• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

پر دغدغه ترین سوال فلسفی زندگی شما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع thinker
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
راجب خلا.اینکه در خلا هیچ ماده ای وجود نداره ولی خلا چیزیه که وجود داره .درک نمی کنم چطور وجود نداره ولی وجود داره
محفظه اي كه محتوي هيچ جسم مادي حتي هوا نباشد خلا ناميده مي شود. به عقيده ي دانشمندان چنين چيزي نمي تواند وجود داشته باشد. زيرا هر قدر براي ايجاد خلا كوشش شود باز هم يك مولكول گاز يا ذره اي بسيار ريز غبار را مي توان در آن پيدا كرد. پس هر چند كه امكان خلا كامل وجود ندارد مفهوم فيزيكي آن عبارت از محلي است كه فاقد هوا غبار و يا هر ذره مادي ديگري و خيلي رقيق باشد.

عملا براي ايجاد خلا در يك محفظه از تلمبه هاي مكنده استفاده مي كنند. از اين روش در موارد زياد مخصوصا در صنايع غذايي استفاده كامل مي برند. بين وسايل خانگي كه در آن از خلا استفاده شده است. ترموس را مي توان نام برد.
https://hupaa.com/20000000000002127/خلا-چیست
پس طبق این مطلب و منبع، خلاء در یک مکان رخ میده. آن مکان خودش وجود داره و درونش هیچ چیزی وجود نداره. اطلاعات من در این زمینه ها خیلیییی کامل نیست و فقط سعی دارم شما را در اطلاعاتم سهیم کنم. =)
خصوصا در رابطه با خلاء ، خودم هم نیاز به اطلاعات بیشتری دارم که خوشحال میشم دوستان کمک کنند;)
ممنون:x
 
خوب پس کلا سوال من مکانه و مکان رو درک نمی کنم
محفظه اي كه محتوي هيچ جسم مادي حتي هوا نباشد خلا ناميده مي شود. به عقيده ي دانشمندان چنين چيزي نمي تواند وجود داشته باشد. زيرا هر قدر براي ايجاد خلا كوشش شود باز هم يك مولكول گاز يا ذره اي بسيار ريز غبار را مي توان در آن پيدا كرد. پس هر چند كه امكان خلا كامل وجود ندارد مفهوم فيزيكي آن عبارت از محلي است كه فاقد هوا غبار و يا هر ذره مادي ديگري و خيلي رقيق باشد.

عملا براي ايجاد خلا در يك محفظه از تلمبه هاي مكنده استفاده مي كنند. از اين روش در موارد زياد مخصوصا در صنايع غذايي استفاده كامل مي برند. بين وسايل خانگي كه در آن از خلا استفاده شده است. ترموس را مي توان نام برد.
https://hupaa.com/20000000000002127/خلا-چیست
پس طبق این مطلب و منبع، خلاء در یک مکان رخ میده. آن مکان خودش وجود داره و درونش هیچ چیزی وجود نداره. اطلاعات من در این زمینه ها خیلیییی کامل نیست و فقط سعی دارم شما را در اطلاعاتم سهیم کنم. =)
خصوصا در رابطه با خلاء ، خودم هم نیاز به اطلاعات بیشتری دارم که خوشحال میشم دوستان کمک کنند;)
ممنون:x
 
خوب پس کلا سوال من مکانه و مکان رو درک نمی کنم
چطور ممکنه مکان رو درک نکنی؟ ما نمیتونیم چیزی رو بدون مکان تصور کنیم. مثلا درون یک جعبه، یک مکانه که میشه توش با مکیدن هوا، خلاء به وجود آورد
 
خب اصلا این مکان چیه .بر اساس ماده نمیشه تعریفش کرد.پس غیر مادست و غیر ماده چیه؟
 
خب اصلا این مکان چیه .بر اساس ماده نمیشه تعریفش کرد.
تعریف اولی که برای مکان به کار برده می شود:مکان یعنی موقعیت اشیاءِ محدود نسبت به یکدیگر؛ محدود بودن اشیاء خصیصه ی مهمی است چون اگر موجودی نامحدودباشد دیگر نمی توان برای او موقعیت مکانی ای نسبت به اشیاء دیگر مشخص کرد و یا حتی نمی توان موقعیت اشیاء محدود را نیز با او سنجید.
مثلا وقتی فضا نوردی در فضای نامتناهی غوطه ور است و هیچ جسم یا نوری در محدوده ی دید او نیست او نمی تواند بگوید کجاست چرا که فضانورد محدود است و باید نسبت به موجود محدود دیگری مثل یک سفینه، یک فضانورد دیگر و یا یک سیاره یا ستاره اعلام موقعیت کند و نمی تواند بگوید در چه موقعیتی نسبت به فضای نامحدود به سر می برد چون او محدود و فضا نامحدود است.
تعریف دوم: به‌نظر مي‌رسد اولاً، مفهوم مكان از مفاهيم نفسي مانند انسان و حيوان يا رنگ و شكل نيست، بلكه مفهومي است عرضي مشتمل بر معناي نسبت و اضافه به شي‌ء مكان‌دار، و براي به‌دست آوردن اين مفهوم بايد دو چيز را از ديدگاه خاصي با يكديگر بسنجيم تا يكي را مكان ديگري به‌حساب آوريم، و اين نشانهٔ آن است كه مكان از قبيل مفاهيم ماهوي و داخل در مقولات نيست تا درصدد تعيين مقولهٔ آن باشيم، بلكه مفهومي است انتزاعي.

ثانياً، براي اينكه چيزي را مكان چيز ديگري بدانيم، لازم نيست كه ماهيت خاص يا جوهر آن را درنظر بگيريم؛ مثلاً وقتي ليوان را مكان آب مي‌دانيم، از آن جهت نيست كه جسمي است بلورين، يا هنگامي كه آب را جاي ماهي مي‌ناميم، از آن جهت نيست كه
مايعي است مركب از اكسيژن و ئيدروژن، بلكه از آن جهت كه گنجايش شي‌ء مكان‌دار را دارد و آنچه در حقيقت لحاظ مي‌شود ظرفيت آن است نه جوهر آن.

با توجه به اين دو نكته مي‌توان گفت هرگاه مقداري از حجم جهان را جداگانه در نظر بگيريم و آن را با جسمي كه در آن گنجيده است بسنجيم، حجم مزبور مكان آن خواهد بود.

لازم به تذكر است كه گاهي مكان بر مقدار حجمي اطلاق مي‌شود كه گنجايش بيش از شي‌ء منسوب به آن را دارد، چنان‌كه خانه و شهر را مكان شخص مي‌نامند. فلاسفه به اين نكته توجه داشته‌اند و چنين مكان‌هايي را «مكان‌هاي غيرحقيقي» ناميده‌اند.

حاصل آنكه مكان حقيقي هر شي‌ء عبارت است از مقداري از حجم جهان كه مساوي با حجم جسم منسوب به مكان باشد، از آن جهت كه در آن گنجيده است.
به عبارتی مکان فقط مخصوص سنجش موقعیت موجود محدود با موجود محدود دیگر است لذا موجود نامحدود مکان ندارد.ازجمله نتايجي كه از اين تحليل فلسفي به‌دست مي‌آيد اين است كه مكان، تابع جهان است و قبل از پيدايش يا بعد از فناء آن، مكان وجود ندارد، چنان‌كه نمي‌توان حجم يا سطح چيزي را موجود مستقلي به‌حساب آورد و براي آن خلق و ايجاد مستقلي در نظر گرفت. بلكه اساساً مفاهيمي مانند حجم و سطح، نمايانگر چهره‌هايي از وجود اجسام هستند كه ذهن آنها را جداگانه در نظر مي‌گيرد و ازاين‌رو مي‌توان اين‌گونه اموري كه اَعراض شمرده مي‌شوند را از شئون وجود جوهرهاي مادي به‌حساب آورد. با دقت در اين مطلب روشن مي‌شود كه چرا مكان اختصاص به اجسام دارد و از ويژگي‌هاي موجودات مادي به‌شمار مي‌رود؛ زيرا منشأ انتزاع آن چيزي جز حجم اجسام نيست.
 
غیر ماده چیه؟
غیر ماده ، چیزی است که ماده نیست:)) شوخی نبودا... جدی گفتم;) مثلا انرژی ماده نیست. درحقیقت
هر چیزی که از ماده ساخته نشده باشد ، غیر ماده است.نور ، شعله ، حرارت آتش و صدای سوت پلیس غیر ماده اند. این چیزها غیر قابل نگه داشتن ، چشیدن یا بوییدن هستند.آن ها از جنس ماده نیستند بلکه اشکالی از انرژی هستند.چیز هایی که می بینیم ( و گاهی نمی بینیم) یا ماده است و یا شکلی از انرژی.
البته باید در نظر داشته باشی که ماده با مادی خیلی فرق دارد. انرژی ماده نیست ولی چیزی مادی است. در واقع اسلام، هرچیزی که وجود دارد را به 2 قسمت مادی و معنوی تقسیم می کند که مادی ها شامل ماده و غیر ماده (انرژی) می شوند. معنوی کلا ماده ندارد و غیر ماده اش هم با غیر ماده مادی(انرژی) کاملا فرق دارد. ما واحد سازنده ی معنوی ها را نمی توانیم تعیین کنیم ولی واحد سازنده انرژی مشخص است;;)
 
تعریف اولی که برای مکان به کار برده می شود:مکان یعنی موقعیت اشیاءِ محدود نسبت به یکدیگر؛ محدود بودن اشیاء خصیصه ی مهمی است چون اگر موجودی نامحدودباشد دیگر نمی توان برای او موقعیت مکانی ای نسبت به اشیاء دیگر مشخص کرد و یا حتی نمی توان موقعیت اشیاء محدود را نیز با او سنجید.
مثلا وقتی فضا نوردی در فضای نامتناهی غوطه ور است و هیچ جسم یا نوری در محدوده ی دید او نیست او نمی تواند بگوید کجاست چرا که فضانورد محدود است و باید نسبت به موجود محدود دیگری مثل یک سفینه، یک فضانورد دیگر و یا یک سیاره یا ستاره اعلام موقعیت کند و نمی تواند بگوید در چه موقعیتی نسبت به فضای نامحدود به سر می برد چون او محدود و فضا نامحدود است.
تعریف دوم: به‌نظر مي‌رسد اولاً، مفهوم مكان از مفاهيم نفسي مانند انسان و حيوان يا رنگ و شكل نيست، بلكه مفهومي است عرضي مشتمل بر معناي نسبت و اضافه به شي‌ء مكان‌دار، و براي به‌دست آوردن اين مفهوم بايد دو چيز را از ديدگاه خاصي با يكديگر بسنجيم تا يكي را مكان ديگري به‌حساب آوريم، و اين نشانهٔ آن است كه مكان از قبيل مفاهيم ماهوي و داخل در مقولات نيست تا درصدد تعيين مقولهٔ آن باشيم، بلكه مفهومي است انتزاعي.

ثانياً، براي اينكه چيزي را مكان چيز ديگري بدانيم، لازم نيست كه ماهيت خاص يا جوهر آن را درنظر بگيريم؛ مثلاً وقتي ليوان را مكان آب مي‌دانيم، از آن جهت نيست كه جسمي است بلورين، يا هنگامي كه آب را جاي ماهي مي‌ناميم، از آن جهت نيست كه
مايعي است مركب از اكسيژن و ئيدروژن، بلكه از آن جهت كه گنجايش شي‌ء مكان‌دار را دارد و آنچه در حقيقت لحاظ مي‌شود ظرفيت آن است نه جوهر آن.

با توجه به اين دو نكته مي‌توان گفت هرگاه مقداري از حجم جهان را جداگانه در نظر بگيريم و آن را با جسمي كه در آن گنجيده است بسنجيم، حجم مزبور مكان آن خواهد بود.

لازم به تذكر است كه گاهي مكان بر مقدار حجمي اطلاق مي‌شود كه گنجايش بيش از شي‌ء منسوب به آن را دارد، چنان‌كه خانه و شهر را مكان شخص مي‌نامند. فلاسفه به اين نكته توجه داشته‌اند و چنين مكان‌هايي را «مكان‌هاي غيرحقيقي» ناميده‌اند.

حاصل آنكه مكان حقيقي هر شي‌ء عبارت است از مقداري از حجم جهان كه مساوي با حجم جسم منسوب به مكان باشد، از آن جهت كه در آن گنجيده است.
به عبارتی مکان فقط مخصوص سنجش موقعیت موجود محدود با موجود محدود دیگر است لذا موجود نامحدود مکان ندارد.ازجمله نتايجي كه از اين تحليل فلسفي به‌دست مي‌آيد اين است كه مكان، تابع جهان است و قبل از پيدايش يا بعد از فناء آن، مكان وجود ندارد، چنان‌كه نمي‌توان حجم يا سطح چيزي را موجود مستقلي به‌حساب آورد و براي آن خلق و ايجاد مستقلي در نظر گرفت. بلكه اساساً مفاهيمي مانند حجم و سطح، نمايانگر چهره‌هايي از وجود اجسام هستند كه ذهن آنها را جداگانه در نظر مي‌گيرد و ازاين‌رو مي‌توان اين‌گونه اموري كه اَعراض شمرده مي‌شوند را از شئون وجود جوهرهاي مادي به‌حساب آورد. با دقت در اين مطلب روشن مي‌شود كه چرا مكان اختصاص به اجسام دارد و از ويژگي‌هاي موجودات مادي به‌شمار مي‌رود؛ زيرا منشأ انتزاع آن چيزي جز حجم اجسام نيست.
دم شما گرم دوست عزیز
 
غیر ماده ، چیزی است که ماده نیست:)) شوخی نبودا... جدی گفتم;) مثلا انرژی ماده نیست. درحقیقت
هر چیزی که از ماده ساخته نشده باشد ، غیر ماده است.نور ، شعله ، حرارت آتش و صدای سوت پلیس غیر ماده اند. این چیزها غیر قابل نگه داشتن ، چشیدن یا بوییدن هستند.آن ها از جنس ماده نیستند بلکه اشکالی از انرژی هستند.چیز هایی که می بینیم ( و گاهی نمی بینیم) یا ماده است و یا شکلی از انرژی.
البته باید در نظر داشته باشی که ماده با مادی خیلی فرق دارد. انرژی ماده نیست ولی چیزی مادی است. در واقع اسلام، هرچیزی که وجود دارد را به 2 قسمت مادی و معنوی تقسیم می کند که مادی ها شامل ماده و غیر ماده (انرژی) می شوند. معنوی کلا ماده ندارد و غیر ماده اش هم با غیر ماده مادی(انرژی) کاملا فرق دارد. ما واحد سازنده ی معنوی ها را نمی توانیم تعیین کنیم ولی واحد سازنده انرژی مشخص است;;)
ممنان
 
فعلا یکم رو زیبایی تمرکز کردم
ولی خب پر دغدغه ترین سوال فلسفی این سه سال زندگی که تا الان کردم نیست
 
Back
بالا