Sobh@n
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 304
- امتیاز
- 570
پاسخ : گند هاي دوران كودكي
بعـــله
ما وقتی بچه بودیم ، شیطون بودیم
گوشی داییم رو برداشتم و زنگ زدم به دوست دخترش ، یه صدای زنونه در آوردم و گفتم مامانشم و پاتو از زندگی محمد بکش بیرون
بعدش یکم با هم دعوا کردیم ، اون قطع و من بلد نبودم قطع کنم
، به خاطر همین داییم فهمید و زنگ زد و کلّی پاچه خواری ولی هیچ به هیچی
پ.ن : اسم انگلیسی بود و من بلد بودم بخونم
بعـــله

ما وقتی بچه بودیم ، شیطون بودیم
گوشی داییم رو برداشتم و زنگ زدم به دوست دخترش ، یه صدای زنونه در آوردم و گفتم مامانشم و پاتو از زندگی محمد بکش بیرون

بعدش یکم با هم دعوا کردیم ، اون قطع و من بلد نبودم قطع کنم
، به خاطر همین داییم فهمید و زنگ زد و کلّی پاچه خواری ولی هیچ به هیچی پ.ن : اسم انگلیسی بود و من بلد بودم بخونم









به طبقه اول که رسیدم(آخه خونه ما آپارتمانیه) زن همسایمون بهم گفت:سلام میشه این نزری رو بدین به کارگرای ساختمون کناری
منم گفتمباشه و بدو بدو رفتم سمت کارگرها.تارسیدم 3.4 تا سرفه پر ملات کردم رو نزریه و کلی شم ریختم

بعد کلی سلام برسون و اینا میگفتم میگفتم مامان بیا با تو کار داره ....مامانم تلفنو میگرفت میدید بوق آزاد میزنه اینجوری میشد 



