من دوباره اومدم:)
در نهایت همهی سردگمی هام تجربی رو انتخاب کردم
اما نه رشته تجربی فعلا فقط کنکور تجربی:/
یعنی نمیدونم برم ریاضی یا تجربی، اینطوری که تا حالا از خیلیا شندیم کسایی که از ریاضی کنکور تجربی میدن تقریبا موفقا
خودمم به شخصه رشته ریاضی رو برای مدرسه و شاخه های تجربی رو برای دانشگاه ترجیح میدم
انا مسئله ای که هست اینه که با این گندی که دارن میزنن تو کنکور و.. یکم شک دارم؛ اگه سه سال دیگه بگن نمیتونم کنکور تجربی بدم اونقت چه غلطی بکنم:/
یکی از دلایلی که اصرار دارم برم ریاضی اینه ریاضی زیست نداره و مدل من اینجوریه که درسی که مجبور نباشمو خیلی خوب تر میخونم و میفهمم تا درسی که مجبور باشم برای مدرسه بخونمش:/
خیلی متفاوته واقعا اگه برم ریاضی زیستمو خیلی میتونم بهتر بزنم
کاملا میدونم حجم زیست خیلی زیاده و سختیش هم کم نیست برای جدا خوندش
مشکلم فقط اینه که: ریسک کنمو برم ریاضی یا برم تجربی و قطعا موفق نشم:///
قبل از هرچیزی بگم که من در شرایط تو نیستم و شاید همین مواردی رو که در ادامه میخوام بگم، وقتی هم سن تو بودم بهم گفته میشد اصلا نمیپذیرفتم.از حرفهات متوجه شدم که در دانشگاه تمایل به رشته های تجربی داری اما الان صرفا بابت اینکه جوِ رشتهِ ریاضی در دبیرستان ها بهتره، مردد هستی.
مخلص کلام من اینه:
" اگه رشته دانشگاهیِ تجربی رو میخوای قطعا دبیرستان رو هم تجربی برو"
که در موارد زیر تقریبا سعی میکنم چرایی این حرفم رو توضیح بدم.
1. رشته های تجربی الزما همراه با مطالعه اجباری هستند
اول از همه به این نکته توجه کن که غالب رشته های دانشگاهیِ تجربی ارتباط تنگاتنگی با زیست داره. به خصوص اگه هدفت پزشکی،دندان یا دارو باشه و در این رشته ها واقعا مفهوم "اجباری نخوندن و بهتر فهمیدن" وجود نداره. شما مجبور هستی حجم بسیار زیادی مطلب رو بخونی بدون اینکه آموزش خاصی دیده باشی. ( برخلاف سیستم مدرسه که معلم نقش اصلی آموزش مفاهیم رو داره در دانشگاه اکثر اساتید (در رشته های پزشکی و دندون و دارو و ...) صرفا در کلاسشون از پاورپوینت روخوانی میکنند و این شمایی که مجددا
مجبوری خودت بخونی و بفهمی.)
2. زیستِ کنکور رو نمیشه برای اولین بار در یک سال خوند
ببین برداشت بسیار اشتباهی که وجود داره اینه که "زیست رو در طول سالهای دبیرستان مطالعه میکنم و در سال کنکور هم بصورت جدی و کنکوری میخونم."
بخوام رک و پوست کنده بگم قضیه از این قراره که شما پوستت کنده میشه اگه بخوای سه کتاب زیست دوم و سوم و پیش دانشگاهی رو در یکسال بصورتِ
کنکوری بخونی و بهش مسلط بشی.تازه اینها کتابهایی هستند که طی 10 سال اخیر چندین و چندبار مورد ویرایش قرار گرفتند، موارد ابهامشون سعی شده حذف بشه و مواردی که باعث طرح سوالات غیراستاندارد کنکوری ازش میشد رو حذف کنند.در حالی که کتاب های دهم و یازدهم (و دوازدهم که هنوز چاپ نشده) که شما میخوایید بخونید کاملا با شیوه نوشتاری جدیدی مواجه شده و مطالب جدید (نسبت به نظام قبل) بهشون وارد شده و از همین الان اگه یه سوالی از بچه های یازدهمی که آزمون قلمچی میدند، بپرسی میتونی ببینی طراح ها چقدر دستشون برای طرح سوالات کاملا تخیلی بازه. ( بخاطر متنِ پراشکال کتاب درسی).
لازمه موفقیت در زیست کنکور اینه در طی سه سال دبیرستان باهاش اشنا شده باشی.
3. این استدلال که " اگه برم رشته ریاضی پس در کنکورِ تجربی، درس فیزیک و ریاضی رو با درصد بالایی میزنم" الزاما صحیح نیست.
اولا تفاوت بنیادینی بین کتاب فیزیک رشته ریاضی و فیزیک رشته تجربی نیست.
دوما توجه به کارنامه های کنکور رتبه های زیر 1000 در هر سه منطقه 1 و 2 و 3 کشور نشون میده بچه هایی که دیپلم ریاضی داشتند، در درس ریاضی درصد بالاتری نسبت به اونچیزی که میانگین همیشگی درصد درس ریاضی رتبه های زیر 1000 رشته تجربی هست، نزدند.(که البته این دلیل داره که برای طولانی نشدن پست، توضیح نمیدم)
4. برای کسانی که قصد مهاجرتِ تحصیلی از ایران ( به خصوص بصورت بورسیه) رو دارن، بدترین رشته، رشته تجربی هست.
البته این صرفا در مورد مهاجرت تحصیلی یا شرایط بورسیه هستش وگرنه در مورد خودِ ذات مهاجرت، پزشکان و دندانپزشکان، اکثریت قشر مهاجرانِ غیرتحصیلیِ غیرسیاسی(!) رو تشکیل میدن.
باز هم بخاطر طولانی نشدن پست، توضیح بیشتری نمیدم
5. اکثریت ( نه همه!) دیپلمه های ریاضی که وارد رشته های تجربی میشند در دانشگاه با مشکلِ فهمِ مفاهیم مواجه میشند.
برای کوتاهی مطالب یه مثال میزنم.یه دانش آموز نرمال تجربیِ کنکوری اگه الان ازش مفاهیم زیر رو بپرسی (با اینکه شاید مطالب اون فصلها رو بلد نباشه) به سرعت میتونه این پاسخ ها رو بده:
سیاهرگ: خون رو به قلب وارد میکنه
سرخرنگ: خون رو خارج میکنه.
میتوز: تقسیم سلول معمولی(!)
میوز: تقسیمی که عدد کروموزومی نصف میشه
و ...
علت اینکه اینها رو میتونه پاسخ بده اینه که خب اینا جزو بدیهیات فصل مربوط به خودشون در زیست بوده اما موارد خیلی زیادی رو از بچه های ریاضی دیدم که وارد کنکور تجربی شدند ( در رشته های پزشکی و دندون و پرستاری و..) و اتفاقا توی کنکور موفق هم بودند و زیست رو با هر سختی که بود خونده بودند وارد دانشگاه شدن اما در ترم 4 5 پزشکی همچنان رمز میذارن برای خودشون که فرق میوز و میتوز و سرخرگ و سیاهرگ و .... چی بوده! علت هم مشخصه چون به اجبار این موارد رو حفظ کرده بودند و الان هم باید دانشگاه رو به اجبار خودشون بخونن اما به سنگینی و حجم مطالب درسی نمیتونن مسلط بشن.
6. اکثریت ( نه همه!) دیپلمه های ریاضی که وارد کنکور تجربی میشند( به خصوص قشر سمپادی) با مشکل خودباوری کاذب مواجه میشن.(این مورد صرفا بر اساس مشاهدات شخصی خودمه)
علت اینه که بچه های ریاضی در طول دبیرستان با رفتار هایی از طرف کادر دبیرستان و جو مدرسه و جو جامعه حتی مواجه میشند و خودشون دارای یک برتری ذهنی-هوشی نسبت به تجربی ها ( و البته سایر رشته ها حتی!) میدونند و همین موضوع اونا رو در زمان کنکور دچار یه غرور میشن و کیفیت مطالعه شون بشدت افت پیدا میکنه و همین باعث میشه نتیجه غیرقابل باوری رو در کنکور بگیرند!
7. رقابت شدید در کنکور تجربی، افسانه یا واقعیت؟!
اشتباهی که خیلیها در اینباره مرتکب میشن اینه که زیادیِ قشر شرکت کننده در کنکور تجربی رو به معنی شدت رقابت میدونن.
واقعیت اینجاست که اگر میانگین درصد های هر درس برای رتبه های زیر 1000 در 6 سال اخیر بررسی کنیم میبینم این درصدها تقریبا همیشه ثابت بودند و تغییرات اونها جزئی بوده.
یعنی همواره میانگین درصد رتبه های زیر 1000 در هر منطقه در درس زیست حدود 70 تا 80 درصد بوده. تا به حال پیش نیومده در کنکور این میانگین درصد ناگهان بشه 90 درصد! یا ناگهان بشه 60 درصد! چه در سالهای شرکت کننده 500هزار نفر بوده و چه در سالهایی که شرکت کننده 800 هزار نفر بوده ، چه در زیست های سخت کنکور های 95 96 و چه در زیست های آسان کنکور های 91 90 (آسان و سخت نسبت به همدیگه منظورمه) همیشه این میانگین درصد 70 تا 80 برای رتبه های زیر 1000 بوده!
این مورد برای درسهای دیگه هم به همین صورته. در نتیجه این حرف که تعداد شرکت کننده تجربی بیشتره پس رقابت سختتره در مورد رتبه های زیر 2000 ( رتبه قبولی مطمعن در پزشکی و دندون و دارو و شنوایی س و بینایی س و ...) هیچ مصداقی نداشته.
و اما مورد آخر
8. زندگی هیچ وقت "رنجِ مطلق" یا "لذتِ مطلق" نیست بلکه مجموعه ای از هر دوی اونهاست.
برای خودت بین لذت ها و رنج ها ( که از نظر خودت یک رنج یا یک لذت محسوب میشن) نمره دهی انجام بده
مواردی مثل
لذتِ 3 سال دبیرستان در رشته ریاضی
رنجِ 3 سال دبیرستان در رشته تجربی ( و حسرت خوردن از دیدن بچه های ریاضی)
رنجِ مطالعه زیست در کنار رشته ریاضی و مطالعه کنکوری اون در سال آخر
لذتِ مطالعه راحتتر زیست برای کنکور و بعدا در دانشگاه در صورت رفتن به رشته تجربی
و ....
در نهایت سعی کن انتخابی کنی که رنج هایی با نمره های پایین و لذت هایی با نمره های بالا داشته باشه. :)