پاسخ : خاطرات کاربران در سمپادیا دات کام
خاطرات ه من :
اون موقع ها دوم ه راهنمایی بودم ، تازه شروع کرده بودم به فعالیت تو اینترنت ؛ اولا تو یه سایت ( اسپارکسان

) عضو بودم و بعد از یه مدت ناظم شدم اونجا ، اما یه دعوای شدید شد و فروم بسته شد کلا

بعد از گذشت ه چند ماه یه روز بچه ها اومدن گفتن که سمپادی های شیراز یه فروم دارن و خیلی باهاله و اینا ، من گفتم لینک بدین ، گفتن برو تو گوگل سرچ کن پیدا میکنی

منم تا رفتم خونه سرچ کردم " فروم ه سمپادی های شیراز "

خلاصه هرچیزی اومد جز این فرومه که معتقدم اون موقع بچه ها چرت گفتن ( چون هیچ وقت پیداش نکردم

) خلاصه اولین لینکی که اومد سمپادیا.کام بود
با اسم ه death عضو شدم به امید ه این که بچه های شیراز باشن ، اما اون موقع
هیچکس از شیراز عضو نبود ! دقیقا خودم بودم و خودم

واسه همین خیلی سر نمیزدم

همون روز های اول با بعضی از بچه ها صمیمی شدم
پ.ن : تازه قالب ه سایت خیلی قشنگ بود و اصلا مرده نبود

خاکستری و قرمز بود فک کنم
خلاصه گذشت و آرمیتا مدیر شد ( یادمه دعوا شد کلی ) و آروین هم مدیر ه ایران و سیاست ، چه دورانی بود اون موقع

من کاملا به طور ه علنی فحش میدادم تو سایت ، یادمه با محمد حسین ( همین بود اسمش ؟

) یه کاربر ه نیلوفر نام و سیگما دعوا کردم ، یادمه اون موقع ها به نظر های پارسا و lorca خیلی احترام میذاشتم ، از آدم های فهمیده ی اون موقع بودن
بعد از انتخابات چون ضایع شده بودم و اینا ، نیومدم تو سایت

2-3 بار تو مرداد اومدم ، دیدم انجمن ه ایران و سیاست اصلا نیست ! خلاصه ذوقم کور شد و دیگه نیومدم تا بهمن

بهمن که اومدم دیدم کلا جو ه سایت عوض شده ، همه جدیدن ، نه لورکا بود نه چتون نه سیگما و هیچکی کلا ، نمیشناختم کسی رو تا اون حد ، سعی کردم کلی اسپم بدم تا همه رو بشناسم و همه منو بشناسن

بعد اسم ه کاربریم رو به بیتا تغییر دادم
بعد از این که به اندازه ای که میخواستم بین ه بچه ها جا افتادم تصمیم گرفتم پست های با محتوا و خوب بدم و اسپم هام رو کمتر کنم ؛ بیشتر تو انجمن ه زبان های خارجه میرفتم ، خیلی هم علاقه داشتم راستش

خلاصه یه روز نرگس اومد گفت دارم دیونه میشم و بیا مدیر ه شناخت شو من رو خلاص کن ، منم قبول کردم ، بلاخره بهتر از بیکاری بود

همون روز هم مدیر ه زبان های خارجه شدم
فعالیتم رو ادامه دادم تا تابستون ، درجه ها رو تغییر دادن و مدیر داخلی رو به عناوین اضافه کردن ، فک میکنم آقای مطهری بود که به من پ.خ داد " میخوای مدیر داخلی شی " ؟ من اصلا نمیدونستم چیه اما قبول کردم

حدودا از مرداد تا آبان اینا شایدم کمتر مدیر داخلی بودم ، اما بعد با مدیر ه گفت و شنود دعوام شد و کار به جاهای خیلی باریک کشید ، منم برا این که دیگه از این مشکل ها برام به وجود نیاد ، به آرمیتا پ.خ دادم و از هرچی پست داشتم استعفا دادم ، این بود که کلا از اون به بعد خیلی کم اومدم سمپادیا

از آبان ه پارسال به بعد هم فقط تفننی هر از گاهی میام یه سری میزنم و میرم
