• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم که یه بار (یک بار از اون صدهزار بار!!!!) رفته بودیم با دوستام برایه حضور و غیاب...وقتی دفتر حضور غیاب رو میبریم سر کلاسها که معلم ها امضا کنن یکی از بچه ها میره داخل بقیه پشت در کلاس منتظرش می ایستن...ما هم که خیلی بچه های مثبتی هستیم و اصلا مرض نداریم و کاملا مخالف مردم ازاری هستیم ;D درکلاس رو رویه بچه ای که میره داخل میبندیم!!و دستگیره رو محکم از پشت میگیریم که نتونه بیاد بیرون و ضایع بشه!! :-"خلاصه...یکبار من در رو محکم گرفته بودم و دیدم یه نفر داره تلاش میکنه بازش کنه اما نمیتونه.همون موقع یکی از دوستام از تو راهرو رد میشد گفت ایول اگه در رو روی فلانی گرفتی پس یه 5 دقیقه دیگه هم بگیر که همون موقع در نیم باز شد و مشاهده نمودیم که بجای دوستمون ،معلم ادبیات پشت دره و میخواسته بره بیرون که ما در رو گرفته بودیم!!!!ماهم که جاخورده بودیم باسرعت نور فرار کردیم و این عبرت نشد که دیگه ازین کارا نکنیم بلکه نه تنها به شما دوستان پیشنهاد میدم انجام بدین (خیلی حال میده)بلکه برا خودمونم مثه عادت شده!!!
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی اعصابم خورده,کلا یه کارایی میکنم که همه اعصابشون بریزه به هم!! X-(
اعتراف میکنم روزایی که خوش میگذره,شبش باید یه اتفاقی بیافته که گند زده بشه بهش!!
اعتراف میکنم وقتی این روز نزدیک میشه(با توجه به بانگم) فاطمه ی خوش اخلاق و کلا خیلی با آرامش,تبدیل میشه به یک موجود عصبی فرا زمینی!!
به بزرگی خودتون ببخشین کسایی که باهاشون بد رفتار کردم این چند روزه!!
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می‌کنم تا همین ده‌دقیقه پیش عایشه (همسر پیامبر) رو عاشیه می خوندم ;D
الان داشتم تاریخمونُ دوره می کردم یکم دقت نمودم ;;)
 
پاسخ : اعترافگاه !

من اعتراف میکنم که تا سن 6 سالگی فکر میکنم که.... عه....عه... محتویات دماغم رو میخوردم ^#^


شست پامم از بدو تولد تا مدت مدیدی میخوردم :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم همچنان نمیدونم پست اول صفحه . آخر صفحه کدومن!!!!! X_X X_X :-[ :-" :-" ;D
خو چیه؟!؟!؟ ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

دقیقا پست بالایی رو منم صدق میکنه !!
اما من همیشه میام اخرین صفحه ها رو میخونم :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف ميكنم اين كلمه ي شابك كتاب رو تا 2سال پيش شابْك ميخوندم.يكي از دوستامم كه هيچي...اون ميخوند شابُك!!!!:دي
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم از بس تنبل و بی حوصله شدم که در طول روز فقط یه وعده غذا میخورم!!
به این صورت که دوبرابر ناهار همیشگی رو میخورم بعد تا فردا ناهار فقط آب میخورم!! ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم یه سگ به تمام معنی شدمو همه رو......!!!!
اعتراف میکنم میخام یه نفرو بگیرم بزنم!!!!!
اعتراف میکنم میخام به یه نفر بگم که من........!!!......
اعتراف میکنم دلم میخاد شلوغی کنم!!!
 
Back
بالا