• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم می خواست جوک تعریف کنه حالم عوض شه گفت به عابدزاده می گن چرا هر وقت سرود ملی رو می خونند می خندی میگه اگه کسی هم کنار شما بود و این جوری می خوند شما هم می خندیدید.........ای ایران ای مرز پر گهر...(فکر کنم سرود ملی جدیده!!! :)) )
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکیــ از بچه ها با اعتماد به نفس خعیلی بالا:بچه ها ماهی سیخ داره دوس ندارم...! 8-^
 
پاسخ : سوتی‌ها

کلا من زیاد سوتی میدم.
ولی باسه این که ریا نشه نمیگم.
فقط امروز داشتم اس ام اس بازی میکردم اومدم به دوستم بگم غلط کردی(با عرض معذرت)غلط و به این شکل نوشتم غلت
حالا دوستم هی میگه غلت؟؟
میگم اره دیگه پَ چی
دفه اولمَم نبود غلت و اشتباه مینویسم
کلا آبروم پیش همه رفته با این اس ام اس دادنام :-[ ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

الان با یکی از دوستام بحث کردیم :> بعد من نمی دونم چی شد خواستم چی بگم که گفتم : شیرمو حلالت نمی کنم :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ زدم برام غذا بیارن،بعد طرف اف اف رو زده گفتم بیاین بالا لطفا(شماره زنگمون 4 عه اما طبقه اولیم ;D)
بعد آسانسور خراب بوده طرف از پله ها رفته طبقه چهارم بعد دیده روی در نوشته 1
بعد دونه دونه اومده پایین من موندم چقد دیر کرد و در حالت :))
اومده میگه خانوم چرا گفتین بیام بالا؟؟
من :-"
یارو :-L
من: خب مرسی خدافظ!
اون= X-(
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامان من خیلی علاقه داره من برم دانشگاه شهید بهشتی پزشکی بخونم :-"
در حدی که امشب به دانشگاه شهید بهشتی گفت دانشگاه شهید پزشکی :-" ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

‏دیشب یکی از مهمونامون اومد بره دستشویی بعددره باز بود اینشونم درو ب جا اینکه بازتر کنه محکم بست و کوبوند تو صورت خودش‏=‏‏‏)‏‏)‏
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز مدرسه بودم برا كلاس المپياد و اينا...
بعد صبح يكم دير رفتم كلاسشون شروع شده بود منم نميدونستم كجان...
بعد رفتم تو سالن ديدم رو در اولين كلاس نوشته"ما اينجاييم!"(تو عيدم كلاسمون همين جا بود)
گفتم خب حتما اينجان ديگه...
درو باز كردم...... ديدم اقاي...داره با لبخند نگام ميكنه....
من درحال فكر-(مگه امروز با خانوم...نداشتيم؟ :-? پس چرا اين اينجاس؟)
سرمو چرخوندم سمت چپ ديدم دو تا اقاي ديگه دارن باحالت :) نگام ميكنن...
دوباره در فكر-اينا كين؟! از بچه هايي ان كه المپيادو دادن اومدن سطح كلاسو ببينن؟
بعد در همين حال درو پشت سرم داشتم مي بستم ميومدم تو....
اخرش روبه رومو نگاه كردم ديدم ا...اين دخترا كه دوستا من نيستن، كين؟؟!!!

من با صداي بلند- ا اينجا نيستن؟! ;D
اونا-نه :)
- ;D :-"
كلا زياد منتظر جواب نموندم در رفتم ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز از صبح تا ساعت 4 بعدازظهر کلاس داشتیم ، بعد زنگ آخر بود منم خسته ، بعد میخواستم بگم این بیت «تشبیه تفضیل» داره گفتم «تفضیل برتری» داره!
- : چی ؟ :o
- : ها ؟ همون تشبیه تفضیل منظورمه ! ;D
 
Back
بالا