فرهنگ خودشون رو به عنوان یه قومیت داشتند، به عنوان یه ایرانی هم باهم زندگی میکردند؛ ولی رضا خان یه توهمی داشت که اگه قومیت ها "وجود" داشته باشن، مملکت رو نمیشه اداره کرد. به خاطر همین ترکیب جمعیتی مناطق مختلف رو بهم زد. صرفا همین کار رضا خان رو در نظر بگیرید(استان سین کیانگ چین یا فلسطین) و با تجربه بقیه جاهای دنیا مقایسه کنید، خیلی ساده میشه نتیجه گرفت که چرا تو این سال ها این همه مشکل داریم. این مورد یکی از عمده ترین دلایل اختلاف های کرد ها ن ترک ها هست، مخصوصا طرفای ارومیه.
دلیل بعدی این همه اختلاف ها هم این بود، قبل رضا خان، قاجار ها که ترک هم بودند، حاکمیت دستشون بود؛ رضا خان و "دولت مردان" اون زمان که احتمالا خیلی هم به آریایی بودن و هخامنشی ها اقتخار میکردند، شروع کردند کوبیدن قاجار ها و ترک ها. این هم یکی از عمده ترین دلایلی هست ترک ها و تهرانی ها (نه لزوما همه فارس ها) حس جالبی نسبت به هم ندارند. برای نمونه من خودم اولایی که دانشگاه قبول شده بودم طرفای موزه سینما داشتیم با دوستای دبیرستانی قدم میزدیم، ما ها خیلی عادی و مودبانه داشتیم با هم قدم میزدیم و حرف میزدیم که فرکانس شنیدن این جمله "اا اینا ترکن!" برامون زیاد بود. این فقط یه نمونه خیلی ابتداییشه، که طبیعی آدم حس خوبی نداشته باشه.
یا یه چیز دیگه ای که خیلی ترک ها رو حساس کرده اینه که وقتی توی یه فیلمی یا سریال یکی ترکی حرف میزنه، اولین چیزی که به ذهن میاد خوب یارو عمله، سپوری چیزی هست. ولی از طرفی اگه از کسی ترک و نسبتا هم آدم موفقی هست سریالی، فیلمی بسازن، اصلا لهجه نداره و خیلی سلیس حرف میزنه مثل شهریار که لهجه خودش معلوم بود(خیلی غلیظ نبود) ولی سریالش این شکلی نبود و جبار باغچه بان.
خلاصه: اینکه رو هوا یه حرفی بزنیم، مثل یه سری از پستای تاپیک، بدون اینکه پیش زمینه ها رو در نظر بگیرم؛ و بگیم چقدر اینا بی جنبه ان که بخاطر فرچه دستشویی میان بیرون؛ نه تنها کمکی به قضیه نمیکنه بلکه بدترش هم میکنه!