اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

من میخوام به یه چیزی اعتراف کنم که فقط کافیه به گوش مادربزرگم برسه :-ss
بچه که بودیم منو داییم داشتیم تو هال اونا فوتبال بازی میکردیم :-"
بعد من یه شوت هوایی زدم :-"
خورد لوسترشون شکس =D>
بعد مامان بزرگم بدو بدو اومد این شکلی X-( شایدم این شکلی ~X(
من ترسیدم گفتم دایی شکس :-" :^o
بعد از اون جایی که خیلی مظلوم بودم اون حرفه منو باور کرد :-" (داییم خیلی شره B-) )
بیچاره داییم چه کتکی خورد جا من :-" :))


>) (چهره ی من در اون روز)
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم که اگه نت نبود من با کلی از مفاهیم اولیه ی زندگی آشنا نمیشدم! :-"

و اعتراف میکنم اگه اسمایلیا نبودن، عاجز بودم از رسوندن منظورم به ملت!
مثلا میگم طرف به حالته ;;) بود!
هیچ تعریف دیگه ای ندارم از این حالت طرف جز اسمایلی! :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم بچگیام که کلاس ژیمناستیک میرفتم و همه ی حرکاتش رو زود زود یاد میگرفتم این سرعت یادگیریم و پیشرفت چشمگیرم بخاطر ترس از کتک های مربیمون بود نه بخاطر استعداد و توانایی خودم :-"
بچه ها بهش میگفتن "آقا پاواز" :P آخه پاهای هرکیو که اشتباه میکرد رو تقریبا 200 درجه باز میکرد :((
خودتون بودید نمیترسیدین؟؟
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم بچه که بودم زدم چرخ پسر همسایمونو از وسط نصف کردم
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم فک میکردم برنامه "ورزش دو" واسه ورزش دو هست ( چی شد؟ :-" ) بعد یه بار به داداشم گفتم ینی چی اسمشو گذاشتن ورزش دو ولی همش در مورد فوتبال ُ ایناس :-"
به ذهنمم خطور نکرده بود که ممکنه مربوط به شبکه دو باشه :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

~> اعتراف میکنم بچه که بودم،پسر بودم :دی اصن همش با پسرا میگشتم.. با چنتا پسرا همسایمونم دوس بودم حتی.. تازشم به پسر دوست بابامم هرروز زنگ میزدم باش حرف میزدم.. اسمشم مهدی بود.. :-" الان ماشاا.. وا3 خودش مردی شده :دی سوئد درس میخونه :دی

~> اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با دوچرخه زدم به یه پسره و فرار کردم.. :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

هممم ... اعتراف میکنم اولین بار که آهنگ سیگار صورتی رو گوش دادم ، اون یه تیکه که زنه گفت : " میندازی دور ..." فک کردم گفت " what does He do ? " =)) بعد هی داشتم فک میکردم چرا اینجوری شد !؟ :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم از شخصیت خودم خیییلی خوشم میادو یه جورایی خود شیفته ام :-[
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم اونموقع که تازه اومده بودم سمپادیا فکر میکردم بانگارو مدیرا برای افراد مینویسن :-[ :-[ :-[

اعتراف میکنم پیش دبستانی که بودم یکی از بچه های مهد کودمون ازم خواستگاری کرد منم جواب مثبت بهش دادم ;D
 
پاسخ:تاثیرحرف آدمها

ی اعتراف میکنم فقط فک بابام ببینه...
اعتراف میکنم 3 سال پیش لپ تاپ بابامومن سوزوندم بعدش انداختم گردن داداشتم آخی اون موقع بچه بودنتونست دفاع کنه ازخودش
ولی حقشم بود
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم اولین باری که پست GCD رو تو یه تاپیک دیدم فکر میکردم (فرشید) حداکثر سوم راهنمایی باشه. :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم که از یه سری از کارایی که اسمشونو می ذارن کار دخترونه ، یه جورایی حالم به هم می خوره !
مثلا خیلی بدم میاد هی خودشونو به آدم می چسبونن و بغلت می کنن و هی قربون صدقت می رن ، مخصوصا وقتی اعصابم خورد باشه ، خیلی باید سعی کنم که به روی خودم نیارم ! یا مثلا این اس ام اسای حال به هم زنی که به هم می دن ... :-&

اعتراف می کنم که خیلی سعی می کنم در مورد آدما حتی فکر بد هم نکنم ، ولی بعضی موقع ها خیلی سخته ! بعضیاشون یه سره حرف می زنن ! دو دقیقه مجال نمی دن آخه ! :o

* بعضی از اعتراف های بچه ها چقد بی نظیره :x
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم امروز فهمیدم جلب توجه یکی از محورهای اصلی ناخودآگاهم و اعمالشه :| :(

اعتراف میکنم اوایل که عضو شده بودم...فکر میکردم درجه ی کاربری به امتیازه...بعد از حسودیم هی به این فعالای سایت دیسلایک میدادم :-" :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

الان یادم اومد :-"
اعتراف میکنم یه بار بچه که بودم ، تو هال خوابیده بودم ، بعد مریض بودم ;D یهو از خواب میپرم . دست راستمو میارم بالا . میگم : این چیه ؟ :-/ بعد دستم میفته پایین خوابم میبره ! #-o
X_X

+ به نقل از مادرم ، داییم در این لحظه در حالت =)) بودند .
 
پاسخ : اعترافگاه !

به نقل از بهـــــراد :
لازمه اعتراف كنم من ASUS رو ميخوندم كنكار؟!؟ :-"
;;)
Asus.jpg

پس منم اعتراف مي كنم: lexus رو مي خوندم كله ها!!!

lexus-logo.jpg
 
پاسخ : اعترافگاه !

آقا اعتراف میکنم در نوشتن بعضی از سوتیا تغییرشون میدادم :-"

مثلا سوتی خودم بوده میگفتم دوستم یا مامانم یا یک کسی به غیر خودم :-" =))

1 دونشم از خودم ساختم 20 و خرده ای لایک گرف :-"خودش یک خلاقیته :-"

ویرایش : اعتراف میکنم قبلنا تازه عضو شده بودم به تاپیک میگفتم تایپیک :-"""
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم تا چند سال پیش کلمۀ رزرو رو Rozru می خوندم و یکی از دغدغه های ذهنیم این بود که این کلمه یعنی چی 8-|
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم معلم کلاس اولمو خیلی دوست داشتم اونم خیلی دوستم داشت ولی یک بار از کلاس انداختم بیرون ;D ( به خاطره حرف زدن :-" )
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم تو بچگی،خیلی بچگی، ظهرا همش به بابام گیر میدادم که بابا جونِ من بگو این سبیلا رو از کجا خریدی ؟ منم یکی میخام !
بعد بابام میگفت پسر خوبی باش هفته دیگه برات میخرم بعد منم خر میشدم تا یه هفته بچه خوبی میشدیم
 
Back
بالا