• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند های دوران كودكی

آقا من یه چیزی میگم تو رو خدا به کسی نگین من اینو گفتم :-[...
بچه که بودم بابام من رو بغل کرد و گذاشت رو شونه اش...بعد منم که بچه دیگه...اختیار ورودی و خروجی های بدنم رو نداشتم خو :-[
بعد دیگه...خو از یه بچه چه انتظاری دارین؟ :-w...خلا3 دیگه بابام هیچ وقت تو بچگیم بغلم نکرد گویا تا وقتی که اختیار خروجی ها دست خودم اومد ;D
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

من تو بچگيام عاشقه خاك بازي بودم!! :))
ولي بابام اصن بااين موضوع كنارنمي يومد!!با همكاري مامانم يه كم خاك از خونه خالم اووردم. >)
رفتم تو اشپزخونه كه باباجون نبينه!!ولي ازبخت بد يه خورده خاكه ريخت رو زمين!! ~X(
منم ازترس اينكه باباجون ازكوره در برن گريه كنون رفتم پيش مامانم!! :-ss
بعدش مامانم يه جوري ماس ماليش كرد...! ;D
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

بچه که بودم اومدم با یه گیره موهای جلوی صورتمو ببندم بالا ولی چون خیلی مو داشتم! اینا یه کم که می گذشت می ریختن تو صورتم یه چند بار گیره هه رو بستم دیگه اعصابم خورد شد رفتم بالا اون قسمت موهام که تو گیره بود رو از ته قیچی کردم ریختمشون رو حیاط!!!!! ;D ;D
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

یه دوستی داریم که دو تا بچه دارن(الان بزرگن!)
اینا بچه که بودن می خواستن به مامانشون کمک کنن تلویزیونو تمیز کنن میان آب می گیرن روش ;D تلویزیونم می سوزه ;D
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

من 7-8 سالم بود خونه مادر بزرگم بودیم ، بعد از ظهر بود همه خواب بودن. پسر خالم رفته بود حموم ;D گویا آب قطع شده بود، داد زد که فاطمه به یکی بگو بهم آب بده آب قط شده.
منم گفتم بده بقیه رو بیدار کنم که ;;) خودم خیلی شیک یه پارچ آبِ یخ از تو یخچال دادم بهش ;;) بعد از دودقه صدای جیغش اومد ;D بد بخت یخ زده بود :-"
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

امده بودیم تهران خونه عمم8 تا بجه بودیم بزرگمون فکر کنم چاروم بود کوچیکممنم امادگی
تو کوچه داشتیم بازی میکردیم پسر عمم گفت بیاین بریم پارک ماهام دنبالش رفتیم کلی وقت تو راه بودیم چندتا بچه جقله
خانوادم جریان نداشتن 5تا ماشین داشتن دنباله ماها میگشتن تا ماهارو پیدا کردن انقده دعوامون کردن
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

آقا من بچه بودم خیلی قیچی دوس داشتم. بعد یه بار خودمو تو کمد قایم کردم شروع کردم موهامو کوتا کردن. یه مدت بعد مامانم اومد خونه، حالا خانوادگی دارن دنبال من میگردن. من از ترس از کمد بیرون نمیام. دیگه اومدن پیدامون کردنو منم پشیمانی، ترس، اصن یه وعضی. میخواستن موهامو از ته بزنن که درس شه :-s ولی خدارو شکر همچین کاری نکردن
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

من 1-2 سالم بود نزديكای عيد برام ماهی قرمز خريده بودن بعد اين ماهيا خراب كاری كرده بودن منم می خواستم تميزشون كنم اومدم پودر لباس شويی رو برداشتم خالی كردم تو تنگ ماهی كه مثلا تميز شه ماهی های بدبخت رنگشون سفيد شده بود.بيچاره ها چه بد مردن #:-S
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

اقا من سه سالم بود...
بعد هر شب مامانم ميگفت برو دستشويي بيا مسواك بزنيم بريم بخوابيم :)
بعد من همش از خودم ميپرسيدم چرا من قبل مسواك زدن بايد برم دستشويي؟ :-?
هيچي ديه يه شب مامانم گفت برو دستشويي گفتم *** ندارم...
هيچي ديه...چند دقيقه بعدش مامانم داشت چهار پايه[nb](خو انتظار ندارين بچه 3 ساله به سينك دستشويي برسه كه؟! ;;))[/nb] رو مي شست....و من به حكمت دستشويي قبل از مسواك پي بردم... :-"
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

این گندکاری نیست خاطرست
بچه که بودم با خواهرم میرفتیم تو حیاط با سیخایی که داشتیم با گل کباب درست میکردیم ;D

یه دفعه چرخ پسر همسایمونو برداشتم زدم به دیوار چنان داغونش کردم که باباش امد لبه در خونمون :-"
 
Back
بالا