• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من حدود ده سالم بود
میز تلویزیون رو عوض کرده بودیم
میز تلویزیون هم جوری بود از پریز دور و سه راهی هم نمی رسید و رفتیم سیم خریدیم
و یه پریز و دو شاخه متحرک که بکشیم بیاریم تو میز تلویزیون
اون سر دوشاخش رو وصل کردیم
این سرش باید از تو یه سوراخ رد می شد می رفت تو میز بعد از اون سرش پریز رو به سیم وصل می کردیم
من هم فنی بودم و خودم وصل می کردم این چیزا رو
خالم سیم رو داد به من گفت برو ببین تا پریز چقدر راهه می رسه؟
من رفتم دو شاخه رو کردم تو برق
بعد این ور سیمه از تو سوراخ رد نمی شد
منم گفتم بدید من رد کنم
بعد دیدید می خوان نخ رو تو سوزن کنن اول می کننش تو دهنشون بعد می پیچونن؟
ما هم فکر کردیم همونطوری می شه و حواسم نبود تو برقه
شانس آوردم اشتباه ردم فکر کردم اول می پیچونن بعد می کنن تو دهنشون
خلاصه برق ما رو گرفت و ول نمی کرد
هی می گفتم جون من داداش عمو ول کن
ولی ول نمی کرد
هیچکس هم جرات نمی کرد بهم دست بزنه جدام کنه
فکر کنم یه 5 ثانیه ای گرفته بود منو
کم نیستا خدایی
هر ثانیش پدرت در میاد
اینم یه دسته گل
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از panther :
من که چاقو برداشتم سیمه چراغ خواب رو لخت کردم! کردم تو برق! تازه 3-4 سالم بود!
بعد دستم کلی تاول زد! اما یه چیزی پام بود نذاشت بمیرم! چون یه چند دقیقه ای وصل بودم!:))
بعد یکبار هم دستمو گذاشتم زیره چرخ خیاطیو چرخشو روشن کردم!:)

چی شد اونوقت دستت سوراخ سوراخ شد؟
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

نه انگشته اشارم یه زره زخم شد! زود عمم خاموش کرد! کنار دستم نشسته بود! ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه 4 5 سالیم میشد با بابام رفتم لب دریا.
بعدش یه مشتا بود رفتیم تو اون
(مشتا مثل تله هاییه که برای ماهیا میسازن یعنی 6 7 تا چوب بلند میزنن توی دریا بعد دورش تور میکشن. یه چی میشه مثل هزارتو. بعد ماهیا توش گیر میکنن.)
خلاصه ما رفتیم طرف مشتا ها من رفتم توش دیدم چند تا ماهی توی تور گیر کردن.
یادمه یکیشون که کوچیک بودو دراوردم بعد زنده زنده خوردمش :)) :)) :))
یه حال عجیبی بود. هی تو شکمم تکون تکون میخورد. بعد چندتا دارو بهم دادن که فک کنم کشتش.
زیاد یادم نیس بعدش چی شد.
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از panther :
من که چاقو برداشتم سیمه چراغ خواب رو لخت کردم! کردم تو برق! تازه 3-4 سالم بود!
بعد دستم کلی تاول زد! اما یه چیزی پام بود نذاشت بمیرم! چون یه چند دقیقه ای وصل بودم!:))
بعد یکبار هم دستمو گذاشتم زیره چرخ خیاطیو چرخشو روشن کردم!:)
با داي هارد نسبتي ندارين؟؟؟الانم زنده اين؟؟؟
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من علاقه وافری به پفک داشت
به نقل از panther :
من که چاقو برداشتم سیمه چراغ خواب رو لخت کردم! کردم تو برق! تازه 3-4 سالم بود!
بعد دستم کلی تاول زد! اما یه چیزی پام بود نذاشت بمیرم! چون یه چند دقیقه ای وصل بودم!:))
بعد یکبار هم دستمو گذاشتم زیره چرخ خیاطیو چرخشو روشن کردم!:)
نههههههههههه بعدش دستت چی شد؟ :-\
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

روی اجاق گاز یه قابلمه پر آب جوش بود ... در فر هم باز بود ... من هم پسری 6 ساله
داشتم تو آشپزخونه قدم میزدم ...خسته بودم نشستم روی در فر که باز بود ... سنگینی کرد قابلمه چپه شد رو کمرم ...ف....اک ... حنجرمو پاره کردم از درد...اااااااا پشتم حسابس سوخت ...!!!
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

وقتی بچه بودم چون از چاه دستشویی میترسیدم ، گوشه کنارایه دستشویی کارمو میکردم !
اصولا من از بچگیم بی تربیت بودم ! یه دفعه دو تا از پسر خاله هام داشتن باهم دعوا میکردن من 2.5 بودم تازه حرف میزدم و بعد اونا داشتن فحش میدادن به هم میگفتم گه بخور و.. (یکی از پسر خالهام موهاش خرمایه ) بعد همون پسر خالم می خواست منو اذیت کنه هی می گفت میدونی سنده چیه نمی دونی دیگه خنگی ، منم عصبانی شدم گفتم چرا میدونم همون که رنگ موهایه توئه ! (ببخشید از لحن رکیک استفاده کردم ولی حالش به همینه دیگه !)
 
پاسخ : پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از knight_black_lord :
یه 4 5 سالیم میشد با بابام رفتم لب دریا.
بعدش یه مشتا بود رفتیم تو اون
(مشتا مثل تله هاییه که برای ماهیا میسازن یعنی 6 7 تا چوب بلند میزنن توی دریا بعد دورش تور میکشن. یه چی میشه مثل هزارتو. بعد ماهیا توش گیر میکنن.)
خلاصه ما رفتیم طرف مشتا ها من رفتم توش دیدم چند تا ماهی توی تور گیر کردن.
یادمه یکیشون که کوچیک بودو دراوردم بعد زنده زنده خوردمش :)) :)) :))
یه حال عجیبی بود. هی تو شکمم تکون تکون میخورد. بعد چندتا دارو بهم دادن که فک کنم کشتش.
زیاد یادم نیس بعدش چی شد.

زدي ماهيه بيچارو زنده به گور كردي ميگي ديگه يادم نيست؟


به نقل از alex delpiero :
من حدود ده سالم بود
میز تلویزیون رو عوض کرده بودیم
میز تلویزیون هم جوری بود از پریز دور و سه راهی هم نمی رسید و رفتیم سیم خریدیم
و یه پریز و دو شاخه متحرک که بکشیم بیاریم تو میز تلویزیون
اون سر دوشاخش رو وصل کردیم
این سرش باید از تو یه سوراخ رد می شد می رفت تو میز بعد از اون سرش پریز رو به سیم وصل می کردیم
من هم فنی بودم و خودم وصل می کردم این چیزا رو
خالم سیم رو داد به من گفت برو ببین تا پریز چقدر راهه می رسه؟
من رفتم دو شاخه رو کردم تو برق
بعد این ور سیمه از تو سوراخ رد نمی شد
منم گفتم بدید من رد کنم
بعد دیدید می خوان نخ رو تو سوزن کنن اول می کننش تو دهنشون بعد می پیچونن؟
ما هم فکر کردیم همونطوری می شه و حواسم نبود تو برقه
شانس آوردم اشتباه ردم فکر کردم اول می پیچونن بعد می کنن تو دهنشون
خلاصه برق ما رو گرفت و ول نمی کرد
هی می گفتم جون من داداش عمو ول کن
ولی ول نمی کرد
هیچکس هم جرات نمی کرد بهم دست بزنه جدام کنه
فکر کنم یه 5 ثانیه ای گرفته بود منو
کم نیستا خدایی
هر ثانیش پدرت در میاد
اینم یه دسته گل

الان مطمئني زنده اي؟
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من يه بار خودمو.......(شب باراني....)...گفتم ضايع نشم...كلي فكر كردم(از بچگي مورماز بود) گفتم الان كه اينجا همه جمعيم من پهلوي كيم؟/بله........دختر دانيي بود(متنفرم!*)..منم رفتم تميزكردم خودمو و دختر داييمو هول دادم تو تيكه خودم.......


جالب تر اونكه صبح:دختر دايي خودتو خيس كردي؟/(خودم اعلام كردم انداختتم تقصير اون)


اينگونه خاطره ها يكي دوتا ديگه دارم
 
Back
بالا