• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

خيابون گردي من!

يه با ر خونه تنها بودم........ يعني بوديم با دختران اقوام......كه من تنها پسر جمع بودم.......نميدونم اوليامون كجا رفتن.......يه هو برق رفت.....!!! فيلم ترسناك(ترسناك براي اون سنمون) ديده بوديم كه رو ح ميومد و يار و رو تيكه تيكه ميكرد......منم بيش از همشون ترسيدم به روي خودم نيوردم......بعد اونا گفتن پاشو يه كاري بكن.......گفتي كاري نميتونم بكنم.....گفتن مثلا تو مرد مايي (!) :)) :)) منم اون موقع جو گير شدم...... با هزار بدبختي پول ور داشتيم و گفتم پاشين بياين بريم بيرون....در خونرم قفل كردم زديم بيرون.....حالا كجا بريم؟؟؟ منم مغز متفكر!! گفتم اينقدر ميريم تا به نور برسيم.........

به نور رسيديم گفتيم بريم اونجا بعد فلان جا.........اخرش ديديم ساعت 11 شده.......ما سه ساعته بيرونيم...........بعد يه تاكسي گرفتيم(سكتش داديم) هر كي يه تيكه ادرس خونشونو تعريف كرد كه اخر خونه ي مادربزرگمون رو با توصيف هاي ما فهميد تو كدوم منطقس.......بعد م كه اوليا كلمونو فرت كردند ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از killer_m :
خيابون گردي من!

يه با ر خونه تنها بودم........ يعني بوديم با دختران اقوام......كه من تنها پسر جمع بودم.......نميدونم اوليامون كجا رفتن.......يه هو برق رفت.....!!! فيلم ترسناك(ترسناك براي اون سنمون) ديده بوديم كه رو ح ميومد و يار و رو تيكه تيكه ميكرد......منم بيش از همشون ترسيدم به روي خودم نيوردم......بعد اونا گفتن پاشو يه كاري بكن.......گفتي كاري نميتونم بكنم.....گفتن مثلا تو مرد مايي (!) :)) :)) منم اون موقع جو گير شدم...... با هزار بدبختي پول ور داشتيم و گفتم پاشين بياين بريم بيرون....در خونرم قفل كردم زديم بيرون.....حالا كجا بريم؟؟؟ منم مغز متفكر!! گفتم اينقدر ميريم تا به نور برسيم.........

به نور رسيديم گفتيم بريم اونجا بعد فلان جا.........اخرش ديديم ساعت 11 شده.......ما سه ساعته بيرونيم...........بعد يه تاكسي گرفتيم(سكتش داديم) هر كي يه تيكه ادرس خونشونو تعريف كرد كه اخر خونه ي مادربزرگمون رو با توصيف هاي ما فهميد تو كدوم منطقس.......بعد م كه اوليا كلمونو فرت كردند ;D
از همون کودکی نابغه بودیااااااا
:)) :)) :))
 
  • لایک
امتیازات: WORM
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از killer_m :
اووووووه........اينقدر از اين شگوفايي استعداد ام تو بچگيام داستان دارم
اصلا تعریف نکن که یه وقت چشمت میزنن.
 
  • لایک
امتیازات: WORM
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از mohammadreza128 :
چجوری دلتون اومد من چند سال پیش یه جوجه داشتم وقتی مرد تو باغچه خونه بابا بزگم خاکش کردم تازه براش مراسم گرفتم
سنگ قبرم گذاشتم

خوبه ... حیاط خونه مامان بزرگ من شده قبرستان حیوانات! هر جور جانداری بگی توش هست ... از ماهی های سفره هفت سین بگیر تا جوجه و پرنده و ...

یه بار خواستیم یه کبوتر رو دفن کنیم ... یهو وسط کار دیدیم اینجا قبر یه جوجه بوده!
واسه همین تصمیم گرفتیم سنگ قبر هم نصب کنیم که یه وقت نبش قبر نشه!
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از shershere :
خوبه ... حیاط خونه مامان بزرگ من شده قبرستان حیوانات! هر جور جانداری بگی توش هست ... از ماهی های سفره هفت سین بگیر تا جوجه و پرنده و ...

یه بار خواستیم یه کبوتر رو دفن کنیم ... یهو وسط کار دیدیم اینجا قبر یه جوجه بوده!
واسه همین تصمیم گرفتیم سنگ قبر هم نصب کنیم که یه وقت نبش قبر نشه!
من هر وقت حیوونام می میرن اول تشریحشون می کنم بعد خاکشون می کنم.مامانم هم همیشه دعوام می کنند
 
  • لایک
امتیازات: WORM
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از shershere :
خوبه ... حیاط خونه مامان بزرگ من شده قبرستان حیوانات! هر جور جانداری بگی توش هست ... از ماهی های سفره هفت سین بگیر تا جوجه و پرنده و ...

یه بار خواستیم یه کبوتر رو دفن کنیم ... یهو وسط کار دیدیم اینجا قبر یه جوجه بوده!
واسه همین تصمیم گرفتیم سنگ قبر هم نصب کنیم که یه وقت نبش قبر نشه!
هنوزم وقتی میرم خونه بابا بزرگم فاتحه میخونم براش سنگ قبرش خیلی خوشکله
 
  • لایک
امتیازات: WORM
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار این خانومه که تو مدرسه بوفه رو میچرخونه سرش شلوغ بود
به منو دوستم گفت بیاین به جای من وایسین بفروشین B-)
سال دوم راهنمایی بودم
بعد یادش رفت قیمتارو بهمون بگه
ما هم یه عالمه چیز فروختیم قیمتارم از خودمون میگفتیم ;D
مثلا رانی 250 تومن بود 150 میفروختیم :))
شکلات 50 تومنی رو مفت میدادیم :))
اخرشم یه عالمه خوراکی جم کردیم تو جیبمون گذاشتیم :-[
خانومه که اومد یه عالمه تشکر کرد ما هم گفتیم خواهش میکنم >)





یه بار دیگه هم تو درس اجتماعی (بانک ها) بچه ها روزنامه دیواری درست کرده بودن روش اسکناس الکی چسبونده بودن
ما کندیم این اسکناسارو ;D
رفتیم دمه بوفه یه عالمه چیز گفتیم اورد واسمون پولارو دادیمو فرار کردیم >) :))





یه بار دیگه رفتیم گفتیم خانوم ... چرا رد بول و هایپ نمیارین؟
گفت هرچی میخواین رو کاغذ بنویسین من سواد ندارم میدم به اقای ... بخره واستون :))
ما هم یه کاغذ پر کردیم از نوشیدنی های الکلی به شرح زیر: :-[
ویسکی - ابجو - ودکا - هنسی - بلک اند وایت -.... :)) :))
دادیم بهش
فرداش گفت رفتم سوپر از اینا نداشت ;D :))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

خــدا شـانس بده ! مــا از كنــار يكي از اين جــريانا گــذري رد شيم گورمــون كندس !

من فقط يادمه موهــاي پسر دبيــر فيزيكــمو مي كشيدم !
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از killer_m :
خيابون گردي من!

يه با ر خونه تنها بودم........ يعني بوديم با دختران اقوام......كه من تنها پسر جمع بودم.......نميدونم اوليامون كجا رفتن.......يه هو برق رفت.....!!! فيلم ترسناك(ترسناك براي اون سنمون) ديده بوديم كه رو ح ميومد و يار و رو تيكه تيكه ميكرد......منم بيش از همشون ترسيدم به روي خودم نيوردم......بعد اونا گفتن پاشو يه كاري بكن.......گفتي كاري نميتونم بكنم.....گفتن مثلا تو مرد مايي (!) :)) :)) منم اون موقع جو گير شدم...... با هزار بدبختي پول ور داشتيم و گفتم پاشين بياين بريم بيرون....در خونرم قفل كردم زديم بيرون.....حالا كجا بريم؟؟؟ منم مغز متفكر!! گفتم اينقدر ميريم تا به نور برسيم.........

به نور رسيديم گفتيم بريم اونجا بعد فلان جا.........اخرش ديديم ساعت 11 شده.......ما سه ساعته بيرونيم...........بعد يه تاكسي گرفتيم(سكتش داديم) هر كي يه تيكه ادرس خونشونو تعريف كرد كه اخر خونه ي مادربزرگمون رو با توصيف هاي ما فهميد تو كدوم منطقس.......بعد م كه اوليا كلمونو فرت كردند ;D
چند سالت بود؟
 
  • لایک
امتیازات: WORM
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من یه بار داشتم با پسر عموم مسابقه میدادم با دهن رفتم تو لبه اپن!!
یه بار دیگه زنجیر سگمونو که دبرمنم بود شل بستم به درخت بعد پسر عموم اومد بیرون زبون درازی کرد به سگم!
سگه هم قاط زد زنجیرش پاره شد افتاد دنبال پسر عموم!!
 
Back
بالا