• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قتل

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع amirali
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
بابا من اومدم با پام گربه رو ناز کنم خورد تو صورتش هنوز ناراحتم.
 
من کیبردم پر مورچه شده بود و لونه گذاشته بودن!
بعد من با وسایلی از جمله سشوار(با باد داغ)،جارو برقی،اتو مو و ... به قتل عامشون پرداختم :|
الان چند ماهه مورچه ای تو اتاق ندیدم! ترسیدن بدبختا :))
در کل نمیتونم حشرات رو دارای ارزش بدونم! نمیدونم چرا! شاید چون خیلی کوچیکن...
میدونم ارزش دارن! ولی نمیتونم ارزش قائل شم!
 
بعضی پستارو که میخوندم از ته دل بهتون کلی فحش دادم :|
خداروشکر دستم بهتون نمیرسه ... اگه پیشم بودید که برا منم یه خاطره قتل ساخته میشد میومدم اینجا مینوشتم :|

من مگسم میاد تو اتاقم .. نمیکشم ... پنجره رو باز میکنم دنبالش میکنم تا بره بیرون ... یا با دستمالی چیزی آروم میگیرمش که آسیب نبینه ..بعد میبرم آزادش میکنم ....

220.jpg

ما هم فرشته کوچولوهای خدا هستیم

214.jpg

محبت به حیوانات، شریف ترین ویژگی یک انسان است!
کااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااملا موافقم!
 
چقد قاتل زنجیره ای داریم اینجا
من مورچه کشتم اونم اتفاقی بعد شماها سرشون ازتنشون جدا میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
فک نکنم حیوون کشته باشم
خودم بلای جونه خودم هستم ولی واس بقیه ن
 
این یکی از خاطرات یکی از دوستان گرامی هست که وقتی 9-10 سالشون بوده انجام دادن :-" :

یکی از فامیلاشون برای این لاکپشت میخرن
بعد اینا هرچی به این لاکپشته کاهو و سبزی و اینجور چیزا میدن نمی خورده
واسه اینکه نمیره دوستم سبزیجات ریز میکرده به زور میریخته تو حلق این بیچاره :)):))
یکبار به طور اتفاقی گوشت میافته جلو این لاکپشته و میخوره و میفهمن این بیچاره گوشتخوار بوده

نهایتا تو پاییز و همون حوالی میبینه این چقدر آروم شده و بقول معروف لش شده :))
با خودش میگه حتما این میخواد به خواب زمستونی بره :)):))
هیچی دیگه میندازش توی ی سطل و میذارش پشت تختش :))
وقتی تو بهار بعد از 6 ماه میره سراغش میبینه ععععع چرا این از خواب بیدار نشده :)):))
میفهمه بینوا رو به زور به خواب ابدی فرستاده :))
 
نه ولی خودم چون بابام مرغداری داره جوجه و مرغ زیاد کشتم بهتره بگیم تشریحشون میکردم البته اول سیم مفتولو فرو میکردم تو مغزشون که مرگ مغزی بشن یا همینجوری زنده زنده بازشون میکردم . سر آخر هم تنها چهار تیکه گوشت و استخون ازشون باقی میموند. هنوز هم این کارا میکنم البته به این کار افتخار نمیکنم تنها برای اینکه چیزی یاد بگیرم این کار را انجام میدم در ضمن اونایی که تشریح میکنم یا فلجن یا عفونت نافی دارن و یا کلا مشکل دارن
بعضی اوقات هم وقتی بزرگ شدن سر میبرمشون.
 
بنده سید ابراهیم رئسی هزاران جوان را در سال 67 به بالای دار برده ام ولی شما تنها چند پشه کشته اید >)

درضمن باید بگویم اگر دیس لایک کنید شما رو هم اعدام میکنم>)
خسته نباشی دلاور،خدا قوت پهلوان!=))
 
من کیبردم پر مورچه شده بود و لونه گذاشته بودن!
بعد من با وسایلی از جمله سشوار(با باد داغ)،جارو برقی،اتو مو و ... به قتل عامشون پرداختم :|
الان چند ماهه مورچه ای تو اتاق ندیدم! ترسیدن بدبختا :))
در کل نمیتونم حشرات رو دارای ارزش بدونم! نمیدونم چرا! شاید چون خیلی کوچیکن...
میدونم ارزش دارن! ولی نمیتونم ارزش قائل شم!
چ جوری با اتو مو به قتل رسوندید؟؟؟
 
Back
بالا