• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اثبات یا نقیض وجود خدا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع pico
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آیا به وجود خدا اعتقاد دارید؟


  • رای‌دهندگان
    757
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

شما که میگی خدا نیست و کلی برهان و منطق و دلیل هم براش داری چرا اینهمه افراد تحصیل کرده و دانشمند وجود خدارو قبول دارند ؟!

حس نمیکنی ترویج بی خدایی واسه جامعه خطرناک باشه ؟!

در ضمن شاید خدا دلش خواسته دنیا رو بنا بر احتمالات و اینا بیافرینه, مشکل چیه ؟!

شما میتونی نبود یا عدم وجود رو درک کنی ؟! خدا همینطوره! نمیتونی ذاتش رو درک کنی! ولی از روی نعمت هایی که داده میشه بهش پی برد :
+پيامبر خدا صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : درباره آفريدگان انديشه كنيد، اما به آفريدگار نينديشيد؛ زيرا شما نمى‏توانيد به عظمت و قدر او پى ببريد.

++ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.

+++ : به نظر من دو نفر یکی که قبول داره و یکی که قبول نداره با هم مناظره(کاملا منطقی بکنن) بقیه نگاه کنند!
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم چه آنان که موافق وجود خدا هستند و چه آنان که مخالف وجودش هستند
شاید خیلی وقت باشه که به این تالار سر نزدم ولی تقریباٌ به طور اجمالی یه نگاهی به یحثاتون کردم
من هم یه زمانی خیلی بحث می کردم ولی اینجوری کسی به جایی نمی رسه
اگه واقعاٌ برای اعتقاداتتون احترام قائل هستید باید به اعتقادات دیگران هم احترام قائل باشد.
هممون دوست داریم صحبت خودمون رو با پایه و اساس نشان بدیم و دیگری را بدون پایه و اساس ، لازم می دونم قبل از ورود به بحث از همه ی دوستانی که تا اینجا صحبتی کردن تشکر کنم. من هم یه اثبات کوچولو واسه خدا دارم اگه بخونید شاید براتون جالب باشه.
اثبات من یه اثبات تاریخیه
بیایید با هم یه نگاهی به تاریخ ملت ها کنیم
از زمان ورود انسان به زمین هر کسی به نوعی شخصیتی یا چیزی را می پرستیده ( حالا یا خدا یا چیز دیگه ) و در زمان مشکلات از اون کمک می خواسته
اگه کسی اینو قبول نداره می تونه یه نگاهی به تاریخ کل ممل جهان بکنه ، دین بودا و شنتو . کنفسیوس و هندو و مزدکی و زردشتی و یهودو مسیحیت و اسلام و ... همه و همه به وجود خدا اعتقاد داشته اند .
و این نشان از وجود فطرت پاک انسان به سمت پرستش معبودش است.این اثبات از نظر تاریخی و فطری یه اثبات درست از وجود خدا محسوب می شود . ولی از لحاظ فلسفی و منطقی کاملاٌ اثبات ضعیفی است .
در ادامه اگه دوست داشتید یه اثبات فلسفی هم که واجب الوجود است رو مطرح می کنم. البته فکر کنم در مورد این اثبات هم چیز هایی گفته شده باشه ولی شاید لازم باشه به تفصیل به آن پرداخت
فعلاٌ تا همینجا بسنده می کنم ، امیدوارم شاد و موفق باشد
یا حق
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از CrazyBoy :
شما که میگی خدا نیست و کلی برهان و منطق و دلیل هم براش داری چرا اینهمه افراد تحصیل کرده و دانشمند وجود خدارو قبول دارند ؟!

حس نمیکنی ترویج بی خدایی واسه جامعه خطرناک باشه ؟!

در ضمن شاید خدا دلش خواسته دنیا رو بنا بر احتمالات و اینا بیافرینه, مشکل چیه ؟!

شما میتونی نبود یا عدم وجود رو درک کنی ؟! خدا همینطوره! نمیتونی ذاتش رو درک کنی! ولی از روی نعمت هایی که داده میشه بهش پی برد :
+پيامبر خدا صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : درباره آفريدگان انديشه كنيد، اما به آفريدگار نينديشيد؛ زيرا شما نمى‏توانيد به عظمت و قدر او پى ببريد.

++ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.

+++ : به نظر من دو نفر یکی که قبول داره و یکی که قبول نداره با هم مناظره(کاملا منطقی بکنن) بقیه نگاه کنند!


چرا بايد براي جامعه خطرناك باشه؟ بستگي داره حقيقت رو تو چي تعريف كنيد.داشتن آگاهي دنبال دليلي براي وجود خدا گشتن به جاي پرستش از روي ناآگاهي ، جامعه رو در معرض خطر قرار نميده. بلكه جهلُ از جامعه حذف ميكنه! (لطفا اينجوري برداشت نكنيد ك افراد معتقد به خدا جاهل هستند، دارم ميگم كاري كه بدون آگاهي انجام بشه فقط كار يك آدم جاهل هست پس بايد دنبالش بود.)
روند اين تاپيك هم ترويج بي خدايي نيست! براي هر گفته اي يك دليلي آورده ميشه.اگه چيز خلاف وجود خدا گفته بشه دليل بر تبليغات بي ديني و بي خدايي نيست.هدف اينه كه ب جايي برسيم در غير اين صورت كه تاپيك بايد قفل بشه...
اين كه بگيم خدارو قبول كنيم كه اگه بود سود كرده باشيم و اگه نبود ضرر نكرده باشيم قرار دادن زندگي رو احتمالات هست.به همين دليله كه دعوت شديد به دنبال خدا برين و به حقايق برسين.با استفاده از ميزان توانايي بشر.

سياست تاپيك بحث عمومي هست و همه كاربرا اجازه دارن اينجا وارد بشن.مناظره دونفره رو ميشه جاي ديگه اي انجام داد و اينجا جاش نيست.
البته هر بحثي پتانسيل مناظره كردن نداره.در اين مورد پستاي صفحه هاي قبلُ بخونين.
به نقل از matin320 :
اولا بنده کی شیوه عقلی رو غیر قابل اعتماد خوندم؟؟؟
خواهش میکنم ذهن بقیه رو مشوش نکنید.من خودم دارم بحث رو از پایه با دلایل عقلی و اصل علم منطق بیان میکنم.
می کی از شیوه نقلی و کلامی در مسیر اثباتم استفاده کردم.
اگه منظور شما از بحث اثبات خدا با نصف صفحه نوشتنه باید متذکر بشم که کاملا از ماجرا دورید.
جالبه اینجا یه چیزی رو بهتون بگم.من که داشتم از اول تاپیک بحث رو مجددا بررسی میکردم متوجه شدم که شما که از همه بیشتر ادعای حاشیه گرفتن بقیه از بحث رو گوش زد می کردید بیشترین کسی هستید که داره بحث رو از موضوع اصلیش دور میکنه.
خدا وکیلی یه نگاه به چند صفحه اخیرت بنداز.تو تمومش تنها پستی که شما دادی این بوده که لطفا از موضوع اصلی بحث فاصله نگیرید و بقیه رو به خاطر اظهار نظر صحیحشون مورد تمسخر قرار میدادی.

من دارم از پایه ماجرا رو برات میچینم.اگه در خصوص کلام من می خوای نقد یا ضد اون رو داشته باشی می تونی.نه این که بیای واسه من تعداد پیامبران رو دو دوتا چهار تا کنی.

برای اثبات خدا این جور تاپیک به درد نمی خوره.باید بشینیم و مناظره کنی(به شیوه اصولی)
ینی من یک حرفی میزنم و شما اگر مورد نقضی از اون پیدا کردی می تونی بیان کنی وگرنه اون رو می پذیری و قانع میشی.

حاضرید؟

(بابت غلط های نگارشی شدیدا عذر خواهی میکنم.زمان کافی نداشتم)


اين پست به موضوع اين تاپيك ربطي نداره. علارقم اين كه من يه بار تذكر دادم بازم اين پستا مشاهده ميشه.
ويرايش كنيد ، در غير اين صورت حذف ميشه.
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از K.M.W :
روند اين تاپيك هم ترويج بي خدايي نيست! براي هر گفته اي يك دليلي آورده ميشه.اگه چيز خلاف وجود خدا گفته بشه دليل بر تبليغات بي ديني و بي خدايي نيست.هدف اينه كه ب جايي برسيم در غير اين صورت كه تاپيك بايد قفل بشه...
اینجا اکثر چیزایی که گفته میشه در راستای اثبات عدم وجود خداست , اگر میخواید در راستای تاپیک رفت باید اثبات برای وجود خدا اورد ...
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

در این باب چهل بحش تنظیم کردم که طی این 40 گام بتونیم خدا رو به صورت منطقی اثبات کنیم.

گام اول: ضرورت شناخت خدا که در پست پیش مطرح کردیم
گام دوم: روش های تحقیق درباره خدا بر اساس علم جهانی منطق

شرح گام دوم:
بسم الله الرحمن الرحیم


در پست گذشته درباره بحث درمورد مسایل اعتقادی و ضرورت تحقیق درباره این مسایل مقدماتی رو عرض کردیم.
مسیله دومی که باید درباره اش بحث کنیم اینه که اگر کسی خواست در مقام تحقیق درباره مسایل اعتقادی برآید و اعتقادات حق را از باطل بشناسد باید از چه روش و چه متدی استفاده کند؟
این سوال به خصوص اهمیتش وقتی روشن میشه که می بینیم کسانی از روی ساده اندیشه فکر میکنند که تمام مسایل اعتقادی را می توان بر اساس کتاب و سنت اثبات کرد و می دانیم که از قدیم بعضی از کتاب هاییی که درباره اعتقادات نوشته شده،از جمله کتاب هایی مانند کتاب اعتقادات حضرت صدوق (رضوان الله علیه) مسایل را بر اساس کتاب و سنت و به خصوص بر اساس روایات حل کرده.
برای هر عقیده ای استناد میفرماید به روایتی که از معصوم(ع) نقل شده است.
این شیوه بحثی که در برخی از کتاب های اعتقادات دیده میشه ممکن است سوالی را به ذهن بعضی ها بیاندازد که چرا علمای کلام و همه کسانی که درباره عقاید بحث کردند از چنین شیوه ای استفاده نکردند.و مخصوصا در باب توحید و خدا شناسی از استدلال های پیچیده ای استفاده کردند که آموختنش و تعلیم دادنش کار مشکلی ست.چه خوب است که مسایل اعتقادی را ما بر اساس آیات و روایات بیان بکنیم و از این راه اثبات کنیم.چه لزومی داره از روش های دیگری که از غیر مسلمین اخذ شده وارد این مسایل بشم.
برای توضیح این مطلب و این سوال که درباره اعتقادات از چه شیوه ای باید استفاده کرد و چه متودی از تحقیق را باید به کار گرفت باید اشاره ای به متود های علوم و روش های تحقیق در علوم بکنیم.
می دانیم که امروزه علمی به نام متودولوژی بوجود آمده درباره روش های تحقیق در مسایل مختلف بحث می کنه.که مسایل هر علمی را باید به چه صورتی اثبات کرد البته منظور ما از بحث در متود علوم در این جا این نیست که تمامی مباحث متودولوژی را مطرح کنید.خواستم اشاره ای بکنم که همه علوم(علومی که قابل بحث و استدلال هستند)به لحاظ شیوه تحقیق به سه دسته کلی تقسیم میشوند:
1- دسته علومی که مباحثی را پیرامون موضوعات محسوس مطرح میکنند و در مورد اون ها میشه تجربه حسی انجام داد(مثل مسایل پزشکی، فیزیک، زیست شناسی و امثال این ها) به این گونه مسایل، مسایل تجربی میگن.ینی این که باید از طریق اندام های حسی و گه گاه لوازم و ابزارآلات حسی مورد آزمایش و آزمون قرار بگیرند.
2-دسته دیگر علومی که مباحث اون در تیررس مسائل حسی قرار نمی گیره،این گونه علوم را با تجربه نه میشود اثبات کرد و نه میشود نقد کرد، برای تحقیق درباره این مباحث باید متود دیگری را اتخاذ کرد مثل مسایل فلسفه و ریاضیات.موضوعات این علوم موضوعات محسوسی نیست بلکه موضوعاتی عقلی ست که با مفاهیم انتزاعی و به اصطلاح خودمون با معقولات ثانویه شناخته میشه.مسایل ریاضی و فلسفه جزو دسته ای هستند که صرفا باید از راه تعقلی مورد بحث و نقد قرار بگیرند.(البته در مقدمات استدلال عقلی ممکن است از حس و تجربه کمک گرفت)این ها رو باید با روش قیاسی و تعقلی و با براهین عقلی اثبات کرد.
3-دسته دیگر مربوط به حوادث جزئی یا جریانات گذشته و یا چیز هایی که باید بر اساس مدارک نقلی اثبات بشه:
مثلا بحث از وقایع تاریخی برای مثال تولد پیغمبر اسلام در چه زمانی و در چه مکانی اتفاق افتاد.این موضوعی نیست که بشه با عقل اثبات کرد، عقل راهی به این مسیله نداره.عقل سر و کارش با یک سری مباحث کلی ست.
برای ما که بعد از این جریان واقع شدیم اثباتش نه از راه عقل ممکنه و نه از راه حس و تجربه.
تنها راهش نقل است، ینی باید بریم دنبال مدارک تاریخی و از راه نقل آن را اثبات بکنیم و همین طور درباره دیگر مسایل تاریخی.
یا مسائلی که مربوط به بیوگرافی اشخاص است، مثل علم رجال خودمون.
پس به طور کلی مسایلی که در علوم مختلف استدلال میشه، این ها به سه شیوه کلی قابل بررسی ست. شیوه عقلی، شیوه تجربی و شیوه نقلی.
هر یک از این روش ها بخش های جزیی تری هم داره که در متودولوژی بیان شده ولی ما در مقام بررسی اون ها نیستیم از جمله بعضی از مطالب نقلی که نقل اونها مستند میشود به یک مرجع معتبر و مخبر صادق. که به اصطلاح علمی بهش اسریته میگن که میگن(منبع معتبر و قابل اعتماد) که اگر معلوم بشه فلان مطلبی از فلان شخصی ثابت شده، همین کافی است که اعتبار اون ثابت بشه.
این هم یک شیوه نقلی و تاریخی است ولی با سایر مسایل تاریخی فرق داره.مثل علم فقه.احکام که در فقه اثبات میشه به استناد کلام معصوم اثبات میشه که اگر ما مسامعتا و مواجهتا از معصوم حکمی را میشنیدیم دیگه احتیاط به تحقیق نداشت.چون از اون زمان دور افتادیم نیاز به این شیوه هاست و بدین گونه مطلب بر ما ثابته و اگر بحثی باشه بر دلالتش مترتب میشه که منظور معصوم از این فرمایش چی بوده.فلذا علم فقه هم در زمره علوم تاریخی قرار میگیره. که باید با شیوه علوم نقلی بررسی میشه.ینی اول باید اسنادش بررسی بشه بعد درباره دلالتش بحث بشه تا نتیجه بدست بیاد.این یکی از شیوه های خاصی است که در بعضی از علوم نقلی به کار برده میشه.به هر حال مسایل علوم به طور کلی از این سه دسته خارج نیست.
البته ما یه دسته معارفی داریم که شخصی، که اون ها رو نمی خوام از طریق استدلال اثبات کنیم.
برای یک شخص خاصی ممکنه یک معرفتی حاصل بشه که از هیچ کدوم از این راه ها نباشه.مثل معرفتی که حضرت پیامبر (ص) و سایر انبیاء (سلام الله علیهم الاجمعین) از راه وحی برایشون حاصل میشد.این یک مسیله شخصی ست،، جزو مسایل علمی نیست.
یا در درجات نازل تری الهام هایی که بر اولیاء خدا میشده.مسیله های شخصی که بر خودشون ایجاد میشده.یه مسیله علمی نبوده که می خواستن از یک راهی بحث بکنند و استدلال بکنند و فقط بر خود اون شخص (عارف) معتبر خواهد بود و دیگران راهی به عین اون مطلب ندارند.وحیی که بر پیغمبر الهام میشه رو هیچکس نمی تونه اون رو عینا واجد بشه یا مقامی مثل پیغمبر یا قریب به پیغمبر داشته باشه که به او هم الهام بشه یا مرتبه ای از اون هم برایشون الهام بشه.
یا اشراق ها و شهود ها و مکاشفاتی که برای عرفا حاصل میشه که کدومشون درسته و کدومشون غلط (و بحث های زیادی داره).
بحث ما در مسایل علمی ست.یعنی چیز هایی که قابل بحث و استدلال به یک شیوه ای ست.
خب حالا ببینیم مسایل اعتقادی از زمره کدام مسایل هست و باید از کدام شیوه اثبات بشه؟
بدون شک یک سلسله از مباحث اعتقادی وجود دارد که نه با شیوه تجربی قابل اثبات هست و نه با شیوه تعقلی بلکه صرفا باید از راه نقل اثبات بشود(مسایل مربوط به امامت خاصه(تعداد ائمه، اسامی ائمه و...))
ولی برخی از مسایل کلامی باید تنها و تنها از شیوه تعقلی مورد بررسی قرار بگیره.مثل اصل مسئله وجود خدا.
مکنه سوال بشه که مسائل خدا شناسی به صورت های مختلفی مطرح شده، حکما در کتاب های فلسفشون مباحث خدا شناسی رو مطرح کردند و متکلمین مباحث خدا شناسی رو در کتاب های کلامیشون به شیوه دیگری.
آیا شیوه کلامی در اثبات خدا شناسی بهتر است یا شیوه فلسفی؟
جواب این است که اگر استدلال صحیحی درباره خدا باشد که هست خواه در کتاب فلسفه نوشته شود و خواه در کتاب کلام ، شیوه ای تعقلی و فلسفی خواهد داشت.
همون طور که می دونید برهان عقلی بر مسئله ای اقامه کردن، اسمش فلسفه است.
این مسئله در هرجا مطرح بشود و هر جا اثبات بشود طبق شیوه ای فلسفی و با نگاهی فلسفی مطرح شده است.حتی اگر پیامبری استدلالی از خدا شناسی رو ذکر کرده باشد، این میشود اثبات فلسفی.حتی اگر در کتاب حدیث ذکر شده باشد.اگر استدلالی تام بر اساس مقدمات دبیری عقلی انجام شده باشد این میشود استدلال عقلی.حتی اگر در قرآن مسیله ای با این شیوه مطرح بشه.
پس هر چیز که از خدا و پیغمبر نقل میشود را نمیشه به بهانه این که امری نقلی ست رد کرد چرا که خدا و پیغمبر در این مورد استدلال میکند.نمی گوید که چون من خدا یا پیغمبر هستم بپذیر.دارد استدلال میکند.

وصل الله علی محمد و آله طاهرین

(با پوزش فراوان به خاطر غلط های تایپی)
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

خب نباید توهین میشد به اعتقادات کسی که جلوگیری ازش هم کاملا بر عهده ی مدیر بخشه اونم توی یه بحث حساس مثل این.


زمان هم مخلوق خداست. بعدی هست از دنیای مادی اطراف ما .

طبیعتا وقتی وجود زمان معنایی نداره مفهوم قبل از خلقت زمان هم معنایی نداره.

در مورد عامل داخلی و خارجی افاضه ی فضل توسط خود ذات باری تعالی صورت میگیره .

و نکته،ی اصلی اینه که تو سوالای شما به جز یک مورد هیچ اشکالی به وجود خدا وارد نشده و سوال ها بیشتر جنبه ی کسب اطلاعات دارن تا نقد.

پی نوشت اول : استدلال کردن با نقاشی ها کار کودکستانی هاست ... دیگه محتوای تصاویر که اصلا ارزش صحبت نداره.

پی نوشت دوم : با هوچی گری نمیتونید به نتیجه ای برسید.
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از H O S E I N :
خب نباید توهین میشد به اعتقادات کسی که جلوگیری ازش هم کاملا بر عهده ی مدیر بخشه اونم توی یه بحث حساس مثل این.


زمان هم مخلوق خداست. بعدی هست از دنیای مادی اطراف ما .

طبیعتا وقتی وجود زمان معنایی نداره مفهوم قبل از خلقت زمان هم معنایی نداره.

در مورد عامل داخلی و خارجی افاضه ی فضل توسط خود ذات باری تعالی صورت میگیره .

و نکته،ی اصلی اینه که تو سوالای شما به جز یک مورد هیچ اشکالی به وجود خدا وارد نشده و سوال ها بیشتر جنبه ی کسب اطلاعات دارن تا نقد.

پی نوشت اول : استدلال کردن با نقاشی ها کار کودکستانی هاست ... دیگه محتوای تصاویر که اصلا ارزش صحبت نداره.

پی نوشت دوم : با هوچی گری نمیتونید به نتیجه ای برسید.

خدمت دوست گلم باید عرض کنم که زمان صرفا یک قرارداده واسه یک عمل مستقل و یک پارامتر واسه تمامی اعماله.
به طور ساده تر زمان مثل واحد جرم(گرم) یا واحد مسافت(متر).
درسته.بازه زمانی در انجام هر عملی شرطه ولی صرف زمان تنهات یک پارامتره.

در جواب دیگم به پی نوشت دومت اشاره میکنم.
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

این چیزی شما میگید یه نگاه خیلی ساده ای به زمان به حساب میاد.

در فیزیک هم چنین چیزی که شما گفتید وجود نداره .
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از H O S E I N :
این چیزی شما میگید یه نگاه خیلی ساده ای به زمان به حساب میاد.

در فیزیک هم چنین چیزی که شما گفتید وجود نداره .
قطعا زمان واحدی وجود داره.ولی درک ما از اون یک درک کاملا نسبیه
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

این چیزی که شما میگید بدیهی نیست .
 
Back
بالا