• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من بچه که بودم شیطان نبودم.اما بهر حال بچه بودم یکروز یادم است که داشتیم میز صبحانه را می چیدیم من میخواستم خودشیرینی کنم وچای پدرم را شیرین کنم اما خبر نداشتم که اونی که دارم تو چاییش میریزم نمک است نه شکر و وقتی پدرم چایی را خورد.................................!!!!!!

یکروز من خیلی کوچک بودم دکتر به مامانم گفت که یک قاشق غذا خوری آب پرتقال بهم بدن!اما با اشتهای من بجای یک قاشق غذا خوری بهم یک لیوان آب پرتقال دادند.



// دو پست متوالی شما یکی شد . لطفا پشت سر هم پست ندین.
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

گند ارياي ملت تموم شد؟؟؟؟ چه كودكي بي محتوايي!!!

من يه بار توكوچه به همراه پسر داييم رفتيم 4 چرخ يه ماشينيو بادشو خالي كرديم.در همون زمان صاحبش اومد........حالا واكنش من:

اقا سلام(نفس نفس زنون)= يعني دويدم).اين دختر اون خونه با دوست پسرش(اون موقع گفتم با اون پسره) اومدن داشتن به ماشينا تو كوچه ور ميرفتن....توپ مارم بردند(واقعا برده بودند)دنبالشون كرديم اما نتونستيم بگيريمشون....

اون اقاهه:دستت درد نكنه پسر گل..بعدش برامون بستي خريد و عاقبت دختره هم كه معلومه
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه دفعه خونه عموم بودیم.همه تو اتاق بودم و منم تو حیاط هر چی گفتم بیاین با من بازی کنید گوش ندادند منم شلنگ آب رو گرفتم تو اتاق و ....
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

وقتی 2 سالم بوده میریم مهمونی خونه یکی از فامیلا بعد موقع شام همه سر سفره بودن من هم بلند میشم میرم سر ضبط صوت
اونا باچند حرکت حرفه ای ضبط صوت رو روشن میکنم و ضبط شروع به خوندن میکنه بعد پشمای صاحب خونه 4 تا میشه میگه که
ضبط ما الان 6 ماهه خراب شده و ما نمیتونیم کار بندازیمش چجوری روشنش کرد سکانس بعدی من در آغوش ملت بودم و با
شکلات تشویق شدم(منم به تکیه کلام پگاه (سکانس) دچار شدم)
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

5 سالم بود یه جوجه داشتم از نمکی گرفته بودم فک کنم ;D
اصلا نمیمرد ???
یه روز ضبط خریده بودیم تازه اومده بود B-)
بعد اهنگ گذاشتم داشتم با جوجه بازی میکردم >:D<
داداشم اون موقع 12 سالش بود داشت درس میخوند (داداش بزرگمم خواب بود)
گفت سارا جوجت نمیتونه برقصه ؟ :-?
من گفتم چرا میتونه بعد هـــی این جوجهه رو تکون میدادم میگفتم داره میرقصه ببینش :))
اونم داشت هر هر بهم میخندید [-(
گفت نه اینجوری خوب نیس بیا یه کاری کنم قشنگ تر برقصه >)
بعد صدای ضبطو زیاد کرد خونه داش میرف رو هوا ;D
جوجهه رو گذاشت رو باند :o :o :((
خیــــلی خفن بود جوجهه میرفت بالا میومد پایین :))
اصلا کلا با f رفت :-[
بعد 5 دقیقه ضبطو خاموش کرد
دید جوجهه تکون نمیخوره :(
خیلی ریلکس گفت : سارا بالاخره جوجت مرد :-"
منم گریه :((
گفت خدا خواسته دیگه بعدشم رف خاکش کرد :(( :((
با یه بستنی خرم کرد ساکت شدم :(
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار با داداشم دعوامون شد،یه مداد که تازه تراش شده بود هم دم دست بود.منم خیلی اعصابم از دست داداشم خورد شده بود،اون مداده رو برداشتم و با تمام قدرت زدم به دست داداشم.فکر نمیکردم فرو بره تو دستش :(.ولی رفت،نوکش هم تو دستش شکست.بنده خدا خیلی دستش درد میگرفت.رفت یه ناخن گیر پیدا کرد داد بهم گفت درش بیار داره درد میکنه.منم گفتم من در نمیارم [-(.گفت بابا من نمیتونم درش بیارم بدتر میشه.بیا درش بیار.هیچی دیگه دو سه بار گفت بیا درش بیار منم در نیاوردم تا آخر کار خودش مجبور شد درش بیاره :-[.اونم با دست چپ.
ولی بعدش هیچی بهم نگفت.فکر میکردم یه حال اساسی ازم میگیره

یه بار روی لامپ حمام آب ریختم،چون لامپ داغ بود آب روش سریع تبخیر شد.منم خیلی خوشم اومد یه هفت هشت باری روش آب ریختم،لامپه ترکید :)).خیلی حال داد.

بچه که بودم،وقتی مدادم کوچیک میشد،داداشم مغزشو درمیاورد که بذاره توی پرگارش.یه بار مامانم یه بسته مداد رنگی خریده بود،من به ذهنم رسید مدادامو تراش کنم،کوچیک بشن،مغزشو دربیارم،بدم به داداشم خوشحال بشه!همه مدادامو با دوستم نشستیم تراش کردیم.داداشم کلی سرزنشم کرد.ولی بازم به مامانم چیزی نگفت :).
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

این قضیه مربوط به داداشمه ! ;D


وقتی بچه بودیم ( سه چهار سالگیم ! ) کارتون زورو میذاشت ! ;D ما هم خیلی دوست داشتیم ! ;D همیشه نگاه میکردیم ! ;D


ما اون موقع خونمون طبقه بالای خونه بابا بزرگم اینا بود ! ;D

صبح زود مامان بابام میرفتن کارخونه ما هم تا ظهر میخوابیدیم بعد که بیدار میشدیم میرفتیم پایین ;D

یه روز صبح زود آقا فرهود ( داداشه بنده ! ) بیدار میشن یه طناب پیدا میکنن ;D

بعد یه پنجره بزرگی هم داشتیم . در اون پنجره رو باز میکنه طنابی که به هیچ جا وصل نیست رو از اونجا میندازه پایین !!! میخواسته مثه زورو از پنجره بپره پایین ! ( با استفاده از طناب ) :))

بعدش بابا بزرگم میبینه از تو پنجره که یه طنابی آویزونه ! فکر میکنه دزد اومده !!! :))

بعدش میاد طبقه بالا ( سر بزنگاه میرسه ! ) بعد فرهود میگه زورو ( :)) ) تا میاد بپره پایین بابا بزرگم میگیرتش :))

_____________________________________________________________


یه بار رفته بودیم خونه دوست مامانم ( خاله فریبا ;D ) سه سالم بود ;D

بعد خاله فریبا یه سری گل خشک داشت ;D

من و فرهود ( داداشم ) و سهند و جانان ( بچه های دوست های مامانم ! اتفاقن سمپادی هم هستن ! ;D ) رفتیم سراغ گلدونه ;D تمام گلبرگ هاش رو پودر کردیم :))

بعد گلبرگ ها چسبید به قالی !!! :))

بعدش خاله فریبا که دید تقریبا داشت غش میکرد ;D مامانامون مجبور شدن همه ی گلبرگ های خشک پودر شده (!) رو جمع کنن ;D

حالا مگه جمع میشد ؟! :)) چسبیده بود به قالی :))

هنوزم که هنوزه خاله فریبا مارو میبینه میگه یادتونه قالی منو خراب کردین ؟! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

اهان يادم اومد..........من بچگي ادامس خيلي دوس داشتم......يه بار هفت هشت تا خرسيو متاسفانه باربي(خب بچه بودم خوشمزه هم بود اين ادامس باربيا) داشتم ميجويدم.البته لازم به ذكره كه شاهدين ميگن دهنتكف كرده بود ;D..........يه دختريم بود....(فاميل ;D) اونجا همش فضولي منو ميكرد.....بعد خشاب تفنگ ساچمه ايمو خالي كرد رو زمين(توي باغ)و 350 تا تيرشو (تير پلاستيكي از انواع رنگهاش)كه شمرده بودم ريخت تو چاه(شربه ي بزرگي بود :(()بعدم نشست.....داشت با ماشينام ور ميرفت...منم عصباني.گفتم ادامس ميخواي؟گفت اره و منم ادامسامو از دهنم در اوردم و باهاش موهاشو(كه بلند بود و بهش ميباليدو) به هم پيوند زدم....... ;D.....اينجانب از رو نرفتم و يه لگد جانانه به عروسكشون زدم.....جا به جا شيكس!!! ;D

اون گريه منم هر هر خنده به روايت تصوير: دختره :(( و منم >)
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار من 4 سالم بود داشتم آهنگ گوش میدادم (من عاشق آهنگ دختر آبادانی بودم ) بعد همینطور داشتم می خوندم یه کلمه رو اشتباه میگم لاصه همه میخندن اینجانب هنوز نمیدونم اون کلمه چیه؟از هرکیم میپرسم نمیگه (شاید حرف زشتی بوده)
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

يه بار من تازه ياد گرفته بودم هركي يه جا مداره بهش بگم به سلامت.خوش بگذره......اونوقت يه بار يه مهمون رودربايستي دار داشتيم

باهاش حسابي گرم ميشمو بازي و اينا.....بعد ميگه ببخشيد ميشه من برم دستشويي؟منم كه كاربردشو نميدونستم گفتم بله به سلامت خوش بگذره.... ;D

بعدا حسابي شير فهمم كردن چه گندي زدم ;D
 
Back
بالا