گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار با چکش به جووووون دیوار خونه افتادم
یه بار هم تلویزیون انداختم
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بارم حواسم نبود توی دستشویی مسواک بابامو انداختم توی چاه توالت با هزارتا بدبختی درش آوردم یه آبی زدم گذاشتم سر جاش ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار در یه خودکار در دهنم بود داشتم همین طوری باش سوت میزدم بعد یهو رفت تو گلوم منم هول شده بودم مامانمم عصبانی شده بود از ان ور داداشم وایساده بود بالای سرم و بهم میخندید بالاخره با هزار بدبختی اوردمش بالا ;D تقریبا5سالی داشتم
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

کوچولو بودم(پنج شیش ماهم بود!) مامنم برای یک ساعت ساعت منو سپرد دست داییم.
داییم هم داشت باهام بازی میکرد که من یواش یواش خوابم برد اونم کنارم خوابید.
چند لحظه بعدش من بیدار شدم و نشستم روی صورت اون بنده خدا که خواااب بود خوابشم خیلی سنگینه! ;D
بعد خب قبلشم غذا خورده بودم دیگه !مامی هم نبودم خلاصه کل صورت و دهن داییم به پی پی آغشته شد! :-&
یه بارم دختر همسایمون منو با دست برد هوا منم که تقریبا معلق شده بودم هر چی خورده بودم برگردوندم تو دهن اون! :-&
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یاده یه خاطره ی دیگم افتادم

می دمونین هیتر چیه دیگه
از این بخاری برقی ها
2 تا المنت داره
یه بار بچه بودم
همدانم سررررررررررررررررد
رفتم حموم
اینم با خودم بردم :)))
جاتون خالی چقدر منو برق گرفت :)))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من زنده ام به خدا :)) :))
اما جالبه که دستم تاول زد تپل! خوب یه چیزی پام بود که نذاشت خیلی اذیتم کنه! اما اعصاب دسته چپم یه کم آسیب دید! الان هم بعد از 5 دقیقه نوشتن میگیره! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار من کوچولو بودم میریم مهمونی
بعد اون صاحب خونه یه بچه داشت 6 ماهش بود
منم 2 سالم بود ;D
این صاحب خونه رفته تو اتاق پوشک بچهه رو باز میکنه بعد میاد بیرون تا با مامانم حرف بزنه بعد بره دوباره پوشکش کنه :-s
یه 20 دقیقه میاد پیشه مامانم و حرف میزنن [-(
بچهه هم تو اتاق لخت خوابیده بوده
منم میرم تو اتاق مثلا نی نی ببینم ;D >:D<
بعد بدو میام بیرون به مامانم میگم مامان بیا علی(بچه) به دستاش حنا زده ??? ???
بعد که میرن میبینن گلاب به روتون بچهه همه جاشو حنا مالیده :)) :)) :)) :))
دستشم تو دهنش بوده کلا قیافش شبیهه حنا شده بوده :-& :-& :-& :-& :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

بچه بودم4 یا 5 ساله تو یه شهره دیگه زندگی میکردم یه روز من داشتم با پسر همسایمون باز میکردم اون رفته بود رو دیوار خونه من بهش میگم ( الآن اسمش یادم نیست ) 8 #-oبرو کنار مخوام اون سنگو پرت کنم اونور تو خیابون اون نمیره و بنده که خیلی در تصمیمم مصمم بودم ;Dسنگو مزنم و چون نشونه گیری خوب نداشتم 8-|سنگ مخوره به کلش و منم دبدو فرار ;D
که اش میشکنه !!! دیگه از اون روز باهاش بازی نکردم B-)
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

گویا بنده در زمان شیرخواری کاری جز خوردن وخوابیدن بلد نبودم!وهمش خواب بودم وکسی نمی تونست بیاد باهام بازی کنه :( ;D ولی وقتی گشنه ام می شده باید حتما بعد شیر خوردن من !یکی منو بغل می کرده باهم بازی می کرده وگرنه جیغ بنفش تقدیمشون می کردم ;D
==================================================
گویا در زمان بچگی اون موقعها که تازه دندون دراوردم جو گیر می شم و دیوارهای خونه مادربزرگم رو کنده کاری می کنم ;D تاقبل از اینکه خونشو رنگ کنه این اثار به یاد ماندنی رو دیدم خودم تو کفش موندم!خلاصه اینکه مامانم فک می کنه کار خواهرم!خواهرمو می زنه :(
==================================================
گویا در زمان کودکی با جمعی از دوستان داشتم بازی می کردم انگار از نوشابه خوشم امده سهم یه دختر دیگه رو هم می خورم بعد که دختر می فهمه!می رم یکم اب قاطی بقیه نوشابه می کنم ومی گم بیا مال خودت ;D
==================================================
گویا اولین باری که می خواستن در نوزادی به بنده سوپ بدن!چندتا شیشه شیر پر سوپ می خورم!که مادر گرام دهنش باز می مونه ;D
==================================================
گویا در زمان بدنیا امدنم به قدری چاق بودم که دکتر زنان کف می کنه می گه نمی شه بچه رو طبیعی بدنیا اورد وزن بنده4.5 کیلو بوده ;D می گفتن رونهای بچتونم مثل رون های یه مرغ چاق می مونه :-<
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

وقتي 5 سالم بو د ميخواستن خواهره دوقلومو عمل كنن اقا دكتره كه بالا سرش رفت ديگه نتونستم خودمو كنترل كنم رفتم به دكتر گفتم من سبيلتو ميكنم من. ... بعدش پاراوانو انداختم هرچي دورو ورم بود پرت كردم زمين داشتم همينجور عين ترميناتور جلو ميرفتم سمته دكتر كه مامانو بابام جمعم كردن
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

دوستان لطفا اسپم نديد و فقط خاطره تغريف كنيد
ممنون :)
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از آبجي مرضيه :
وقتي 5 سالم بو د ميخواستن خواهره دوقلومو عمل كنن اقا دكتره كه بالا سرش رفت ديگه نتونستم خودمو كنترل كنم رفتم به دكتر گفتم من سبيلتو ميكنم من. ... بعدش پاراوانو انداختم هرچي دورو ورم بود پرت كردم زمين داشتم همينجور عين ترميناتور جلو ميرفتم سمته دكتر كه مامانو بابام جمعم كردن
خواهرت راضیه ست؟ :o
---------------------------------------------
همین چند هفته پیش با چاقو رفتم تو پای خواهرم >)
خدا رو شکر زانو بود زخمش عمیق نشد
داشتم طناب دور سبزی ها رو باز میکردم اصلا هم حواسم نبود
خواهرم هم دقیقا جلو سبزی ها نشسته بود
یهو طناب پاره شو و چاقو رفت تو زانو خواهرم #-o
تا چند ثانیه همه تو شٌک بودیم :o
البه پاش فقط به صورت یک نقطه خونی شد ولی صحنه خیلی وحشیانه بود ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه پسر عمویی دارم ;D خیلی تیزهوشه همیشه ایده های نوین میده ;D
5 سالم بود داشتم با پسر عموم تو حیاط دوچرخه سواری میکردم
مامانم از سوپر اومد. بعد یه ریکا خریده بود (ازون ریکا بزرگا) گذاشت گوشه حیاط :-"
میخواست بره تو خونه کاراشو انجام بده بعد بیاد دستشویی حیاطو بشوره ;D
پسر عموی گرامی هم گفت :
سارا دوچرخت خیلی کثیفه بیا با این ریکاهه که مامانت خریده بشوریمش ??? :))
ماهم خر گفتیم باشه
گفت تو دوچرخه رو نگاه دار من ریکاهارو میریزم :-[
اقا تا قطره اخـــــــــرش ریخت (شوهر داد ریکارو) ;D [-(
بعد گفت بیا دست بمالیم تا کف کنه ;D
یکم دس مالیدم بعد گفت خب حالا اب بریزیم >)
ماهم اب میریختیم روش تا کفا بره برعکس کفا زیاد میشد #-o
اخه یه عالمه ریکا بود
بعد این حیاطه ما شیب داشت کله کفا رفت یه طرف >) :))
مامانم اومد تو حیاط دید حیاط شده پره کف :o :o :))
تا از پله اومد پایین تا زانو تو کف بود :)) :)) :)) >)
تا یه ماه حیاطمون لیز بود :)) :)) ;D
ولی کتکه رو خوردیم :((
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از !Baran! :
گویا در زمان بدنیا امدنم به قدری چاق بودم که دکتر زنان کف می کنه می گه نمی شه بچه رو طبیعی بدنیا اورد وزن بنده4.5 کیلو بوده ;D می گفتن رونهای بچتونم مثل رون های یه مرغ چاق می مونه :-<
یا ابولفضل 4/5 کیلو من بیچاره 2/700 کیلو بودم البته عمم هم به دنیا اومد 4/600 بوده احتمالا استخوان بندیتون درشته
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من 4-5 سالم بود که فیلمه تارزانو دیدم..... بعدش جوگیر شدم طناب برداشتم یه سرشو وصل کدم به تلویزیون یه سرشم به دستگیره ی در.
بعد خواستم تارزان بازی دربیارم دستمو حلقه کردم دوره اون سرش که به دستگیره وصل بود و پاهامو گرفتم بالا که سر بخورم پایین. :)) :)) :)) :))هنوز پامو بلند نکرده بودم که تلویزیون چپه شد و دستگیره ی در از جاش در رفت. :-s :-s :-s :-s تا دو روز بعدش تو گوشی بود که می خوردم!!!!! :(( :(( :((

یه بارم تو زمستون با یکی از فامیلامون که بچه ی کوچیک داشت رفتیم بیرون. نمی دونم چی شد که مامانش بچه رو داد به من. اونم اینقد لباس پوشیده بود شبیه توپ شده بود. منم که 6-7 سالم بیشتر نبود!!!!!!!!! خسته شدم بچه از دستم افتاد تو برفا و همینطوری قل می خورد
منم بدو بدو دنبالش. :o :o تا بالاخره یه جا تو برف گیر کرد!!! وقتی ورش داشتم داشت لبخند میزد..... منم هیچی به رو مبارکه نیاوردم!!!! :)) :))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یادمه 5 سالم بود و شب عروسی خالم بود
مامانم اینا میرن آرایشگاه و من هم باهاشون رفتم، خلاصه خیلی حوصله ام سر رفت
من هم اعصابم خورد شده بود، گفتم من رو هم باید ارایش کنی!
آرایشگره خلاصه قبول کرد که موهامو درست کنه اما دیدم مامانم اینا خیلی خوشگل شده بودن و من مث اونا خوشگل نبودم
پامو کردم تو یه کفش که الا و بلا باید من رو هم آرایش کنی! بالاخره قبول کردن و آرایشگره برام رژ لب و سایه چشم آبی زد
خیلی قیافم دیدنی بود، پاپیون،با جلیقه، موها مدل تیفوسی! با رژ لب و سایه چشم آبی! هنوز عکسامو دارم!
خلاصه هرکی منو میدید بهم میگفت خیلی خوشگل شدی و آقا شدی!
اما یه پسره از من 3-4 سال بزرگتر بود خیلی مسخرم کرد:)) و من هم گریم گرفت :((
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از Mαζsα :
من جای تو بودم به اون پسره ی پرو ه حرف میزدم تا عمر داره یادش نره :))
شما بله چون دخترین ولی پسر که آرایش کنه.................../
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

امان از خریت های کودکی !! ;D ( چقدرم که حالا بزرگ شدیم و دیگه هم اصلا ادامه نداره جووون خودم !! :-" )

یه شب مامان و بابام جایی دعوت بودن و من و داداشم خونه تنها بودیم ! ;D
در اتاق والده ی گرام بالیشت بازی مون گرفت ! :-" من به اون پرت میکردم و اون به من ! بعد این داداش من که جلوی آینه دراور بود در یک حرکت نا جوان مردانه جاخالی داد یهو !!! :-w :-s :-ss
بالیشت خورد پایین آینه و آینه روی سر اخوی گرام داشت خورد میشد که پرید اونور و کلی هم ذوق کرده بود که مثل فیلم چینی ها جهش زده اونور !! 8-|
بعد با هم دیگه عقل هامون رو روی هم ریختیم و به این نتیجه رسیدیم که یک نامه بنویسیم و از خونه به خاطر شکستن آینه فرار کنیم !! #-o :))
یه نامه با خط بچه گونه نوشتیم و کلی ابراز پشیمونی کردیم و گفتیم ما نمیتونیم خودمون ببخشیم و دیگه میریم و برنمیگردیم کلی هم ابراز عشق کرد بودیم و برای همیشه خداحافظی کرده بودیم !! :)) :))
بعدش هم دوچرخه هامون رو برداشتیم و رفتیم پارک رو به روی منزل !! وقتی والدین گرامی اومدن خونه بعد از مدت کوتاهی با رنگ های پریده و قیافه وحشت زده شروع کردن به گشتن خیابون ها ! چند ساعتی میگشتن ما نگاهشون میکردیم !!! :-" #-o ;D تو پارک هم اومدن دنبالمون !! ولی ما رفتیم پشت درخت ها و اینا قایم شدیم که پیدامون نکنن !! :))
بعد از چند ساعتی که داشتن میگشتن ساعت های 1 اینا شد و ما هم دیگه به شدت سردمون شده بود !! ;D تصمیم گرفتیم به آغوش گرم خانواده برگردیم و دیگه کاری که عرضه اش رو نداریم انجام ندیم !!! :))
ولی خب تنبیه بدنی نشدیم دیگه !! آخه خیلی ذوق زدن ما برگشتیم !! >:D< :-" ;D فقط هزینه ی آینه به اون عظمت رو از ماهیانه مون کم کردن !! چند ماهی دیگه ماهیانه دریافت نکردیم !! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

گفتی دستشویی؟؟؟

من یاده یه خاطره افتادم؟!! من یادم میاد یه چیزی رو انداختم تو چاه فاضلاب که خیلی مهم بود؟!!

دختر خالمینا اومده بودن مهمونی؟!؟ بعد ما یه نفر رو می خواستیم که دستشو بکنه تو و اون رو بیاره بیرون؟!!

بعدش اون دختر خالمو دستش رو با پلاستیک پشوندیم و فرستادیمش بیاره؟!! بعدش دست کرد تو آورد ولی جالبش اینه که دستکش سوراخ شد!؟! :)) ;)
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از فائزه.م :
خواهرت راضیه ست؟ :o
---------------------------------------------
همین چند هفته پیش با چاقو رفتم تو پای خواهرم >)
خدا رو شکر زانو بود زخمش عمیق نشد
داشتم طناب دور سبزی ها رو باز میکردم اصلا هم حواسم نبود
خواهرم هم دقیقا جلو سبزی ها نشسته بود
یهو طناب پاره شو و چاقو رفت تو زانو خواهرم #-o
تا چند ثانیه همه تو شٌک بودیم :o
البه پاش فقط به صورت یک نقطه خونی شد ولی صحنه خیلی وحشیانه بود ;D
اره
 
Back
بالا