• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

معلم: هستی مامانت چرا زنگ نزد باهاش صحبت کنم؟! بهش بگو حتما زنگ بزنه...
هستی: آخه نمیدونم کی هستین... الان هستین بگم زنگ بزنه؟!
(قابل توجه که الان معلم سر کلاس روبرو هستی اییستاده...!!!) :)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

رو میز دوستم پول بود

برگشت میخواست بگه بقیه پولمه!گفت این ادامه پولمه؟؟؟؟!!! :-?

ما =)) :))
+++++++++++
امروز دبیرمون داشت نمره های ادبیات رو میداد

نمره ها خیلی پایین بود :-" X_X

ولی یکی از بچه ها خوب شده بود!دبیرمون گفت اگه سخت بوده چرا نرگس خوب شده؟؟

یکی از بچه ها! :-"بلندشد گفت خانم خب مامان نرگس معلم ادبیاته!

نرگس:مامان من؟؟ :-??من تاجایی که خبر دارم مامانم معلم عربی و قرانه!! :-??

ما: =)) :)) ;D دوستم: :-"واقعا؟!! :-" :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

از اونجایی که من گوشت نمیخورم، مامانم امروز داشت غر میزد که گوشت بخور و اینا...

من گفتم: اصلاً کی گفته باید یه حیوون ِ بدبختو کشت که گوشتشو بخوری؟ اصلا به نظر من این کار حرامه!

مامانم گفت: خب خود ِ خدا گفته...!

من: خدا خیلی غلط کرد :-"

مامانم: :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم داش ازم چیزی میپرسید منم دقیقا اون قسمتو نخونده بودم!!!!
دوستم بهم رسوند
منم با کلی مکث جوابو گفتم
معلم :-w
منم با حالتی التماسانه و لوس گفتم:خااااااااااااااااانم
من فکر کردم اون قسمت نیس و فعالیه و نخوندم!!
معلم :-w
اگه نخونده بودی چه جوری تونستی جواب بدی؟
من :-[ :-" X_X :-?? #-o
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از بچه ها به شدت از دبیر ریاضی بدش میومد برگشت گفت بریم این دبیر ریاضی رو قتل عامش کنیم از دستش خلاص شیم! :>
فک کن! 8-^
 
پاسخ : سوتی‌ها

از طرف سمپاد شیراز اومده بودن مدرسه ما دیدم همشون دارن عکس میگیرن عکس که گرفتن رفتن من داشتم براشون شکلک در می اوردم برگشتم دیدم پشت سرم دارن ازم فیلم میگیرن
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم کنفرانس داش درباره امام حسین!!!
بعد یک تیکش میخواس بگه امام حسین چند روز بدون خوردن آب و غذا تحمل کردن،گف:
امام حسین چند روز رو بدون خوردن آب و علف تحمل کردن :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا این ها مال خودم نیس ولی بالایی گفت یاد اینا افتادم
سوم دبستان که بودیم نمایش عاشورا بود پنجما اجرا داشتن
بعد یکی به امام حسین وسط نمایش میگه:
"کجا می روید؟"
امام حسینم دیالگشو یادش نیومد خیلی شیک گفت
"به تو چه!"
بعد کل مدرسه کمپلت رفت رو هوا

معلم تاترمون می گفت سر یه تاتری واسه محرم صورت بند باس می انداخته
بعد اشتباهی به جای این که علی اصغرو بده به امام حسین داده به یزید
نور تو چشش بوده ندید ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

پشت تلفن دارم با عمه صحبت میکنم یهو میگه ملیکا این چه بوییه داره میاد؟!
من: بو نمیاد.. :|
عمه: چرا یه بویی داره میاد.. بوی چیه؟!
من: به خدا از خونه ما نی... ^#^
;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ زدم خونه دوستم گفتم علی هست؟مامانش گف علی نداریم.گفتم پس اگه زهرا جان هستن صداش کنین:/ مامانه مونده بود.خودم بدتر. :/
 
Back
بالا