• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

پر دغدغه ترین سوال فلسفی زندگی شما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع thinker
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من جدیدا دوباره دارم به این فکر میکنم آیا واقعا صداقت به ذات خودش ارزشمنده یادفقط به عنوان یه قرارداد اجتماعی حامل ارزش میشه.


تصور ما از هر فعاليت نقش راهبردي در برگرفتن ابزارهاي مناسب براي دستيابي به آن دارد.[4] صداقت يك انتخاب آگاهانه است، بنابراين تصور ما از چيستي آن تلاش ما را در نيل به آن رقم ميزند. صداقت امري است كه هركسي چه فرد، چه جامعه، چه سازمان و ... در پي آن است. اما كساني كه از مهارت تفكر منطقي و مهارتهاي روششناختي برخوردارند پيش از تلاش براي نيل به آن، گامي به عقب نهاده و از چيستي آن ميپرسند. در محيط سازمان و در ميان صاحبان حرفهها و بنگاهها داشتن تصور دقيق و كامل افراد، به ويژه مديران از چيستي صداقت و ابعاد و گونههاي آن نقش مهمي در برگرفتن ابزارهاي مناسب براي نيل به آن دارد. بنابراين تحليلي دقيق از مفهوم صداقت و گونهها و ابعاد آن و آشكارسازي تصورات ناقص و ادعاهاي گزاف و انگاره وارونه از صداقت ميتواند در حل معضله فقدان صداقت در جامعه رهگشا باشد. از آنجا كه كاميابي ما در ترويج صداقت در خانواده، روابط شهروندي، سازماني و ... در گرو تصور روشن و كامل از مفهوم صداقت است، پرسش از چيستي و نقد و اصلاح انگاره ما از آن ضرورت خويش را آشكار ميسازد. البته بايد توجه داشت كه فقدان صداقت پديدهاي چندعاملي است و تأكيد بر مفهومسازي صحيح از آن، هرگز به معناي حصرگرايي و يا تلقي تحويلينگر و تبيينهاي فرو كاهشگرايانه نيست.


تأكيد بر نقش راهبردي مفهومسازي صداقت در نيل به آن پرسشي را برميانگيزد. بر مبناي اعتقاد برخي از فيلسوفان معرفت به اخلاق ميانجامد.[5] اما به وضوح مشاهده ميشود تعداد زيادي از افرادي كه به دروغگويي متصفند به اين كه اين امر دروغ است واقفند ولي اين كار را بارها تكرار ميكنند، بنابراين چگونه معرفت به صداقت را در نيل به آن اثربخش ميدانيم؟

در پاسخ ميتوان گفت، شناخت امري ذو مراتب است. شناخت اجمالي و شناخت تفصيلي را از يكديگر بايد تمايز داد. معرفتي كه عدهاي آن را با فضيلت يكي دانسته و آن را منجر به اخلاق ميدانند، معرفت تفصيلي است نه اجمالي. با اين بيان ميتوان چنين دخل مقدري را دفع نمود و بر اهميت مفهومسازي صداقت در نيل به آن خصيصه عالي مهر تأييد نهاد.
 
چیزی که تعریف دقیقی ازش ندارم
عشق چیه؟ چرا عاشق میشیم؟
چرا بخاطر یه نفر کلی تلاش میکنیم در حالی که کلی ادم ذیگه هستن؟


عشق در حقیقت خود ، چیزی جز نیکو شمردن امر حسن ( نیک و زیبا ) و جدا ملایم نیست .هر یک موجودات چیزی را که ملایم و سازگار خود می یابد تحسین می کند و اگر خود فاقد آن است به سوی آن کشیده می شود . هر موجودی رسیدن به آن چه در حقیقت ملایم اوست یا آن چه گمان می رود که ملایم اوست ، دانسته می شود .
 
الان برام یه سوالی پیش اومده اونایی که کچل هستن چطور وضو میگیرن آخه فرق سرشون معلوم نیستش؟
 
عشق در حقیقت خود ، چیزی جز نیکو شمردن امر حسن ( نیک و زیبا ) و جدا ملایم نیست .هر یک موجودات چیزی را که ملایم و سازگار خود می یابد تحسین می کند و اگر خود فاقد آن است به سوی آن کشیده می شود . هر موجودی رسیدن به آن چه در حقیقت ملایم اوست یا آن چه گمان می رود که ملایم اوست ، دانسته می شود .

ملايم يعنى چى ؟ منظور از سازگارى چيه؟
 
همیشه به جبر جغرافیایی و زمانی فکر میکنم هیچ پاسخی هم پیدا نمیشه و به شدت رو مخمه...
 
راجب خلا.اینکه در خلا هیچ ماده ای وجود نداره ولی خلا چیزیه که وجود داره .درک نمی کنم چطور وجود نداره ولی وجود داره
یچیزی مثل سرماست مثل تاریکی
سرما نبود گرما و تاریکی نبود نور هست
در واقع کلمه ای هست برای توصیف نبود ماده
ما واسه حالت نبودن کلمه خاصی ساختیم
 
همیشه به جبر جغرافیایی و زمانی فکر میکنم هیچ پاسخی هم پیدا نمیشه و به شدت رو مخمه...
پاسخش رو خودتون میدونید.فقط وقتشه که بپذیریدش:D
همه افکار و احساسات و رفتار ما از دو عامل ژنتیک و محیط ناشی میشن و در واقع اختیاری وجود نداره.
 
جدا از سوالای زیادم راجب بینهایت

سوالم اینه :
خدا در بهشت وعده داده که هر کسی هر چیزی بخواد انجام بشه

خوب یکی بیاد بگه که همه رو بندازین تو جهنم

اگه خدا به حرفش کنه که همه چی زیر سوال میره

اگه به حرفش نکنه سخن قران زیر سوال میره
:-?
 
جدا از سوالای زیادم راجب بینهایت

سوالم اینه :
خدا در بهشت وعده داده که هر کسی هر چیزی بخواد انجام بشه

خوب یکی بیاد بگه که همه رو بندازین تو جهنم

اگه خدا به حرفش کنه که همه چی زیر سوال میره

اگه به حرفش نکنه سخن قران زیر سوال میره
:-?
خدا موجود عقلیست
 
  • لایک
امتیازات: Sep
Back
بالا