• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز داشتم با دوستام توی کلاس حرف میردم بعد داشتیم ادای یه بنده خدایی رو در میاوردیم کلی هم چرت و پرت میگفتیم (یعنی وضعیت فاحعه بود )بعد من اومدم ادای اون موفع رو در بیارم یه بار دستگیره ی کلاسو محکم گرفتم کشیدم دیدن از اون ور هم یکی درو کشید فکر کردم یکی از بجچه هاست درو ول کردم بعد دیدم ناظممون با یه حالت عصبی داره نگامون میکنه .تازه کلی هم دعوامون کرد
 
پاسخ : سوتی‌ها

ساعت 2.5 از مدرسه برگشتم و خدا وکیلی نفهمیدم ناهار چی خوردم #:-S چرا که ساعت 3 کلاس زبان دارم :|
بعد بدو بدو نشستم 5 صفحه مشق نوشتم و دو صفحه ورک بوک ;D
خلاصه ساعت 3 و ربع بود که شروع کردم به حاضر شدن و 2 با رلباس عوض کردم و خلاصه هندزفری به گوش رسیدم به کلاس :-??
درو بازکردم گفتم : hi !! sorry ! #:-S
و من فقط دیدم معلممون دهنشو تکون داد ! منم فک کردم میگه : hello sit down please !!!
و منم با این تصور رفتم که بشینم دیدم دوباره دهنشو نکون داد فک میکردم میگه : don't sit over there :-L
باز من رفتم که اون ور کلاس جایی برگزینم دیدم همه ی بچه ها دارن بیصدا میخندن :))
یهو فهمیدم هنوز آهنگ تو گوشمه ! 8-}
مقنعه امو کشیدم جلو و هندزفری رو دادم تو لباسم ! :> و دوباره به تیچرم نگریستم و گفتم :what did you say ???
کلاس : =)) =)) =))
من : :-??
معلم : get a paper then come in !
تازه فهمیدم باید به خاطر تاخیرم از دفتر برگه میگرفتم :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما دیشب رفته بودیم عیدی! :-"(تا سال دگ ادامه داره این عیدی مث اینکه :|)خونه یکی از اقوام

بعد شام جوجه و کباب بود خب طبیعتا لیمو هم کنارش بود....
همه شروع کردیم ب خوردن بعد من حس کردن چرا کبابش اولش خیلی شیرین بود بعدشم ی ذره تلخ شد:-?
بعد این حسو با بقل دستیمم در میون گذاشتم اونم همین حسو داشت هی ب هم گفتیمو اینا
یهو دیدیم ملت ب صورت =)) روی زمین ولا شدن =))

بعله ب جا لیمو ترش لیمو شیرین ریختیم رو غذا ها 8-}
ولی واقعا غیر قابل تشخیص بود درشدی معلوم نبود لیمو شیرینن.....و بیچاره صاحب خونه;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی مربوط به یکی از مامان باباهای بچه ها. :دی
مامان یکی از بچه ها اومد مدرسه گف که خانوم ببخشید..دختر من حالش بده..میشه ببرمش؟
ناظم:خانوم شما از کجا فهمیدین حالش بده؟به ما که چیزی نگفته؟ :-?
خانونمه:عه!خُب خودش اس ام اس زد دیگه..گف که حالش بده!

ینی سوتی در این حد آخه؟:دی
:)),:)),:))
موبایل دختره به فنا رفت توسط سوتیِ مادر گرامش...! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز معلم زیستمون اومدو گوشیشو در آوردو گفت این شماره مال کیه
بعد ادیب گفت مال منه
گفت دستتو بیار و با خطش به شوخی چندتا زد
میخاسته امتحانو کنسل کنه(از اینکارا زیاد میکنیم) زنگ زده و معلممون گفته نه
بعد با گکوشیش خاسته به همه بگه امتحان کنسل نشده برای معلممونم فرستاده
"امتحان قال نشد، متاسفم"
بعد حالا معلم میگه چقد خنگی که به منم فرستادی اینو
اگه گذاشتم امتحان بعد برنامه ی قال کردن بریزید
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم زبان فارسی:میخوام با الم گروه کلمه بگم....خب مثلا: الم و درد
دوستم:الم و کوفت....الم و زهر مار...(خودش ک گفت غیر ارادی بوده ;D)
معلم: :-w
دوستم: X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی ازین عظیم تر :))
یه عمره اینجا خاک میخورم هنوز نمیدونم یکی که بن شه ( :-") بعد بیاد تو میره تو اخرین زمان فعالیت
:-"
بقیشم نگم دیه
*در کل بعد میام حرف بزن میدم*
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار با یکی از دوستام داشتیم تو حیاط مدرسه راه می رفتیم بعد ناظممون پشت یه دیوار واستاده بود یهو دوستم سرشو برگردوند اونور گفت خیلی گهه!!! نگو دقیقا رو کرده بود به ناظممون و اینو گفته بود! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبیر عربی ازمسافرت برگشته بود واسه شاگرد اولا کادو خریده بود.
تاکادو رو ازتوکیفش درآورد منو بچه ها زدیم زیر خنده!
زیرچشمی به من نگاکرد-خودشم یه نیش خنده ای زد!
یه نفر از ته کلاس گفت:
آقا چقدر کلفت و درازه!
دبیر گفت؟ فردا تو استخر معلوم میشه چی کلفت ودرازه :P
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو کلاس بودیم دوستم داشت یه فعلای مسخره ای رو توضیح میداد :
جیش دارم...
جیش داشتم...
جیش داره، یهو اشاره کرد به طرف در و این آخری رو گفت... همون جا ناظممون دم در واستاده بود!!!
تروخدا فرض کنین اشاره کنی به ناظمت و بگی جیش داره!!!!! =))
 
Back
بالا