• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

هنوز عوارض کنکور رو علی مونده :))
علی داش به دختر عموش اس میداد ازش میپرسم اسمش چیه؟ علی میگه:رسول
=)) =)) =))
****
در خونه دوستم بودیم بعد کولرو روشن کرده بودن و چون خونه ازین جنوبیاس و حیاط آخر خونس بادِ کولر بیرون میامد.بعد علی ورداشته میگه الان شما با ی کولر چتوری کل خونتونو گرم میکنید؟ =)) =)) =)) =))
****
 
پاسخ : سوتی‌ها

خالم کافی شاپ رو کافی نت دیده بعد شماره ی روی مغازه رو برداشته که اگه کاری داش بزنگه ;D
بعد زنگ زده کافی شاپه میگه:سلام آقا ببخشید شما اسکنم میکنید؟ =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سرِ کلاس یکی این شعرِ پنجره پنجره پنجره ها...رو خوند بعد گفتم عه.. یادش بخیر ما همیشه میرفتیم جشنِ بادبادکا.. 8-^
بعد دیدم همه میخندن..
نگو این شعرِ مالِ جشنِ عاطفه هاس... :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

عمّهِ یکی از دوست ـا ـم از بوس و این ـا بَد ـِش میاد بعد کُلَن میاد کِس ـی خونه ـَشون میگه سرما خوردَم ! وسطِ تابستون حتّی !

بعد یه بار شوهر ـِش میاد میبینه مهمون دارَن خونه ـَشون همین دوستِ ما ـَم اونجا بوده ! میاد دست بده و روبوسی کُنه عمه ـه میگه آقا فُلانی این ـاُ بوس نکُن سرما خوردَن !
:دی


[ با اجازه از اون طَرَف که دوستِ ـمون ـه البته ! :-" ]
 
پاسخ : سوتی‌ها

من: سلام؛ کلاه دارید؟
مغازه دار: برای خودت می خواهی؟
من (مصمم): بله
مغازه دار (پوزخند): نه!
....
کجاش خنده دار بود؟
آخه اومدم بیرون دیدم نوشته: سیسمونی هدیه :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

گفتگوی من با مراقبه محترمه پس از دادن برگه امتحان دیفرانسیل: :)) =))
من:سلامت باشید!
مراقب(ها؟؟!):خسته نباشید!!
................
روز قبل از کنکور پشتیبانم زنگ زده بم روحیه بده :(( :(( :-ss :-ss :-ss
خلاصه در پایان سخنرانیش گفت موفق باشی
من:حتما!!! :)) :)) :)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
یعنی اهالی خانواده تا یه رب به منم میخندیدن!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دختره داشت عینک آفتابی میخرید بعد به مغازه داره میگه خوبه ها فقط یکم همه جا رو تاریک میبینم(شب هم بود)
مغازه داره:اشکال نداره درست میشه
من : :o
 
پاسخ : سوتی‌ها

داداشم: ای میل بابا 100تا میل داره که 90 تاش unread ـه.
من: همون 10 تاشم که ریده ..... (یه هویی ساکت شدم! بابامم همون جا!)
منظورم "read ـه" بود :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از Ham!D ShojaE :
:- صدای ناه و آله دوستان :))
منظورم آه و ناله بوده :-"
با تشکر از اون بنده خدا که اطلاع داد :-""
 
پاسخ : سوتی‌ها

کلا سه روزه رفتم فرز3 بد همه چهره ها جدید و اینا
بعد یه هم کلاسی کلاس زبانم اومد خیلی گرم گفت:سلام عزیزم چط.ری؟
-رو به دوستاش- این دوست جدیدمه
من:برو باو مزاحم نشو!من نمیشناسمت
اون: :-L
من: B-)
امروز تو مدرسه اون: :-w
من: :-" :-" :-"
خب چهره ها جدیده!
------------------------------------------------
در همین کلاس زبان اسم یکی از دوستان نیلوفره
بعد اسم دوستش نمی دونستم_الان میدونم،سحره B-) ;))-
بعد شماره سحرو به نام نیلوفر سیو کردم
_نام و نام خانوادگی ینی نیلوفر ...-
بعد امروز نیلوفر بغلم بود
باباشم جلوتر از ما بود
سحر اس داد
گفتم
اه اینه میگن شماره به همه کس ندیدا
این نیلوفر ... هم ول نمیکنه!!!!
بی جنبه
باباش :-L :-L :-L
خودش X-( X-(
من ^#^ ^#^ ^#^ X_X X_X X_X
 
Back
بالا