• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یاد آر بهار با طراوت! بلبل بنگر چه با صلابت!
افسوس زمستان برسیده، بلبل به سراپردۀ غربت
تير روانه ميرود سوي نشانه ميرود
ما چه نشستيم پس شه ز شكار ميرسد
 
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
دائم گل اين بستان شاداب نمي ماند
درياب ضعيفان را در وقت توانايي
 
مرا جفا و وفای تو پیش یکسان است
که هرچه دوست پسندد به جای دوست نکوست
تا چه بازي رخ نمايد بيدقي خواهيم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نيست
 
تو مگو به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برفروز
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست
در حق ما هر چه گويد جاي هيچ اكراه نيست
 
هم رهزني هم ره بري هم ماهي و هم مشتري
هم اين سري هم آن سري اي گنج استهظار من
نوروز رسید و قلب من لیک، فرقی نکند به قلب دیروز
قلبی شده پر ز کینۀ خلق، قلبیست تهی ز ناله و سوز
 
نوروز رسید و قلب من لیک، فرقی نکند به قلب دیروز
قلبی شده پر ز کینۀ خلق، قلبی که تهی ز ناله و سوز
زين دايره مينا خونين جگرم مي ده
تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينايي
 
زين دايره مينا خونين جگرم مي ده
تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينايي
یک نگاهت به من اموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند

تا الان داشتم فکر میکردم با ی چی حفظم
 
Back
بالا