- ارسالها
- 995
- امتیاز
- 23,578
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان سنندج
- شهر
- سنندج
- سال فارغ التحصیلی
- 93
- مدال المپیاد
- شیمی
- دانشگاه
- همدان
- رشته دانشگاه
- دندانپزشکی
پاسخ : قدیمی ترین خاطره ای که یادتون میاد
این خاطره به دفعات تکرار شده و کاملن تو ذهنمه
اما یادم نمیاد چن سالم بوده... ولی فک کنم قدیمی ترین خاطرم باشه :
بچه که بودم از حموم متنفر بودم....کلی جیغ و داد میکردم وقتی میخواستن ببرنم حموم
قشنگ یادمه آخرش مامانم با هزار تا قربون صدقه و تهدید و هرچی که شما بگید راضیم می کرد
منم اون لحظه های آخر دم در حموم بهش می گفتم : باشه میام ولی تو رو خدا قول بده خیسم نکنی

و مامانم میگفتن باشه... و تو حموم همین که خیس میشدم هوااااااار می کشیدم
باز دوباره پس فرداش روز از نو روزی از نو

این خاطره به دفعات تکرار شده و کاملن تو ذهنمه
اما یادم نمیاد چن سالم بوده... ولی فک کنم قدیمی ترین خاطرم باشه :
بچه که بودم از حموم متنفر بودم....کلی جیغ و داد میکردم وقتی میخواستن ببرنم حموم
قشنگ یادمه آخرش مامانم با هزار تا قربون صدقه و تهدید و هرچی که شما بگید راضیم می کرد
منم اون لحظه های آخر دم در حموم بهش می گفتم : باشه میام ولی تو رو خدا قول بده خیسم نکنی

و مامانم میگفتن باشه... و تو حموم همین که خیس میشدم هوااااااار می کشیدم
باز دوباره پس فرداش روز از نو روزی از نو








حالا مامانم مونده بود تودستشویی و تنها چیزی که به فکرش میرسید از اینکه من صدام درنمیاد این بود که یه بلایی سرم اومده 

یه جایی هم بود که پله میخورد میرفت بالا ، بعد من میخواستم برم ولی مادرم نذاش ، کلی گریه کردم 