• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز بچه ها کنفرانس شیخ بهایی داشتن معلممون داشت یه قسمت طنز ازش میخوند که بی مزه بود و توش گفته بود زنا شرن!(البته جک بود!) بعد همه خندیدن منم که اصلا حواسم نبود با عصبانیت بلند گفتم : مسخره!! :دی بعد دوباره همه زدن زیره خنده ، گفتن زهرا چه فمنیسته!! :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو کلاس زبان میخواستم بگم:
"they kiss their chicks(dorost neveshtam manzooram goonAe taraf bood!)اشتباهی گفتم"they will kiss their lips"
بدیش این بود که داشتم درباره ی دو تا مرد حرف میزدم!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

راستی امروز دستشویی تو آتیله! :)) :)) :))
بگیرین بهش دستشویی دارم!!! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

میخواستم یه ایمیل بدم به یکی از دوستام دادم به معلم دینیم
نمیدونم(باتوجه به محتواش)چرا هنوز سر کلاس راهم میده!!!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

آره بابا امروز رفته بودیم آتلیه تو تجریش عکس بندازیم برا مسابقات!
بعد اون یارو صندوق دارش کر و لال بود!
نمیفهمیدم چی میگفت!
پولو که دادم گفت: یه هیهون بره هالا هکسشهو بهیره!!!
منظورش این بود :یکیتون بره بالا عکسشو بگیره!
بعد رفتیم بالا یه خانومی هم اومد بالا عکس بگیره از ما همون لحظه محمد حسین شروع کرد : من دسشویی دارم وای چرا اینجا دستشویی داره اخرشم هممون یه عکس این جوری انداختیم: B-) نه ببخشید اینجور: 8-}
آخرش عکسا رو کردن تو حلقمون از اونجا پرتمون کردن بیرون!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

من وزغ شدم پسر دیدی!؟
بدون عینک هم ریختم عوض میشه هم نمیبینم!
اومد کلمو جابجا کرد گفت همینه... :))
اینه دوست من... اینه...
 
Back
بالا