- ارسالها
- 908
- امتیاز
- 2,878
- نام مرکز سمپاد
- دبیرستان شهیداژه ای 1
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 92
- دانشگاه
- صنعتى اصفهان
- رشته دانشگاه
- مكانيك
پاسخ : گند هاي دوران كودكي
خيابون گردي من!
يه با ر خونه تنها بودم........ يعني بوديم با دختران اقوام......كه من تنها پسر جمع بودم.......نميدونم اوليامون كجا رفتن.......يه هو برق رفت.....!!! فيلم ترسناك(ترسناك براي اون سنمون) ديده بوديم كه رو ح ميومد و يار و رو تيكه تيكه ميكرد......منم بيش از همشون ترسيدم به روي خودم نيوردم......بعد اونا گفتن پاشو يه كاري بكن.......گفتي كاري نميتونم بكنم.....گفتن مثلا تو مرد مايي (!)
منم اون موقع جو گير شدم...... با هزار بدبختي پول ور داشتيم و گفتم پاشين بياين بريم بيرون....در خونرم قفل كردم زديم بيرون.....حالا كجا بريم؟؟؟ منم مغز متفكر!! گفتم اينقدر ميريم تا به نور برسيم.........
به نور رسيديم گفتيم بريم اونجا بعد فلان جا.........اخرش ديديم ساعت 11 شده.......ما سه ساعته بيرونيم...........بعد يه تاكسي گرفتيم(سكتش داديم) هر كي يه تيكه ادرس خونشونو تعريف كرد كه اخر خونه ي مادربزرگمون رو با توصيف هاي ما فهميد تو كدوم منطقس.......بعد م كه اوليا كلمونو فرت كردند
خيابون گردي من!
يه با ر خونه تنها بودم........ يعني بوديم با دختران اقوام......كه من تنها پسر جمع بودم.......نميدونم اوليامون كجا رفتن.......يه هو برق رفت.....!!! فيلم ترسناك(ترسناك براي اون سنمون) ديده بوديم كه رو ح ميومد و يار و رو تيكه تيكه ميكرد......منم بيش از همشون ترسيدم به روي خودم نيوردم......بعد اونا گفتن پاشو يه كاري بكن.......گفتي كاري نميتونم بكنم.....گفتن مثلا تو مرد مايي (!)
منم اون موقع جو گير شدم...... با هزار بدبختي پول ور داشتيم و گفتم پاشين بياين بريم بيرون....در خونرم قفل كردم زديم بيرون.....حالا كجا بريم؟؟؟ منم مغز متفكر!! گفتم اينقدر ميريم تا به نور برسيم.........به نور رسيديم گفتيم بريم اونجا بعد فلان جا.........اخرش ديديم ساعت 11 شده.......ما سه ساعته بيرونيم...........بعد يه تاكسي گرفتيم(سكتش داديم) هر كي يه تيكه ادرس خونشونو تعريف كرد كه اخر خونه ي مادربزرگمون رو با توصيف هاي ما فهميد تو كدوم منطقس.......بعد م كه اوليا كلمونو فرت كردند







