mitokondry
مرغابی شیطون
- ارسالها
- 410
- امتیاز
- 6,166
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- دامغان
- سال فارغ التحصیلی
- 1401
- دانشگاه
- دانشگاه ایران
- رشته دانشگاه
- داروسازی
می خواستم برم دستشویی
برقو روشن کردم اما یه دفعه ای ابجیم صدام کرد رفتم جوابشو دادم بعد برگشتم برم ک دیدم برق روشنه
رفتستشوییه؟!
گفت مامان
هیچی اقا ما ی ساعت تو هال نستیم ک مادر گرام از دستشویی بیاد بیرون
اخراش دیگه دیدم نمی تونم تحمل کنم رفتم در زدم گفتم مامان بیا دگ
مامانم اتاق بغل دستشویی بود گفت الان
باز ما ی نیم ساعت صبر کردیم اخر سرم با سگ لرز رفتیم تو حیاط دستشویی
ما اومدیم دیدیم هنوز برق روشنه دگ عصبانی شدم رفتم گفتم مامان مردی؟!!!
ی دفعه مامانم از تو اتاق دراومد
هچی دگ فقط رفتم نشستم به خودم فحش دادم
برقو روشن کردم اما یه دفعه ای ابجیم صدام کرد رفتم جوابشو دادم بعد برگشتم برم ک دیدم برق روشنه
رفتستشوییه؟!
گفت مامان
هیچی اقا ما ی ساعت تو هال نستیم ک مادر گرام از دستشویی بیاد بیرون
اخراش دیگه دیدم نمی تونم تحمل کنم رفتم در زدم گفتم مامان بیا دگ
مامانم اتاق بغل دستشویی بود گفت الان
باز ما ی نیم ساعت صبر کردیم اخر سرم با سگ لرز رفتیم تو حیاط دستشویی
ما اومدیم دیدیم هنوز برق روشنه دگ عصبانی شدم رفتم گفتم مامان مردی؟!!!
ی دفعه مامانم از تو اتاق دراومد
هچی دگ فقط رفتم نشستم به خودم فحش دادم











تا اینکه دیدم دخترا هم به هم میگن " دی "
ops:











