پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا
دوستانی که میخوید از دید فلسفی به اثبات خدا پی ببرید رجوع کنید به برهان اسد و اخصر فارابی و برهان وجوب و امکان بوعلی سینا.
در دید کلی اثباتی نیست که رد یا زیر سوال نرفته باشه، اما اگه صرفا با دید فلسفی پیش بریم، خب من در مورد اینکه فلسفه ی بدون شاهد برای حقایق جهان الزام آور نیست قبلا صحبت کرده بودم(+پیدا کردم مکتب فلسفی موضع گیریم تقریبا تو فلسفه چی هست :
پوزیتیوسیم . )
اما به هر حا این میل خوانندس که به میتونه به همین اثبات های نه چندان الزام آور اکتفا کنه ، اما از نظ من فلسفه ی صرف نمیتونه تفکیکی بین حقایق هستی و وهم قائل بشه.
اما در مورد اثبات ها؛ اثبات ابن سینا من اولش از اسمش نمیشناختمش، به صفحه ی ویکی مراجعه کردم تا فهمیدم منظور کدوم اثبات هست؛ همونطور که حالا اونجام اومده بود برهان وجودی ابن سینا چیزی بیش از یک پیش فرض نیست. بدین گونه که وجود خدا(واجب الوجود بالذات)را جزو مفروضات تلقی کردهاست. در این صورت دیگر اثباتی رخ نمیدهد بلکه فقط پیش فرضی بیان میشود." من مشکلم با در نظر گرفتن واجب الوجود نیست البته مشکل من با در نظر گرفتن فرض واجب الوجود در ابتدای اثبات با خدا هستش، همونطور که قبلا در مورد این اثبات در صفحات پیش هم صحبت کردیم، خدا یه مفهوم خاص با خصوصیات و تعریف خاص هست که نمیشه به هرچیزی در همون ابتدای امر خدا اطلاق کرد مگر اینکه مفهوم خدارو در ذهن تمام دینداران تغییر بدیم، در مورد این صحبت کردیم که آیا خدا تنها گزینه ی ما برای جایگاه واجب الوجود هست؟ آیا میتونه بودن خودش رو با خصوصیاتش در اون جایگاه اثبات کنه؟ یه برهان براش گفتم که گفتم چرا بخاطر نظریه ی تکامل زیر سوال هست همچین چیزی و در نتیجه این برهانی برای خدا نمیتونه باشه، الزام آور نیست و در نتیجه اثبات خدا نیست و گفتیم ما همین جایگاه رو برای انرژی در نظر گرفتیم و غیره که اگه صفحات پیش رو بخونید متوجه میشید.
اما در مورد اون یکی هم فک میکنم کاملا مسئلش با بحثی که شد حل شدس.
با اینکه نباید نظرات فیزیکیُ قاطیِ اثباتا کنیم موافقم چون اول اینکه اثبات شده نیستن حتی احتمال ب آزمایش گذاشتنشون در آینده هم حتمی نیس .دوم اینکه حتی اگه همه ی اونا اثبات بشنُ هیچ کودوم از جزئیاتشون رد نشه (ک خیلی کم پیش میاد) ، روش تجربی نمی تونه اثبات نیاز این قوانین ب خالق رو نفی یا اثبات کنه !
من موافق نیستم، نظریات و فکت های علمی اعتبار بسیار شایان توجهی دارند، بنظر من از مفاهیم صرفا انتزاعی که برای جهان الزام آور نیستند بسیار معتبر ترند بخاطر اصل عینیتی که توی روش علمی داریم (بخاطر همینه که هیچ وقت نمیگیم مطلقا چیزی تو علم اثبات شدس(مثلا گرد بودن زمین هم همینطوره ) و اصلا فلسفه چون این مرحله رو نمیگذرونه کاملا برای الزام آور بودن و انطباق با جهان حقیقی اثبات نشدش) میتونیم با اطمینان بیشتر از وهم نبودن اون ها باهشون رفتار کنیم.
+ کلمه نظریه ، در مفهوم علمی ، به معنی عدم اطمینان نیست. بلکه به صورت زیر تعریف می شود:
نظریه،گروه منسجمی از گزاره های کلی است ،که به عنوان اصولی برای تبیین دسته خاصی از پدیده ها مورد استفاده قرار می گیرد.
آزمایش کردن هم باید بگم شکل آزمایش اینطور نیست که شما فکر میکنید که مثلا ما تو ابتدایی داشتیم اگه معتقدید گاز در مجاورت کبریت آتش میگیره آزمایشش میشد آتش زذن گاز با کبریت، این نوع آزمایش بله درسته در مورد این چنین نظریاتی قابل اجرا نیست، اما (دوباره همونطور که در صفحات قبلی گفته بودم) براشون از این قانون پیروی میشه :
پیامد های یک فرضیه در صورتی که صحیح باشند استنتاج شده و به پیش بینی هایی تبدیل می شوند.
این پیش بینی ها با آزمایش و یا تجزیه و تحلیل شواهد دیگر آزموده می شوند؛
اگر درست از آب در نیامدند،
فرضیه ی اولیه ای که پیش بینی ها از آن استنتاج شده بود، یا به کل رد می شود و یا به طور قابل توجهی اصلاح می گردد.
اگر فرضیه پیش آمدی را به طور موفقیت آمیز پیش بینی کرد می توان محتاطانه اظهار داشت که فرضیه تایید می شود.
من میگم اگه کبریتی به گازی نزدیک بشه آتیش میگیره، بعد بنابراین میشه تغییر دما باید اتفاق بیفته نور تولید بشه و ..... بعد آزمایشش میشه مقایسه ی پیش بینی های حاصل از فرضیه ی من با واقعیت که این نظریاتهم همینطور به شواهد محکمی پشتیبانی میشند.
البته که نمیتونه مطلقا نفی یا اثبات کنه(البته میتونه اثبات های تماما انتزاعی رو زیر سوال ببره) اما میشه بر اساس شواهد گفت احتمالش بسیار بعید هستش اونقد؛ میشه این بعید بودن رو به حد قوری چای راسل پیش برد. (این بخونید بد نیست :
نامحتملی وجود خدا )
حالا از طرف دیگه برمی گردیم ب منشا حیات ؛ مدل سوپ بنیادین از رایج ترین نظریه هاست ک خلاصه وار میگه آب و هوای بدون اکسیژن اولیه دوران ابتدایی زمین باعث پیدایش ترکیبات آلی اولیه شده ک بعد از حدود ی میلیارد سال و طی ی سری تغییرات باعث پیدایش اولین موجودات زنده شده . اما یکی از نظریات ریچارد داوکینز هست ک تو کتاب ژن خودخواهُ ساعت ساز نابینا میگه تئوری شروع حیات از مواد معدنی غیر آلی ب صورت تکثیر شونده های اولیه ای بوده ک خاک رس و گل یافت میشدن و ی جورایی دارای مکانیزم رشد و انتشار بوده . بعد چون مولکول های آلی در انتشار بهترشون نقش داشتن مثه داربست برای این مولکولا عمل کردهُ بعد از طی ی سری مراحل جای خودشو ب این مولکولا دادنُ این سیر مولکولای آلی ادامه پیدا کردهُ آخر دی ان ای این نقش رو ب عهده گرفته باشه.
http://www.ted.com/talks/lang/fa/martin_hanczyc_the_line_between_life_and_not_life.html
http://www.ted.com/talks/lang/fa/lee_cronin_making_matter_come_alive.html
پس داره میگه آفرینش تدریجی و اینکه هیچ نیروی غیر طبیعی تو آفرینش موجودات نقش نداشته دلیلیِ برای اینکه موجودات توسط نیروی ماورائی آفریده نشده باشن ُ نتیجه ی چند میلیارد سال فرگشت هستش .
خب دقیقا اینطوره و باید اضافه کنم ما پدیده ی فرگشت رو با توجه به شواهد محکم که عرض کردم یه فکت علمی و هم ردیف با گرد بودن زمین و گزاره ی های پذیرفته ی این شکلی میدونیم.
بعد از طرف دیگه خدا ، جهان و طبیعت رو طبق قوانینی ک آفریده اداره میکنه و دخالت مکرر خدا در سیر آفرینش علاوه بر اینکه کامل نبودن سیستم آفریده شده توسط خدا رو می رسونه این تصور رو هم بوجود میاره ک خدا تحت زمان قرار داره .
از یه طرف ابتداعا وجود خدارو بر اثباتش مقدم دونستین، و از طرفی دیگه فقط همین قضیه نیست خلقت گرایی تو خیلی چیزا با تکامل گرایی دچار تناقضات جدی و عدم مطابقت میشه ، اگر تکامل رو بپذیریم اونموقع تعارض هایی هم با دین از جهات مختلف بوجود میاد.
مستونید بصورت کلی این خط رو تو آثار داوکینز پی بگیرید.
و البته بطور مثال این رو الان با یه سرچ پیدا کردم : http://paste.ubuntu.com/5814306/
سایتی که رفتم داخلش الان بخش اولش رو گذاشته بود بقیش رو نداشت روش، کاملش رو گذاشت یا پیدا کردم یا چیزی دقیق تر میگم.
کتابی پیدا کردم مرتبط با موضوع :
کد:
http://hotfile.com/dl/92795781/4e84904/Naghde_Borhanhaye_Khoda.pdf.html