• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

راهنمايي كه بوديم زنگ نماز اجباري بود جماعت بخونيم ما اون روز حوصله جماعت نداشتيم در رفتيم با دوستام تو ناهارخوري ناظم اومد دنبالمون ابجي مرضيه رفت توي ديگ ناظم در ديگ رو باز كرد ابجي مرضيه رو ديد
من و دوستم روفتيم پشت كمد دوستم چاق بود شكمش بزرگ بود به كمد فشار اورد مارم ديد خلاصه بيچارمون كردا
يه بار ديگه هم تو راهنماييي صبح رفته بوديم تو نمازخونه بخوابيم گفته بودن نريم خلاصه اين ناظم دوباره اومد
ستون اونجا بزرگ بود ناظم يه طرف ستون من هم يه ور ديگه منو نميديد دور ستون ميچرخيد من هم از اونر ميچرخيدم تا اين كه بالاخره وقت مناسب باسرعت برق دويدم طرف در اونم از پشت سر تشخيصم نميداد منم بعدش قاطي جمعيت شدم
ازين خاطره ها زياده
بازم تو راهنمايي يه بار هم در تمام نمك دوناي ناهار خوري دبيرا رو شل كرديم يك حالي داد و ...
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

بچه که بودم ، حدودا 4 سال اینا . با دختر خالم یه ماهی داشتیم که چشاش خیلی گنده بود . فکر کنم اسمش بود ماهیه چشم قورباغه ای . بعد ما خیلی دوست داشتیم بدونیم تکنولوژی این چشم چیه که اینجوری از حدقه زده بیرون ! ماهی رو برداشتیم و رفتیم تو پله های پشت بوم تیکه تیکش کردیم و چشش و در آوردیم و فوق ما وقع :دی

یه بار دیگه هم قبل از این ماجرا یه موش مرده رو از توی سطل برداشتیم رفتیم جلوی خونمون تشریحش کردیم ... اینو انقدر کوچیک بودم که من یادم نمیاد..


5-6 سالم هم که بود یه موتور داشتم سوارش می شدم خیلی کیف می داد. کلا یار و غار دوران کودکیم بود. یه بار خواستم ببینم که اگه با سرعت برم تو دیوار چی میشه ! ( جون شما خیلی مسئله ی مبهمی بوده واسم !) این بود که امتحان کردم و بی موتور شدم .
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

تو عروسي داييم با خواهرزاده هاي زنداييم كتك كاري كردم بعد نميدونم زندايي بيچارم چه گناهي كرده بود كه رفتم يه قوطي رو پر مورچه كردم تو عروسي انداختمزير لباسش
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه روز دلم خیلی درد می کرد واسه اینکه اروم شه رفتم یه مشت قرص که نمی دونم اصلا از کجا یهو پیدا شد یکجا رفتم بالا بعد 30 دقیقه گیج می زدم بعدشم مسموم شدم 10 روز بیمارستان بودم فقطم 3 سالم بود:دی:دی
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

خواهرم بچه بود داشت با در کابینت بازی میکرد
بعد که بازیش تموم شد احساس کرد شکمش میسوزه
بلوز رو که بالا زدیم دیدیم یه خط راست به صورت عمودی رو شکمش خونی شده :o
شکمش رفته بود لای در :))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

لطفا تکراری نذارین :-w ^-^
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از علـي :
لطفا تکراری نذارین :-w ^-^
من تکراری نذاشتم فقط گفتم اون خاطره مال منه چرا اسم من برای نویسندش نیست و + هاش به من نمیرسه!؟
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از BAX :
من تکراری نذاشتم فقط گفتم اون خاطره مال منه چرا اسم من برای نویسندش نیست و + هاش به من نمیرسه!؟

چون پست آخر صفحه اس فکر کنم ، پست های آخر هر صفحه الان اینجوری شده ، درست میشه
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از پگاه :
چون پست آخر صفحه اس فکر کنم ، پست های آخر هر صفحه الان اینجوری شده ، درست میشه

بله
چه دلیل خوبی دارید! کاملا قنع کننده!
خوب تقصیر اون بیچاره چیه که اخرین پست یه صفحه رو میده!؟!؟!؟
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از BAX :
بله
چه دلیل خوبی دارید! کاملا قنع کننده!
خوب تقصیر اون بیچاره چیه که اخرین پست یه صفحه رو میده!؟!؟!؟
بابا عزیز من قالب تازه عوض شده و یه سری مشکلاتی داره که باید حل بشه به زودی !
اون + ها هم به تو میرسه ولی فقط نمایش اسم و بعضی چیز های دیگه درش مشکل بوجود اومده !!
نگران نباش !! به جان خودم من خودم حواسم هست کسی حقت رو نخوره !! ;D ;)
 
Back
بالا