• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

آقا این بابای ما بعد از مدت ها هوس جگر مرغ کردش و بم گفتش ک برم و براش بخرم
آقا مام رفتیم تو مغازه و میخواستم بگم :سلام.آقا از این جیگراتون 2بسته بم بدین
رفتم گفتم:سلام
آقا دوتا جیگرتون رو میخواستم
=)) =))
حالا این ی نمه خنده دار ه وسوتی محسوب میشه جواب یارو منظورم بودش
یارو: :o :o
اونا میخوان ادامه ی تحصیل بدن
منو میگی :o :o :o =)) =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبیر ریاضیمون روز اول کلاسش کلی از خودش نبوغ به خرج داد تا از بچه‌ها زَهره چشمی گرفته باشه آخرای کلاس با حالتی جدی و خشمناک گفت : ببینین بچه‌ها یه چیزی می‌گم شما از حالا «آویشه گوزتون» کنید. ;D
همین سوتی باعث شد هیچ جوره دیگه نتونه بچه‌ها رو کنترل کنه :>
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر كلاس ديني بحث سر حجاب و اينا بود....
بعد ما داشتيم ميگفتيم تقصير مرداست و به ما ربطي نداره و اينكه اگه تو يه جامعه اي فساد زياد هس تقصير مرداشونه و اينا
معلمه هم داشت مثال ميزد بعد برا اينكه مثلا قابل فهم تر شه هي نسبت شخص خيانت كننده رو نزديك تر ميكرد ;D
مثلا اگه شوهرتون...
-تقصير شوهرس [-(
- مثلا اگه پدرتون...
ديگه خودش فهميد داره چي ميگه ادامه نداد ;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

عمه ب بابابزرگم خطاب به من : شمیم جان ،برو اون گوشواره هامو بیار
من:چی ؟ :oمنظورت همون سمعکه
عمه جون طبیعی کرد و گفت آره منظورم همون بود
 
پاسخ : سوتی‌ها

دارم به دوستم زنگ میزنم به حالت :|

"مشترک MTN ایرانسل مورد نظر شما تلفن همراه خود را خاموش کرده است" (حالا یه چیز تو همین مایه ها ، گیر ندید !!!!!)

یه لحظه شک کردم که نکنه دوستم خط ایرانسل داره !!!!!! :)) :)) :)) این خط ها هم اوضاعشون خرابه !!! :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از دوستان بهم پ.خ زده بود..
بعد از حرفش خوشم اومد بعد هی اون بالا دنبال علامتِ دست میگشتم بهش لایک بدم.. :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

الان آبجیم داشتش فرم ثبت نام آزمون ورودی دبیرستان تیزهوشانشو پر میکرد
همه دور هم بودیم قاعدتا
بعد ی دفه دیدم با کفه دستش داره میزنه رو پیشونیش و میگه چی بودش؟اااااااااااااااه چرا یادم نمیاد چی بودش لعنتی
ما:چی،چی بودش؟
اون:اااااااااااااه
نوشته فامیل پدر متقاضی
یادم نمیاد
ما: :-w
منتظورش فامیل باب ی تو ه هاااااااااا
اون:اینو ک میدونم
فامیل بابام یادم نمیاد
ما: :o :o :o :o
خودش بعد از چن دیقه =)) =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبير زيستمون نيم ساعته داره جون مي كنه سر اين قضيه كه ما تو معده مون آنزيم سلولاز نداريم و سلولز تجزيه نمي شه ديگه...
بعد برگشت از مليكا پرسيد:"چرا ما نمي تونيم چوب بخوريم؟"
مليكاا خيلي شيك و هوشمندانه:"خب چون سفته!!! :> "
=)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

و باز هم سوتی معلم ریاضی ما
ازش می پرسم خانوم میشه بگین مربع لاتین چی میشه ؟تو سوالای پایا بود
(خودم یه خورده میدونستم ولی کامل یادم نبود)
میگه من نمیدونم حالا میپرسم بهت می گم
ساعت بعد یکی از بچه ها اومده صدام زده که معلمه کارم داره
رفتم پیشش می گه من پرسیدم ، مربع لاتین میشه"اسکور"(همون کلمه ی مربع در زبان انگلیسی) بعد برگشته میگه تو گزینه ها بودش :>؟
نه خانوم اونا همشون عدد بودن :o
بعد فردا خودم رفتم براش توضیح دادم مربعه رو ;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز معلم ادبیاتمون میخواست ازمون فیلم بگیره برای اداره وسطش شارژ دوربین تموم شد رفت دوربینو شارژ کنه ما هم آهنگی که توش میگه این نه منم منو
گذاشتیم و من و غزاله هم رفتیم وسط می رقصیدیم همون موقع معلمه درو باز کرد یه نگاه به ما ما هم آخه داشتیم به افتضاح ترین صورت ممکن می رقصیدیم خیلی خجالت کشیدیم ولی به جاش بعدش کلی شاد شدیم =))
 
Back
بالا