• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بوديم عروسى دختر داييم بعد اون يكى داييم رفته بود تهران و نيومد عروسى منم كه دليلشو ميدونستم وقتى زن داييم گفت تو ميدونى چرا داييت نيومده منم گفتم اخه ميرن يه عروسى باحال تر كه خيلى بيشتر بهشون خوش ميگذره!!!!(وقتى اينو گفتم اين جورى شدم!!: :-s :-s #-o :-" ) اصلا باورم نميشد چه جورى اينو به مادر عروس(زن داييم) گفتم....بعدش كلى تلاش كردم درستش كنم :-" :-"
خلاصه كه تا مدت ها سوژه ى خنده بود!... :-" ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفیق داداشم داش خاطره میگفت از یه یارو تعریف میکرد :>
میگفت یارو همچین ویالون میزدددد.... ;;)
بعد داشت با دستش ادا گیتار زدن در میاورد با دهنشم صدا تنبک... :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

میخواستیم با بچه های خانواده بریم وا3 خالم کادو تولد بگیریم ، به مادربزرگم گفتیم تا وقتی خالم خونَس، صداشو در نیاره که سورپرایز شه خالم، ما بعدا بریم بگیریم.
حالا تو خونه مادربزرگم که خالمم بود ُ تو خونه سکوت ِ سگوت،مادربزرگم گفت:فــــــرنوش مگه نمیخواستی بری کادوی تولد بخری؟!
من: X-(
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی یه روز با هزار تا حساب باز کردن رو ما زنگ زده بود خونه مون!
منم که با یه دوست صمیمیمی اشتباه گرفتمش،فکر کردم داره فیلم بازی میکنه تا سرکارم بذاره!!!

+سلام. خانوم فلانی؟
-بله خودم هستم!بفرمایید! :-[
+ما از فلان موسسه باهاتون تماس گرفتیم میخواستیم راجع به .....!
- فاطمه تویی خره؟شتری؟
+داشتم عرض میکردم خدمتتون که میخواستیم بهتون پیشنهاد بدیم که.....!
-خره داری برا کی فیلم بازی میکنی؟! من که فهمیدم خودتی!!
+بله؟؟ :o اگه بشه شما تشریف بیارید.....!
- برو گمشو! میزنم تو سرتا! این خر بازیا چیه؟!بسه دیگه لوس نکن خودتو!! :-L


بعد از 20 دقیقه...
(نه مثل اینکه طرف خیلی جدیه!نکنه قضیه واقعی بود و دوستم نبود!!! :-?
خاک برسرررررررررم! X_X )

+خانوم صدامو میشنوید؟حالا نظرتون چیه؟
-من؟!!! ب...ب...بله! م...م...من خودم بعدا باهاتون تماس میگیرم!!خداففففظ!!! X_X

(بدبخت کلی رو ما حساب باز کرده بود و احترام قائل شده بود!رفت دیگه پشت سرشم نگاه نکرد!با خودش گفته این کی بود دیگه!! چه بی ادب!!!) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

بحث سر ويالون بود
من گفتم جنس ارشه از دم اسبه
يهو يكي از حضار ;Dگف نه بابا از عاج فيله من و بقيه حضار در اين حالت =)) =)) =)) =))
من گفتم حالا از بحث اصلي بگذريم چي فك كردي ك جنس دم فيلو با عاج اسب ميكني يكي؟؟ ;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

با هم جمع شده بودیم پارک داشتیم خاطره میگفتیم

یه دفه براجشن مدرسه به ناظم گفتیم خانوم برا شمبه نوار dj aligator بیاریم؟گف نه.فقط مجاز باید باشه
گفتیم خانوم تو اسمش علی داره ها
گف اها باشه بیارید =)) =))

یه دفه هم میخواسشم ساندویچ سفارش بدیم
داشتیم میگفتیم کراکف پنیر
ناظم گف نههههه
کراک میخواین سفارش بدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زنگ زد محتویاتشو از یارو بدبخت پرسید

این یاروییم که واسه ماغذا میاورد همیشه فرق وسط وامیکرد این وسط روغمنباتی میریخت شماره خونشونو میچسبوند ته نایلون =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دارم با یکی از دوستان شهرستانیم راه میرم تو خیابون ولیعصر...
بعد میپرسه:خونشون کجاست؟
من:نوبنیاد
اون:یعنی تازه ب دوران رسیده؟؟...
من:(در حد مرگ خندیدم و وقتی خندم تموم شد جواب دادم)نه احمق اسم ی محله است!
اون:(سوت تا دو دقیقه!)آهان من فکر میکردم میگی مثلا طرف نو کیسه و تازه پولدار شده و ایناست!!...
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروزداشتم ب دخترداییم اس میداددرموردی موضوعی بودک اگردخترخالم میفهمیدهم ناراحت میشدهم بدبختمون میکردمن اومدم ارسال کنم برای دخترداییم اشتباهی رفت برای دخترخالم هنوزک جواب نداده معلوم نیست چی بهم میگه خدارحم کنه
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز با خالَم رفته بودیم بیرون...یه سه چهار ساعتی بود داشتیم میگشتیم...

خلاصه خسته و کوفته شده بودیم! #:-S

خالَمَم کفشش پاشنه بلند بود...پاش درد گرفته بود...کلافه شده بود هی غر میزد... :-L
بعد یهو انگار ایکیوسان یه راه حلی پیدا کرده باشه گف:
من کفشامُ در میارم که پیاده بیام! ;D
من: :)) :)) :))
خالَم: :-"
 
Back
بالا