• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

برا وفات امام رضا بود... بعد شله زرد درست کرده بودیم با ماشین بردیم که پخش کنیم
بعد منم که هول شده بودم شله زرد میدادم میگفتم مرسی! به یه خانمه شله زرد دادم گفتم خواهش میکنم! :-"
خانمه : خب بذار بگیرم بهت میگم مرسی :-" من : عه نه! اشتبا بود X_X

رفتم آرایشگا ... خانمه : اره شنیدی فولان مغازه که یه کوچه بالاتره دزد رفته و تفنگ داشته و...بعد من یه دفه : دروغگو :))
خانمه : :| من : آخ ببخشید! پلیس ـو خبر کردین اصن ؟ :-"


 
پاسخ : سوتی‌ها

با یکی از بچه ها بحث بود:
من: فلان سی دی رو جور کن خواهشا، واقعا لازمش دارم! :-s
- بابا گم کردم نمیدونم کجاس 8-|
من: خوب نمیتونی یه جوری گیر بیاری یکی دیگه؟
- خوب از کدوم *ونم بیارم؟؟ :-L
من: =))
- اه قاطی کردم دیگه، نخند لعنتی :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم با دوستم حرف می زدم به جای این که بگم کفگیرم خورده ته دیگ گفتم کاسم خورده ته دیگ
من :-s
دوستم :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سلام خوبین؟خودب می خوام اولین تایپیکم ازسوتیای امتحانای خودم بگم
جاتون خالی همین سه شنبه امتحان جغرافی داشتیم...سوال نوشته مقیاس نقشه های زیررابنویسید.من خوندم نقش شهرهای زیررابنویسد .بعدواسه قاره اسیانقش نوشتم گذرگاهی!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

من سوتی زیاد می دم.
جاللب ترینش این بود که سال دوم راهنمایی وفتی دبیر فیزیک علامت بینهایتو پا تخته کشید گفتم خانوم این پاپیونه چیه؟؟؟که چند وقت به این کلمه مشهور شدم.
یه سوتی دیگم اینه که یه بار به آتو گفتم پاتو.بچه ها از بس عادت کرده بودن تو کلاس منو با این کلمه سرکار بذارن باورشون شده بود باید یگن پاتو.
سوتی بعدیم اینه که سر کلاس یه بار خانوم گفت بچه ها دفتراتونو باز کنید گفتم خانوم صفحه چند؟؟؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

بعد از امتحان که رفتم برگمو بذارم، مراقبه گفت خسته نباشی.
من گفتم خواهش میکنم. ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دختر عموم اتاقشو جمع ميكرد بعد برگه چك نويسارو با برگه امتحانياش باهم ميذاشت تو پوشه.
خواستم بگم:چك نويسارو جدا بزار...
گفتم:اسپم داديا،پاكشون كن ! ;D

بسي سمپاديا در زندگاني ما نقش دارد. :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

يكي از سوتي هاي اين صفحه مال خودمو يادم آورد.

اول سال داشتم سر رياضي كلي با جديت نطق ميكردم توضيح ميدادم تز ميدادم و اينا... بعد خواستم يه جا اين علامت بينهايتو بگم، هرچي بال بال زدم اسمشو يادم نيومد ;D
منم خيلي با حالت فلك زده گفتم: ام... چيز... از اين پاپيونا... :-s

هيچي ديگه اين قدر ملت خنديدن نطقم كور شد اصن! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سرزنگ دینی بودیم معلممون داشت پیام آیه می گفت من یکی رونفهمیدم گفتم ببخشید این هم که الآن گفتیدآرایه بود؟؟
همه اینجوری بودند :o :o :o

بعدگفتم منظورم همون پیام آیه بود کلاس رفت روهوا =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر امتحان(یه ردیف پیشا یه ردیف سوما) یکی از پیشا آروم از مراقب پرسید کانِکت چی میشه بد مراقبه خواس راهنمایی کنه گف خب ببین...یهو ورداشتم گفتم بابا کانکت که اتصال میشه دیگه
کلاس ترکید
و پیشا به این حالت :-بِشکَن و حالت دَنس
و من :-?? :P

-------------------------------
چن روزه پیش میخواستم برم لوازم قنادی 2کیلومتر راه رفتم محضِ رضای خدا یه قنادیم نبود
با عصبانیته کامل وارد یه مغازه شدم :آقا ببخشید این دورُبَرا یه لوازم قنادی پیدا نمیشه؟؟؟ :-w

ناگهان نگاه های کجو کُله ی فروشنده و مشتریان به من دوخته شد...در این هنگام سرِ خود را برگردانده و متن روی شیشه ی مغازه :لوازم قنادیِ شادی 8-| 8-| 8-|

جمیعاً به عقلم شک کردن ملّتــ :-[
شانس در حدّ هسته ی زمین :|
 
Back
بالا