• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر امتحان فیزیک که تستی بود !

یکی از بچه ها بر گشته از معلم میپرسه که اقا حل سوالارو هم میخواین یا فقط گزینه هارو بزنیم؟! 8-} :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم شيميمون ;D

گفت من وقتي امتحان ميگيرم نميذارم رو نيمكت بشينين كه !!! (به خاطر تقلب) ميبرمتون تو نماز خونه درازتون ميكنم . همه زدن زير خنده و گفتن آقا نمازخونه حرمت داره ، حداقل ميگفتي پشت نماز خونه و .... :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز كلاس اولمون انديشه اسلامي بود، بنده خدا استاده يه كلمه برگشت در مورد نميدونم چي بود، گفت مثلا كشتي ها روي آب ميمونن به قدرت خدا. و اگه خدا نخواد سه سوته غرق ميشن!

زنگ بعدش فيزيك داشتيم، استاد يه سوال استفهام انكاري!!! پرسيد، گفت " خب هممون ميدونيم كه كشتي چرا روي آب ميمونه"
طبيعتا منظورش چگالي و ... بود، يهو يكي از دوستان بيش فعال بلند شد گفت :

" استاد چون خدا ميخواد!!" :o :o :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم دینی میگفت دنیا یه برنامه طبیعی داره و مسیر خاصش و ....
اومد مثال به روز یا همون آپ تو دیت بزنه گفت:
همجنس گرایان از مسیره طبیعی منحرف شدن و اصلا همچین چیزی از ابتدای خلقت وجود نداشته!

یکی از بچه های نقطه گیر گفت:
خوب آقا پس چطوره که O+O میشه O2 (اکسیژن) طرف توش موند!!!!!!!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

پارسال امتحان ترم ادبیات بود و مراقبمون دبیر زبانمون بود...این بنده خدا خیلی انسانه محجوبیه و روش نمی شه وقتی بچه ها تقلب می کنن چیزه بگه...
یکی از بچه ها یه سوالی رو می مونه که جوابش شهید اوینی می شده و از معلمه می پرسه: خانوم چقد سواله 3 سخته...
از اون طرف کلاس یکی از بچه ها داد می زنه: خانوم من چقد غذا با اویشن دوست دارم...کلا اویشنی دوست دارم...
دوست باهوشه ما هم تو برگش می نویسه شهید اویشنی :)) بعد معلم زبانه می ره و به دبیر ادبیات می گه که بچه ها هی داشتن از اویشن صحبت می کردن ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی بچه های هوگر 5
بچه های همایش امسالمون شاهکار کردن و این صفحه رو رو برد همایش ( وسط ترین نقطه ی مدرسمون ) چسبوندن
توجه : سوتی تو برگه نیست و صرفا به این دلیل سوتیه ک مطلبی با همچین مضمونی رو بزنن رو برد .. (کلی از معلم ها هم خوندن ;D)
(مطلب جالبیه بخونید) :
addc9369f2574aa3ac08.jpg
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما رو میخوان ببرن اردو خارج از استان یکی از بچه ها رفت پیش مدیرمون گفت کیا میان همرامون(منظرش این بود چه معلم هایی میان؟) مدیرمون گفت 3-4 تا رو میفرستیم ک بتونید خوب خرشون کنید!!!
بعد یکی از بچه ها گفت میشه خودتون باهامون بیاید
:)) :)) :)) :)) :))

حالا حدس بزنید واکنش مدیرمون چی بود؟؟!!

مدیرمون زد بود زیر خنده بسکه خندید سرخ شده بود!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبير ديــني ما ته خــندس ;D! هفته پيش آزمون داشتيــم هيشكي ( بجز من البت ! : دي ) درس نخونده بود واســـه پرسش . اونم خواست بگــه ازتون ناراحتم .... دقت كنيد به اين جمــله ي هلــو : (عصباني ) بچــه ها ، خيــلي ، خيــلي ؛ خيـــلي ! :)) ( دقت كنيد - دقت كنيد ! اين جمــله نه فعل داره ، نه نهاد داره ، نه گــزاره ؛ نه مفعــول ؛ نه شبه جمله ! مي تونين بگيــن تو ادبيات بهش چي ميگن ؟!) از قضا اون روز امتحـان كانگــورو هم داشتيم ، نطق فــرمود : من حــاليم نمي شه ، خـانوم خرچنگ داشتيم قورباقه داشتيــم ! " بچه ها : خــانوم كانگــورو ! خــانوم :نمي دونم خــرچنگه قورباقس ميگــوئه هر كوفتي هست ! بچــه ها : خــانوم كــانگــورو ! خانم : خــانوم فردا بيــاي بگي ميــگو داشتم ! بچه ها : خــانوم .... !
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس فیزیک نشسته بودیم ، بعد زنگ بعدش آز فیزیک داشتیم ! یکی از بچه ها پرسید خانم زنگ بعد هم بل شما داریم دیگه؟!
بعد خانم گفت نه!یه معلم دیگه دارین!

یهو کل کلاس رفت رو هوا ، همه دست زدن و همه اینجوری : ;D ! معلممون هم قرمز شده بود بدجور! یهو یکی از دوستان گفت ، بچه ها مثل ایکه سوتی دادیم رفت!! :-"

( سوتی زیاد میدیم ! یادم نیست الان ... )
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر كلاس عربي نشسته بوديم كارگاه ترجمه درس اول سال سوم عبارت ان يصفوا بود كه معلممون حزء حزء گفت چين بعد گفت حالا توي كل اون عبارته مفعول كدومه كه دوستم در اومد بلند وقتي همه ساكت بودن گفت خانم ان خالي .....
يهو همه كلاس رفت رو هوا
معلممونم داشت مي مرد از خنده ....
 
Back
بالا