• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

ظهر پزده اتاقمو زدم کنار مامانم اومده میگه چرا پرده رو زدی کنار
نمیدونم تو چه فکر بودم که گفتم: میخوام نور به قبرم بباره ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم با دوستم تو خیابون راه میرفتم بعد نزدیکای خونمون ی خیابون 1 طرفه هست خواستم خداحافظی کنم ازش ...یهو بم گفت:چرا میخوای از این خیابونه بری اینک ی طرفست!نگا کن داره از اینور ماشین میاد نه از این طرفی ک تو میخوای بری!!!
آخی فک کرد سوار ماشینیم=))
 
پاسخ : سوتی‌ها

_امروز رفته بودم خونه ی دوستم(حسام)
بعد داشتم میدیدم که چه آهنگایی داره
یه فایل بود به اسم"gole bi goldon"
بعد اول اینو خوندم "golden globe" میگم مگه آهنگه
باز دوباره سعی کردم ،خوندمش"golbi golden" میپرسم این دیگه یعنی چی؟
_همین الان که داشتم مینوشتم داداشم اومده بود فضولی
بهش گفتم لطف کن داری میری درم ببند.
میگه نه بنویس، من دارم گوش میدم(منظورش این بود که میخونم)
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز با معاونمون سر حجاب اینا بحث می کردیم و اونم با لحن خیلی خشن و عصبانی گفت کم جرو بحث کنین اصلا شما میدونین همه ی بچه های علامه حلی تهران هر روز با هد میرن مدرسه!؟
این ما: :)) =)) =)) =)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

قبض برق خونه مامان بزرگم اینا زیاد میومد بعدمامان بزرگم کرسی گذاشته بود واسه اینکه برق زیاد مصرف نکنه لامپ کم مصرف گذاشته بود :)) :)) :))بعدزنگیده خونمون میگه چرا کرسی گرم نمیشه؟؟؟؟؟(آخه یکی نیس بگه مادرمن بخاطراینکه گرمای اضافی نداره کم مصرف شده دیگه...) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز تو راه پله ها داشتم پشت سر معلما راه میرفتم یهو دیدم معلم ادبیات دست گذاشت رو شونه ی معلم فیزیک بهش میگه:
مازیار جان دیشب نبودی دلمون تنگ شد واست...
آفا مارو میگی دیگه نفهمیدیم چی شد تا آخر زنگ اونقدر خندم گرفته بود که کلا نرفتم کلاس!!!! =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا این مازیاره عادت داره که سر کلاس که میاد چایی بخوره بعد میاد کلاس بذاره نصفه میکنه چاییشو
بعد ما یه بازی میکردیم که یه غلط گیرو میچرخوندیم سرش به طرف هر کی میشد بقیه یه کاری رو توافقی به این میگفتن و این باید انجام بده.آقا یه بار به ما افتاد و بقیه گفتن که باید بقیه چایی وردکار و بخوری
منم بلند شدم داد زدم حاضرم به شتر ل/ب بدم ولی چایی اینو نخورم
آقا یه دفعه کلاس ساکت شدش و من ... شدم.
من: :-[ :-[ :-[ :-[
معلم: X-( X-( X-( X-(آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ X-( X-( X-(
بعدشم که نمره ی مستمرررررررررررررررررر :(( :(( :(( :(( :((
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز مدرسه میخواست ما رو همایش نانو ببره... موقعی که رسیدیم دیدیم خبری از نانو نیست، همایش المپیاد های علمی رزمندگانه... ;D گفتن هر سوالی در مورده المپیاد دارین رو یه برگه بنویسین، یه طلای جهانی فیزیک بود جواب میداد... اغلب سوالا این جوری بودن که چند نفر طلا میگیرن؟، کی برگزار میشه؟، چند نفر تو هر مرحله قبول میشن؟ از کی بخونیم و ................ وسط این سوالا یکی چند تا سوال فیزیک پرسیده بود، قبل از اینکه جواب بده گفت ایشون خیلی سوالاشون در مورد علوم ساینسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
Back
بالا