• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

منم همین امروز اومدم حرفه ای بازی در بیارم با دنده 3 پیچیدم تو کوچه با یه سر گاز انگار 120 تا سرعت داشتم زدم به آینه206 که کنار کوچه پارک بود.
 
  • لایک
امتیازات: WORM
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از 4245 :
حدودا 10 سال داشتم تازه یاد گرفته بودم ماشین برونم! ;D

یه بار با بابام رفتم نمایندگی ماشینمون یه کوچولو ایراد داش! نمایندگی هم مث روده ی باریک انسان بسی دراز بود! بابام رف تعمیر گاه منم موندم پیش ماشین بعد 20 دقیقه بابام

اومد بیرون و بهم اشاره داد ماشینو ببرم اونجا ! ;)

منم جوگیر شدم نشستم پشت فرمون و ماشینو روشن کردم دادم به دنده! اون موقع ها تازه کار بودم و هر وقت میخواستم حرکت کنم کلاجو کم کم ول میکردم! یهو جوگیر شدم

گفتم این دفعه مثه حرفه ای ها یهو پامو از رو کلاج میکشم و گاز میدم! :-" ;D

خلاصه این کارو کردم! جلوی منم یه پراید صفر بود که هنوز صاحبش تحویل نگرفته بودش! :((

هیچی دیگه! خلاصه ماشین جلو عقب شد ( سررفه کرد!! اونم چه سرفه ای! ) خورد به پراید صفر! :-" :-ss

ولی شانس اوردم به اون پرایده هیچی نشد!! ;) ولی ماشین خودمون... !! :((

البته تو انسان عضوی به نام روده باریک نیست
روده کوچیکه
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار همه ی بچه های فامیل خونه ی مادر بزرگم بودیم،بعد بی کار شدیم گفتیم چی کار کنیم و اینا!
من اون موقع پیش دبستانی بودم،برادرم هم ابتدایی بود. ;D
بعد یکی از بچه های نابغه ی فامیل پیشنهاد داد بریم فندکٍ گاز مادر بزرگمو برداریم،آتیش بازی کنیم!! :-" ;D
من هم با اینکه پیش دبستانی بودم،اما تجربه بهم ثابت کرده بود که اسپری رو که رو اتیش میگیری،شعله ور میشه،واسه همین پیشنهاد دادم یکی بره اسپری گیر بیاره،دور هم بخندیم!! ;D
بعد اسپر هم گیر اومد،این دفعه برادرم پیشنهاد داد بریم کنار لونه ی مورچه ها تو حیاط ، فندک رو روشن کنیم،اسپری رو بزنیم،و لونه ی مورچه هارو آتیش بزنیم بخندیم!! ;D :-"
بعد هی آتیش می زدیم،هی آب میاوردیم میریختیم که مورچه ها نسوزن!! ;D :-"
بعدش هم که همه فهمیدن و مورد دعوا قرار گرفتیم!! :-"
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار خیلی خیلی بچه بودم کمتر ازیه سالم بود! 4 دست و پا راه میرفتم تازه! :-[
مامانم گذاشتم تو اتاق و رفت تو آشپزخونه ظرف بشوره! :-" منم حوصله ام سر رفت ! از صندلی رفتم بالا و بعد هم رفتم رو میز آرایش مادر! ;D بعد دیدم یه شخص شخیصی داره ادای منو در میاره! X-( هر کاری میکردم تکرار میکرد! :o منم رفتم ببینم حرف حسابش چیه آینه رو انداختم! :-w انفجار!! :-s ;D مامانم میگه خونه مثل بمب لرزید! ;D بعد مادر اومد دید بلــــــه! بنده کنار میز نشسته ام و کاملا خشک شدم و بغض هم گلومو گرفته! :( الهی بمیرم وا3 خودم! >:D< ;D
باز هم مادر افزود که کل اتاق با تیکه های آینه پر شده بود! ;D ولی به طرز عجیبی من کاملا سالم بودم! ;D یه روز کامل من نه گریه میکردم نه کلا صدایی تولید میکردم و غذا هم...... :(
که نصف شب یهو جیغم در میاد و کلی گریه میکنم ! تازه از شک در اومده بودم خوب! ;D
یه بار دیگه هم بعد از اون روز دوباره تلا ش کردم ببینم این شخصیت کیه که بابام مچمو گرفت و نذاشت متاسفانه! [-( [-(
بابام در اون مقطع زمانی مانع پیشرفت من شد ! :))
 
پاسخ : پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از legend :
من بچگی ها عشق بغالی و فروختن چیپس و... رو داشتم؟!!

یه روز که 5 سالم بود زد به سرم یه بغالی راه بندازم؟؟؟؟

رفتیم کلی چرت و پرت خردیم اومدیم راه انداختیم؟؟؟؟ ولی کلشو خودم و داداشم خوردیم؟؟؟؟ یه دونه هم نفروختم!؟!؟!

بقالی !!!
 
  • لایک
امتیازات: WORM
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

این گند مال همین 2-3سال پیشه!!!
دوستم هرروز یه فلاسک کوچیک می اورد که توشو اب یخ میریخت،یه روز وقتی از سر صبحگاه رفتیم تو کلاس من برای اینکه دیر نشه و معلم نرسه و به خاطر اینکه تشنم بود خواستم از این فلاسکش اب بخورم،چون لیوان همرام نبود فلاسکو از بالا گرفتم که مثلا اب خنک برزه تو دهنم بخورم!!!من تا فلاسکو بردم بالا،همین طور که قطرات اب به صورت اسلوموشن(حرکت اروم)میومد طرفم،دوستم داد زد که اب جوشه!!!!
اما دیگه کار از کار گذشته بود،فقط این شد که من خالیش کردم تو کلاس سریع و دویدم سمت ابخوری...
سه طبقه رو که میرفتم پایین(اولاش)داغ بودم دردشو نمیفهمیدم،اما بعد چند دقیقه از شدت درد رو زمین جلوی ابخوری دراز کشیدم...
مدرسه ی ابله ما هم(راهنماییم فرزانگان نبود)منو نبرد دکتر،نمیدونم پول بیمه رو واسه کی میگیرن...
انقد صبر کردن تا بابام رسید...دکتره هم تا دهنمو دید ضعف کرد خودش و بهم دیازپام داد...کلا خواب بودم...
تا دو روز هم مدرسه نمیرفتم و تا دو ماه هم زبونم میگرفت(به خاطر سوختگی روش)
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من وقتي بچه بودم با يه دختره دعوا كردم تو كوچه طرف همسايه ديوار به ديوارمون بود!!؟!!!!
ولي اون بزرگتر از من بود!!؟!!!!
خلاصه خوب خوردم ولي فرداش برا تلافي رفتم ساعت 3ظهر اينقدر در خونشون در زدم كه اخرش باباش امد دم در كه كدوم...بود كه اينقدر در زد!!!؟!!!؟!؟!؟!؟؟!؟!
فرداش باباي دختره منو تو خيابون ديد و گفت نميدوني كي بود كه در ميزد؟
منم گفتم نميدونم
باز با دختره دعوام شد!!؟!!!
ايندفعه رفتم از تو كوچه يك اجر برداشتم سا عت 2نصف شب از تو خونمون انداختم تو خونشون دقيقا خورد تو شيشه ماشينشون
باباش فهميد كار من بوده فرداش گوشمو همچين تو كوچه كشيد كه ...
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

گازوييل به جا اب غوره خوردم ;D :-&
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از pouya442 :
گازوييل به جا اب غوره خوردم ;D :-&
خوش باحالت؟!؟!

بابا تو خوبی رفیقه من جلومون آب اکسیژنه خورد!؟!
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من یه گند بزرگ زدم!!! البته خوب کاری کردم. یه پسر دایی داشتم که خیلی تو نخه یکی از اعضای فامیل بود و داشت اینو پای تلفن به دوستش میگفت و منم شنیدم. و .... خب بچه بودیم دیگه!!! رفتم گذاشتم کف دست ، نه تنها دختره، بلکه حتی داییم!! :-"
و داییم هم یه حاله اساسی ازش گرفت که چرا در 15 سالگی به جای درس و مشق، چشمش دنباله دختر مردمه!!؟؟؟!
خیلی کار بدی بود؟؟! :-? :-?
 
Back
بالا