





. اصن یه وعضی بود.
...بعد یهو فهمید چی گفته اومد درستش کنه گفت: نه نشده ^#^...هیچی :-ss...کیفم سیخ شد...نه کیفم خیس شد
^#^













با شال و شلوار سفید و مانتو صورتی

بعد دیدم نه خوب راه میرم کلا رفتم تو فاز اعتماد به سقفففففففف که هیچ به فضا

بعدش اینجوری

البته فک کنما

نمیدونین چ جوری تا خونه رفتم
آخه هیشکی نبود بیاد دنبالم

