• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع AMT
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

البته میدونین که چهارشنبه سوری اصلا و اصولا ی جشن کهن نیست بلکه بیشتر ی خاطره از اون دورانه وگرنه آتش اونقدر احترام داشته که تو فضای آزاد روشنش نکنن چه برسه به اینکه از روش بپرن"میدونم به بحث ربطی نداشت ولی تو گلوم مونده بود باید میگفتم"
;D ;D ;D :)) :)) :))مگه عربا خونه هم می ساختن؟"بازم ببخشید که حاشیه ای بود"
اسلام تنها آیینی بود که ملت مغلوب پس از استقلال از حکومت غالب، اون رو کنار نگذاشت. درحالیکه در وضعیت استقلال خود ایرانیان بر خودشون حکومت میکردند و دلیلی نداشت که از اسلام بر نگردند.

اسکندر مقدونی ایران رو ویران کرد، ولی فرهنگ ایرانیان و آیینشون رو نتونست تغییر بده برای خودش. همین طور مغول ها. همینطور افغان ها. همینطور استعمارگران دوره قاجار. ولی اسلام رو مردم ایران پذیرفتند و تا امروز هم حفظ کردند. حالا فرض کنیم که این سی سال هم نبود. قبلش که اینطور نبوده.
اینو خیلی قبول دارم >:D< >:D< >:D< >:D<
ایرانیا مسلمون شدن ولی عرب نشدن در حالی که سوری ها مصریا و لبنانی ها عرب هم شدن!
درمورد اون قضایا که میگین ایران دانشمند معروف نداشته اولا که ایران مقصد فرار مغز ها بود دوما بسیاری از اینا که گفتین تبعه ی ایران بودن حتی هرودوت که با ما خیلی دشمنه ایرانی بوده
دوما تا آثار کسی نمونه جاوید نمیشه مگه فرما قبل از این که حاشیه نوشته هاشو بفهمن معروف بود؟
 
  • لایک
امتیازات: AMT
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

با نظرات آقای آرزومندی کاملا موافقم ببینید من هم نمیگم ایران اونروز ما 100% قطب عمی بوده نه!
اما میگم نقض این هم ثابت نشده!
و من معتقدم که می تونسته باشه بنابر دلایلی که ذکر کردم و از نظر من و سایر بچه ها منطقی هستش!
اما در مورد حمله مغول یک چیزی خیلی مهمه و اون اینه که مغول ها نتونستن سرتاسر ایران رو فتح کنن؛به اون سرعتی که اعراب این کار رو کردن و اینکه مغول ها خیلی زودتر از این حرفها محو علم و تمدن ایرانیان شدند.
البته قبول دارم که در دوره مغول هم کتابسوزی بوده اما چیزی که شایان توجه اینه کهمغول از روی نفهمی و غارتگری کتابخانه ها و گنجینه علمی درون اونها رو سوزوند اما عرب از روی دلیل و منطق نژاد پرستانه خودش مبنی بر اینکه قرآن کتاب برتر است و ما به جز قرآن به هیچ کتابی نیاز نداریم! خب کدوم مخرب تره؟؟؟؟
اینجا کسی منکر دین مبین اسلام واثرات مثبتش بر ملل مختلف نیست اما جالبه بدونیدطبق نظرات دوستان و منابع در دست حکمی برای لواط و زنا در قوانین ایران ساسانی و قبل از اون وجود نداشته!!! در حالیکه برای هر عمل ناشایستی که ما الان در جامعه خودمون داریم اونها یک مجازات در نظر گرفته بودند.(منبع= ایران ساسانی،آرتور کریستین سن)
همون نویسنده به این نتیجه رسیده که این اعمال در سرزمین پارس وجود نداشته. اما بعد از ورود اسلام با این سری چیزها روبرو بودیم و هستیم به صورت جدی!

قضیه موالی یا برده شمردن ایرانیان در دوره های راشدین و اموی هم که غیر قابل انکاره!
اما باور کنید نمیشه این ادعا رو رد کرد که ایران قبل از اسلام هم قطب علمی بوده!
الان من متعجبم که دلایلی که من آوردم کافی یا قابل تامل نبود؟؟؟؟؟؟
بهتره سری به کتاب الفهرست بزنید.طبری میگه که این کتاب فهرستی از کتب شهر های پارسی و سایر مفتوحات راشدین(عمر و عثمان) هست که به دستور خلفا برداشته میشه!
بازم نمیدونم قانع میشید یا نه؟؟؟
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

یک مدرک مستند
* یرامون کتابسوزی اعراب در ایران کتاب “دو قرن سکوت” مفید است

بی شک، از آسیبهای معنوی حمله اعراب هرچه نوشته و گفته شود کم است. پیرامون کشتار و چپاول ایرانیان در زمان حمله اعراب تاریخ نگاران معروف اعراب و ایرانی مانند : ابن خلدون ، البلاذری ، مسعودی ، ابن هشام ، ابن حزم ، بلعمی ، ثعالبی ، شویس عدوی و… در کتابهای تاریخ نگاشته اند. یکی از اثر گذارترین این آسیبها به زبان و فرهنگ ایران بود. ایرانیان به سبب عظمت کشورشان کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در برداشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و بدین سبب علوم عقلی نزدشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود.

ابن خلدون که دقیق ترین و بزرگ ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره کتاب سوزی به دست اعراب چنین میگوید:

« وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.» ( دو قرن سکوت ص ۹۸ )

همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه چنین می نویسد:

« وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.» (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸ )

زنده یاد دکتر زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت با تحلیلی منطقی به بررسی کتاب سوزی اعراب می پردازد:

« شک نیست که در هجوم تازیان ، بسیاری از کتاب ها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب فنا گشته است .این دعوی را از تاریخ ها می توان حجّت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تأیید می کند . با این همه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند و این تردید چه لازم است؟! برای عرب که جز قرآن هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی به خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام قراین و شواهد نشان می دهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است…نام بسیاری از کتاب های عهد ساسانی در کتاب ها مانده است که نام ونشانی از آنها باقی نیست…پیداست که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است. باری از همه ی قراین پیداست که در حمله اعراب بسیاری از کتاب های ایرانیان، از میان رفته است.» (انتشارت امیرکبیر ص ۹۶،۹۷)

مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران می‌نویسد

«یکی از آثار شوم و زیان‌بخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.» وی در دنباله می‌افزاید:«…سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.» سپس این گفته جلال‌الدین همایی را می‌آورد که: «همان کاری را که قبل از اسلام، اسکندر با کتابخانهٔ استخر، و عمرو عاص به امر عمر با کتابخانهٔ اسکندریه و فرنگی‌ها بعد از فتح طرابلس شام با کتابخانهٔ مسلمین و هلاکو با دارالعلم بغداد کردند، سعد بن ابی‌وقاص با کتابخانهٔ عجم کرد.» (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

دولتشاه سمرقندی در کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶) به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی توسط اعراب در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:

“عبدالله بن طاهر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور( به مسند) نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. (امیر) پرسید: این چه کتاب است؟ (مرد) گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان(زرتشتی ها) است و پیش ما مردود است. (پس فرمود) تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او بهر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند”

باری، بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این سبک مغزان افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.

روانشاد دکتر زرینکوب در کتابش(انتشارت امیرکبیر ص۹۵،۹۶) این بار به بررسی رفتار اعراب با زبان و خط ایران می‌پردازد و میگوید:« عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند. آخراین بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنان را در بلاد دور افتاده ایران به خطر اندازد. به همین سبب هر جا که در شهر های ایران، به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند با آنها سخت به مخالفت برخاستند…شاید بهانه ی دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قرآن می شمرد.»

در واقع از ایرانیان حتی آنها که آیین مسلمانی پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قرآن را نیز نمی توانستند به تازی بخوانند. در کتاب تاریخ بخارا (صفحه ۷۵ چاپ تهران) آمده است:

« مردم بخارا به اول اسلام، در نماز قرآن به تازی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بود که در پس ایشان بانگ زدی: بکنیتا نکنیت، و چون سجده خواستندی کردن بانگ کردی: نگونیا نگونی کنیت.»

با چنین علاقه ای که مردم در ایران به زبان خویش داشتند شگفت نیست که سرداران عرب زبان ایران را تا اندازه ای با دین و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از بین بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند.

در پایان به ذکر سخنی در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵) از زبان خسرو پرویز میپردازم که می گوید:

«اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند….»

منابع :

کتاب ۲ قرن سکوت(انتشارت امیرکبیر ص ۹۵،۹۶،۹۷- انتشارت سخن ص ۱۱۵،۱۱۶،۱۱۷،۱۱۸)

کتاب تاریخ طبری چاپ مصر (صفحه ۲۸۵،۲۸۶)

کتاب آثارالباقیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)

کتاب تاریخ بخارا چاپ تهران(صفحه ۷۵)

کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵)

کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶)

نگارنده ها : فرشید.ه – اِنی کاظمی

آخرین ویرایش در تاریخ : ۱۳۸۹٫۱۰٫۱۰ توسط اِنی کاظمی
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

هر آنچه از بد رفتاری اعراب با ایرانیان و نژاد پرستی ها و کونه فکری های آنان بگی برای من قابل قبول چرا که از ابتدا هم همین رو گفتم و بحثی روی این موضوع نداشتم که شما مدام این مورد رو تکرار میکنید.

کتاب دو قرن سکوت کتاب بسیار خوبی هست البته برخی قسمت هاش دچار نگاه غیر تاریخی هست ولی در کل کتاب بسیار ارزشمندی هست که از جمله اولین کتاب هایی بود که به ما خوندنش توصیه میشد.

اینکه کتاب های در ماجرای تاختن اعراب بر ایران از بین رفته و قوم غالب تمایل به غلبه زبان و خواست خود بر ملت مغلوب داشته، اولا امری کاملا بدیهی و طبیعی در تاریخ فتوح و جنگ هاست.

و ثانیا هرگز اثبات کننده این نیست که ایرانیان قطب علمی جهان زمان خود بوده اند.

به آتش کشیدن یا به آب دادن معدود کتبی در معدود کتابخانه هایی یا کتابخانه ای در تیسفون که هرگز از محتوای آن خبری نیست و کسی نمیتواند ادعا کند که این کتب دارای علم و دانش بشری بوده، هرگز نمی تواند قطبی علمی بودن یک کشور رو اثبات کنه.

همچنین باز هم عرض میکنم که برخورد اعراب بخشی از کتب ایرانیان و منابع ایران باستان رو از بین برده و بخشی از آن هم به دوران بعد منتقل شده. عمده تاریخ نویسان عرب از منابع تاریخی ایران باستان برای نوشتن تاریخ ایران استفاده کرده اند.

شاعران و فرهیختگان ایران پس از اسلام بعد از گذشت چندین قرن با استفاده از منابع ایران باستان به خلق آثار پرداخته اند مثل ابولقاسم فردوسی و نظامی و ...
داشته های ایرانیان گاها در تاریخ به گواه اسناد تاریخی به زبان عربی در قرن های بعد از حمله به ایران ترجمه میشند.

همه اینها نشاندهنده آنست که این گفته که همه یافته ها و آثار علمی و فرهنگی ایران باستان در حمله اعراب از بین رفت نوعی مطلق گرایی غیر تاریخی است که برای بزرگنمایی جنایات اعراب از آن استفاده شده.

گویی برخی نویسندگان ایرانی از آنجا که حقیقت از بین بردن قسمتی از آیین و فرهنگ ایران باستان به دست اعراب وجود تاریخی داشته، با ذکر عبارت "تمام" یا "همه" سعی کرده اند تا دلیلی برای خلا علمی ایران باستان پیدا کنند. تا با ذکر این دلیل غیر تاریخی و غیر معقول که همه و هرآنچه که توسط ایرانیان نوشته شده به دست اعراب با سوزاندن چند کتاب و کتابخانه از بین رفته، ایران باستان رو بدون ارائه سند و مدرک تاریخی قطب و مهد علم و فرهنگ نشان دهند.

غافل از آنکه پدیده کتابسوزی و نابودی فرهنگی ملت ها، بارها و بارها در جای جای جهان اتفاق افتاده و در هیچ دوره ای ملت غالب موفق نشده تمام آثار علمی و فرهنگی ملت مغلوب را از بین ببرد. نمونه کامل آن در حمله مغول هویداست. اینکه میگویید انگیزه مغول و اعراب متفاوت بوده، در صورت پذیرش هم تفاوتی در نتیجه اعمال نمیکند. گزارش های تاریخی فراوان از نابودی تمام آنچه در سر راه این قوم ویرانگر قرار میگرفته از جاندار و بیجان خبر میدهد.

اما در کنار همین حمله گزارش های تاریخی وجود دارد که دانشمندان زیادی با در دست گرفتن کتب و میراث علمی و فرهنگیشان فرار میکردند و بسیاری، خود از کتبشان محافظت میکردند.

با توجه به همین دلایل و با توجه به اینکه هیچ دلیل تاریخی برای قطب علمی بودن ایران باستان نیست، ما چنین ادعایی رو مطرح کردیم. شما هم تا کنون تنها از یک شاید صحبت کردید که شاید ایران باستان قطب علمی بوده و تمام یافته های علمی و فرهنگی یک قطب علمی به آن وسعت در معدود کتابخانه ای جمع شده و اتفاقا همگی بدون استثنا از بین رفته. در حالیکه برای اثبات این ادعای قطب علمی بودن هیچ دلیلی هم عنوان نشده؟ و در حالیکه ما دلایل متعدد و مثال های متعدد تاریخی آوردیم که ممکن نیست در جریان یک حمله و غارت تمام آثار علمی وفرهنگی یک قطب علمی از بین برود و هیچ نماند.

انصافا خودتان با نگاه عقلانی و تاریخی اگر بنگرید، حتی بیان این شاید نا معقول نیست؟


اما ما حتی برای اینکه ایران باستان قطب علمی نبوده و در این زمینه یک خلا فرهنگی وجود داشته دلایل تاریخی هم داریم:

پیرنیا در کتاب تاریخ ایران باستان خود در صفحه 283 در رابطه با سیاست های کشورداری اردشیر بابکان، موسس شاهنشاهی ساسانی چنین آورده است:

اندیشه و سیاست اردشیر را در سه جمله خلاصه کرده‌اند:

سواد مردم باید کم باشد تا مبانی دولت محکم گردد.

بجای آزادی دورهٔ اشکانی، باید نظم و قانون واحدی حکمفرما باشد.

دین و دولت بهم بسته‌اند، یکی بی‌دیگری نپاید.



در چنین حکومتی با چنین اندیشه که بازخورد آن در تمام سیاست های دولت ساسانی از اختلاف طبقاتی شدید و ناعادلانه گرفته تا قدرت بخشیدن به کاهنان زرتشتی تا سرحد نایب السلطنه و رفتار بیرحمانه با پیروان دیگر ادیان و اندیشه ها، کاملا مشهود و واضح است.

شاهنشاهی ساسانی اساسا برای علم و اندیشه غیر از آموزه های زرتشتی و مذهبی، ارزش آنچنانی قائل نبود که بخواهد آن را برای عموم مردم برقرار سازد و بدیهی است که حکومتی با چنین اندیشه ای نمیتواند قطب علمی جهان باشد. بدیهی است که وقتی حکومت تحصیل را برای درصد بسیار کمی از جامعه مجاز میداند، خروجی اندک این سیستم نمیتواند کشور به آن پهناوری را به قطب علمی دنیا تبدیل کند.

زمانی که شاپور اول برای ساختن یک سد از اسرا و مهندسین رومی بهره می برد اینها نشان دهنده قطب علمی بودن یک کشور است؟

زمانی که کرتیر موبد زرتشتی، با قدرت سیاسی خود یک دیکتاتوری عظیم مذهبی را بر پایه دشمنی با تمام عقاید مخالف زرتشت بنا نهاد، و دانش آگاهی سراسر در آموزه های زرتشتی خلاصه میشد، شما چطور ادعا میکنید که این حکومت قطب علمی جهان بوده؟

اگر ما اعراب را به سبب سوزادن کتب زرتشتی وحشی میدانیم، نظر ما در مورد برخورد خسرو انوشیروان با مزدکیان چیست (به نقل از ویکی پدیا که اگر قبولش دارید):

خسرو اول، که بعدها انوشیروان لقب گرفت، مجلس مناظره‌ای ترتیب داد که در آن روحانیان زرتشتی و مسیحی حریف مزدکیان بودند. مزدکیان مغلوب و قتل عام شدند. گفته‌اند که در یک روز دوازده هزار مزدکی کشته شد. کتاب‌های ایشان را سوزاندند و اموالشان را مصادره کردند.

آنچه در دوره ساسانی علم و دانش خوانده میشد همان آیین زرتشتی بود و بس. و اجازه هم نمیدادند که دیگران و مردم عادی به تحصیل علم بپردازند.

خب چطور در این وضعیت میتوان ادعا کرد که ایران باستان قطب علمی بوده؟

به نظر میاد که حتی میشه گفت خلا علمی و فرهنگی هم داشته چه رسد به قطب علمی و فرهنگی بودن.

بنده میگم به جای ساختن یک غول غیر واقعی از ایران باستان و اینکه ایران باستان را مهد همه یافته های ارزشمند بشری بدانید، یک سه جلدی تاریخ ایران باستان رو در دست بگیرید و بدون نگاه متعصبانه بخوانید. در اون صورت خواهید فهمید که تمدن ایران باستان اگرچه بزرگ و قدرتمند بوده اما نقاط تاریک و ضعف هم داشته. مثل هر تمدن دیگری و مثل هر ملت دیگری.
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

بنده میگم به جای ساختن یک غول غیر واقعی از ایران باستان و اینکه ایران باستان را مهد همه یافته های ارزشمند بشری بدانید، یک سه جلدی تاریخ ایران باستان رو در دست بگیرید و بدون نگاه متعصبانه بخوانید. در اون صورت خواهید فهمید که تمدن ایران باستان اگرچه بزرگ و قدرتمند بوده اما نقاط تاریک و ضعف هم داشته. مثل هر تمدن دیگری و مثل هر ملت دیگری.
من هم نمیگم که ایران یک آرمان شهر و مدینه فاضله بوده؛اصلا اینطور نیست.
من با توجه به مدارک و قراین مذکور گفتم که ایران اون زمان میتونسته قطب علمی باشه.
من به شما یک مستند ارائه میکنم که بری نگاه کنی ببینی درباره ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام چه نظری دادند تاریخدانان دنیا.
اسمش هست : Iran seven faces of a civilization یا هفت رخ فرخ ایران.
احتمالا این قانعتون کنه!
با دلیل و مدرک به شما اثبات میشه که ایران میتونسته قطب علمی باشه و من سر این حرف خودم وامیستم!
تاریخ ایران باستان که محدود به ساسانیان نمیشه! من دارم از شهر سوخته و سیلک و جیرفت حرف میزنم تا می رسم به دوره ساسانیان!
قبول کنید که دارید به بیراهه می رید.
کسی در دنیا منکر این تمدن های مذکور نیست!
مدارکی رو که بهتون معرفی کردم مطالعه کنید.دنیا هنوز از تمدن و علم تمدن های چندهزار ساله موجود در ایران در تعجبه!هنوز کسی نفهمیده چطوری در شهر سوخته عمل جراحی مغز و غیره انجام میشده و این رو خودتون می تونین با یک search در اینترنت متوجهش بشین.


به آتش کشیدن یا به آب دادن معدود کتبی در معدود کتابخانه هایی یا کتابخانه ای در تیسفون که هرگز از محتوای آن خبری نیست و کسی نمیتواند ادعا کند که این کتب دارای علم و دانش بشری بوده، هرگز نمی تواند قطبی علمی بودن یک کشور رو اثبات کنه.
از این حرف شما به من خیلی برخورد. دوست عزیز من شما با کدوم دلیل و مدرک میگیمعدود کتابخانه های موجود در ایران؟
مدرک خودتون رو ارائه کنید برای هر حرفی که میزنید... تاریخ قابل تحریفه!
حالا من خودم با ارائه این همه دلیل برای شما قانع شدم که ایران یک قطب علمی بوده!
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

به نقل از A.M.T :
من هم نمیگم که ایران یک آرمان شهر و مدینه فاضله بوده؛اصلا اینطور نیست.
من با توجه به مدارک و قراین مذکور گفتم که ایران اون زمان میتونسته قطب علمی باشه.
من به شما یک مستند ارائه میکنم که بری نگاه کنی ببینی درباره ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام چه نظری دادند تاریخدانان دنیا.
اسمش هست : Iran seven faces of a civilization یا هفت رخ فرخ ایران.
احتمالا این قانعتون کنه!
با دلیل و مدرک به شما اثبات میشه که ایران میتونسته قطب علمی باشه و من سر این حرف خودم وامیستم!
تاریخ ایران باستان که محدود به ساسانیان نمیشه! من دارم از شهر سوخته و سیلک و جیرفت حرف میزنم تا می رسم به دوره ساسانیان!
قبول کنید که دارید به بیراهه می رید.
کسی در دنیا منکر این تمدن های مذکور نیست!
مدارکی رو که بهتون معرفی کردم مطالعه کنید.دنیا هنوز از تمدن و علم تمدن های چندهزار ساله موجود در ایران در تعجبه!هنوز کسی نفهمیده چطوری در شهر سوخته عمل جراحی مغز و غیره انجام میشده و این رو خودتون می تونین با یک search در اینترنت متوجهش بشین.

از این حرف شما به من خیلی برخورد. دوست عزیز من شما با کدوم دلیل و مدرک میگیمعدود کتابخانه های موجود در ایران؟
مدرک خودتون رو ارائه کنید برای هر حرفی که میزنید... تاریخ قابل تحریفه!
حالا من خودم با ارائه این همه دلیل برای شما قانع شدم که ایران یک قطب علمی بوده!

تا اینجاش که فکر میکنم در مورد حکومت ساسانی من بیشتر به شما مدرک ارائه کردم. اگر از حکومت ساسانی گذشتید خب میتونیم به بقیه هم بپردازیم.

اول فکر میکنم ما لازم دارم قطب علمی بودن رو تعریف کنیم.

به نظر شما قطب علمی بودن یک کشور در جهان یعنی چی؟
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

در مورد مسلمان شدن ایرانی ها لازم میدونم یه چیزایی رو عرض کنم ، چون احساس میکنم یه عده میخوان از نام ایرانی هایی که مسلمان شدن سو استفاده کنن

ببینید ، شکی نیست که تمام انسان ها حریص هستن ( حتی اون آدمایی که ادعای پاکی میکنن و خودشون رو نماینده خدا رو زمین میدونن ! )
پادشاهان ایرانی هم کمتر به فکر مردم عادی بودن . . . اما هر چی که بوده از برده داری که بدتر نبوده ؟!! ( قابل توجه اونایی که پیامبران و امامانشون برده داری و کنیز داری رو رواج میدادن ! ) منتها ایرانیان همیشه به غرور مشهور هستن . . .
به خاطر همین غرورشون نمیتونستن بعضی رفتارهای پادشاهان رو قبول کنن ! پس طبیعیه که با پادشاهان دشمن بودن . . .
وقتی هم یه قوم و قبیله ایی به پادشاه حمله میکنن ، یه عده ناراضی از پادشاه ف خوشحال میشن که پادشاه سقوط کنه ( حالا میخواد به دست هر کی باشه ! )
و عده ایی از موبدان زرتشتی هم با سو استفاده از دین ، اون رو برای مردم تلخ جلوه دادن ( هر چند به عقیده خیلی ها زرتشتی بودن یک دین نیست ! یک آیین هست ، البته جای بحث زیاد داره ، بگذریم ) برای همین همک عده ی کمی ، بلافاصله بدون این که فکر کنن ، دینشون رو تغییر میدن !
البته مسلمون شدن ایرانی ها خیلی طول کشید . . .
اما این وسط جنایات اعراب قابل چشم پ.شی نیست . . . ابتدا سعی در از بین بردن فرهنگ :

عبدالحسین زرینکوب معتقد است که حمله اعراب تاثیرات مخرب بر کتاب خانه‌ها داشته‌است:

... شک نیست که در هجوم اعراب بسیاری از کتابهاو کتابخانهٔ ایران دستخوش آسیب فنا گشته‌است. این دعوی را از تاریخها می‌توان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تایید می‌کنند. با اینهمه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند. این تردید چه لازم است. برای عرب که جز با کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی‌دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی با خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می‌توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام شواهد نشان می‌دهند که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده‌است فایده‌ای نمی‌برده‌است. در این صورت جای شک نیست که در آنگونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی‌دیده‌است. از اینها گذشته، در دوره‌ای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده‌است، با از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی‌گذاشته‌است. مگر نه این بود که در حمله اعراب، موبدان بیش از هر طبقه دیگر مقام و حیثیت خود را از دست دادند و تار ومار و کشته و تباه گردیدند؟ با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیدا است که دیگر کتابها و علوم آنها که بدرد اعراب نیز نمی‌خورده موجبی برای بقا نداشت.


و سپس مبارزه با زبان فارسی : ( یا همون پارسی ! ببینید جنایت اعراب چقدر زیاد بوده که تا امروز هم ما به پارسی میگیم فارسی . . . . )
زرینکوب در کتابی که با عنوان «دو قرن سکوت» نوشته مینویسد که

در طی دو قرن، سکوتی سخت ممتد و هراس انگیز بر سراسر تاریخ و زبان ایران سایه افکنده‌است و در تمام آن مدت جز فریادهای کوته و وحشت آلود اما بریده و بی دوام، از هیچ لبی بیرون نتراویده‌است...آنچه از تامل در تاریخ بر می‌آید این است که عربان هم از آغاز حال، شاید برای آن که از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند و آن را چون حربهٔ تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند، در صدد بر آمدند زبان‌ها و لهجه‌های رایج در ایران را از میان ببرند. آخر این بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت را در بلاد دور افتاده ایران بخطر اندازد. بهمین سبب هر جا که در شهرهای ایران؛ به خط و زبان و کتاب و کتابخانه بر خوردند با آنها سخت بمخالفت برخاستند... نوشته‌اند که وقتی قتیبه بن مسلم؛ سردار حجاج؛ بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هر کس را که خط خوارزمی می‌نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بیدریغ در امان نمی‌گذاشت و هیربدان قوم را یکسر هلاک نمود و کتابهایشان همه بسوزانید و تباه کرد تا آنکه مردم رفته رفته امی ماندند و از خط و کتاب بی بهره گشتند و اخبار آنها فراموش شد و از میان رفت. این واقعه نشان می‌دهد که اعراب زبان و خط مردم ایران را به مثابه حربه‌ای تلقی می‌کرده‌اند که اگر در دست مغلوبی باشد ممکن است بدان با غالب در آویزد و به ستیزه و پیکار بر خیزد. از اینرو شگفت نیست که در همه شهرها برای از میان بردن زبان و خط و فرهنگ ایران به جد کوششی کرده باشند. شاید بهانه دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قران می‌شمرد.

در ضمن بعضی وقت ها واقعا به فکر فرو میرم که مغز یک آدم تا چه اندازه میتونه خشک باشه ! البته زیر رگبار تبلیغات آخوندها ، زیاد چیز غیر طبیعی نیست که عده زیادی از هموطنامون فکرشون رو از دست بدن . . . ولی آخه چرا طرف تو این سن ، اینقدر باید بی فکر باشه . . .
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

اماما و پیامبر ما برده داری و کنیز داری رواج میداده؟ تو تاریخ که نمونه بیگاری کشی از مردم رو نداشتن. کلی هم آزاد میکردن و خرج و نون و آبشونم میدادن. اونام با رضایت خودشون کار میکردن.

حالا بحثش ربطی به بحث ما نداره و منم اینو ادامه نمیدم دیگه.

ایرانیای باستان بیگاری نمیکشیدن؟ خب اگر در یک دوره ای یک پادشاه خوبی مثل کوروش کبیر بوده که دلیل نمیشه در هیچ دوره ای چنین اتفاقی نیفتاده. خوبه تو همین صفحه قبل گفتم که زمان ساسانیان از مهندسان و اسرای رومی واسه ساختن سد استفاده کردن. این بیگاری کشیدن نیست؟ خب یه نوع برده داری دیگه.

یا زمان هخامنشیان حتی در ارتش از افراد ملل مغلوب استفاده میشده. بابا اینقدر با جملات مطلق گرایانه کل تاریخ پیش از اسلام رو یکی نکنید. همه ی این موارد در دوره هایی از تاریخ پیش از اسلام ایران وجود داشته.

ضمن اینکه لطفا روند بحث رو مطالعه کنید بعد پست بدید. کل کتاب زرین کوب رو لازم نیست به مرور اینجا کپی کنید. کتاب زرین کوب رو بقیه هم خوندن.

به نقل از dark-boy :
در ضمن بعضی وقت ها واقعا به فکر فرو میرم که مغز یک آدم تا چه اندازه میتونه خشک باشه ! البته زیر رگبار تبلیغات آخوندها ، زیاد چیز غیر طبیعی نیست که عده زیادی از هموطنامون فکرشون رو از دست بدن . . . ولی آخه چرا طرف تو این سن ، اینقدر باید بی فکر باشه . . .

لحن و ادب و فرهنگ شما نشان دهنده این موضوع هست که چه کسی زیر بار تبلیغات و پروپاگاندا قرار گرفته.

مغز ما خشکه چون واقعیت های تاریخ رو می بینیم و شما جوابی نمیتونی بدی؟ مغز ما خشکه چون تاریخ رو مطالعه میکنیم و از تو اینترنت تاریخ بخون نشدیم؟

مغز شما هم تره لابد واسه اینکه ضد اسلامی هستید و چند تا فحش به آخوندها و امثالشون میدید؟

مردم منطق ندارن توهین میکنن اونوقت به دیگران تهمت توهین می زنن. حالا خوبه پست ها رو همه میخونن.
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

تا اینجاش که فکر میکنم در مورد حکومت ساسانی من بیشتر به شما مدرک ارائه کردم. اگر از حکومت ساسانی گذشتید خب میتونیم به بقیه هم بپردازیم.

اول فکر میکنم ما لازم دارم قطب علمی بودن رو تعریف کنیم.

به نظر شما قطب علمی بودن یک کشور در جهان یعنی چی؟
یعنی اینکه اون کشور سازنده و صادر کننده علم در جهان باشه!غالب دانشمندان هم از اون کشور یا قطب علمی باشن!
مرد مومن کل کتب تاریخی و مستندات رو جلوت ورق زدم.باز میگی که شما بیشتر مدرک ارائه دادی؟؟؟؟ عجب دوره زمونه ای شده!
فقط در حین بحث هامون یک چیز یادت باشه:
راه در جهان یکی است و آن هم راستی است
پس از تحریف و دروغگویی تاریخی بپرهیزیم!
 
پاسخ : اسلام ایرانی یا ایران اسلامی؟

به نقل از A.M.T :
یعنی اینکه اون کشور سازنده و صادر کننده علم در جهان باشه!غالب دانشمندان هم از اون کشور یا قطب علمی باشن!

چند مورد رو هم من اضافه میکنم:

بیشترین دانشمندان شناخته شده در جهان در اون دوره تاریخی مربوط به اون کشور باشند و مجامع آکادمیک جهان و منابع علمی، افراد یاد شده را به عنوان دانشمند موثر در تاریخ علم بشناسند.

بیشترین تعداد کتابخانه ها و حجم کتب تالیف شده در جهان آن روز در آن کشور باشه.

بیشترین اکتشافات و تحقیقات و تالیفات علمی کل جهان اون زمان در اون کشور باشه.

به نقل از A.M.T :
مرد مومن کل کتب تاریخی و مستندات رو جلوت ورق زدم.باز میگی که شما بیشتر مدرک ارائه دادی؟؟؟؟ عجب دوره زمونه ای شده!

مرد مومن کدوم کتاب؟ شما مثل اینکه همه جا تفکرات مطلق گرایی داری. کدوم کل کتب تاریخی مستندات؟ با توجه به همین شرایطی که خودت گفتی و منم اضافه کردم منبع تاریخی قرار بده تا بحث کنیم. اگر قبلا هم منبعی گذاشتی دوباره با توجه به همین شرایط بررسیشون کن و اگر چیزی داره دوباره بذار تا بخونم.

به نقل از A.M.T :
فقط در حین بحث هامون یک چیز یادت باشه:
راه در جهان یکی است و آن هم راستی است
پس از تحریف و دروغگویی تاریخی بپرهیزیم!

کاملا موافقم. ضمن اینکه اضافه میکنم که از دورغ پنداری حقایق تاریخ و دروغگو پنداری حقیقت مداران تاریخی هم باید پرهیز کرد.
اساسا هرچیزی که مخالف عقاید ماست لزوما دروغ نیست. و یک انسان وارسته و باشعور دیگران رو به سادگی دروغگو نمی دونه.
 
Back
بالا