پاسخ : سوتیها
دوستم وقتی بچه بوده با دختر خالش(فک میکنم)که با هم تو خونه تنها بودن میان یه بازی بکنن!
بعد از این که مقداری فک میکنن تصمیم میگیرن آشپزی کنن.
بعد میان هرچی (به معنای واقعی هرچی :-&) تو آشپزخونه بوده رو میریزن توی دیگ بزرگایی که قبلا برای آش استفاده میشده...
بعد با خودشون فک میکنن که این
رنگ غذایی که میگن چیه

...
باخودشون میگن شاید توش رنگ میریزن ???...
بعدش میان یه عالمه گواش رو توی دیگ خالی میکنن!وبعد هم میزنن :-& :-& :-&
بعد که میبینن چقد گند شده :-& به هم میگن حالا چی کار کنیم.میبینن که سطل آشغال جا نداره پس...
(از طبقه ی سوم) میریزیمشون پایین!!!!
چشمتون روز بد نبینه که تمام این مثلا غذا میریزه رو سر کسی که برای همساییه پایینیشون گل اورده بود!!!(صحنه رو تصور کنین!)
بعد دیگه میره شکایت میکنه و اینا ولی مامانش کم دعواش میکنه...
حالا بلایکید

(دستم درد گرفت خوب!)