- ارسالها
- 250
- امتیاز
- 2,711
- نام مرکز سمپاد
- .
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 1401
تا توانی پیش کس مگشای رازهستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست![]()
![]()
برکسی این در مکن زنهار باز
تا توانی پیش کس مگشای رازهستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست![]()
![]()
ز همه خلق رمیدم ز همه باز رهیدمتا توانی پیش کس مگشای راز
برکسی این در مکن زنهار باز

نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کردبا من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
"مولوی"
در گفتن عیب دگران بسته دهان باشنابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
"سعدی"

شبی مجنون به ليلی گفت کای محبوب بی همتادر گفتن عیب دگران بسته دهان باش
از خوبی خود عیب نمای دگران باش
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادمشبی مجنون به ليلی گفت کای محبوب بی همتا
تو را عاشق شود پيدا ولی مجنون نخواهد شد
حافظ
تا من رخ چون چشمه خورشید تو دیدماین بهار عاشقی پایان گرفت
دردهای من دوباره جان گرفت
به کم خوردن از عادت خویش خوردتا من رخ چون چشمه خورشید تو دیدم
چشمم ز غم عشق تو چون چشمه خونست

در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زندبه کم خوردن از عادت خویش خورد
توان خویشتن را ملک خو میکرد

در دایره قسمت ما نقطه ی تسلیمیمدر اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند
هوشنگ ابتهاج

ادعای قطعی نت می کند، اما مرادل من پاره گشت از غم نه زان گونه که به گردد
و گر جانان بدین شادست یا رب پاره تر بادا


من عاشق عشق و عشق هم عاشق منمن از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
زلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیستمرغ دنیا کبوتر است و غاز
پیر ماییم و تویی بی نیاز
تو مگر دربدری خانه نداری ای بغضزلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیست
چشم جادوی تو در خواب است و ما را خواب نیست
زلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیست
چشم جادوی تو در خواب است و ما را خواب نیست
