اعترافات فوتبالی
اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم داورا 20 تا کارت زرد تو یه جیبشونه 20 تا کارت قرمزم تو اون یکی (فک میکردم هر کارت زردیو میشه فقط به یه بازیکن داد)بعد میدیدم از همون جیبه که کارتشونو در آوردن دوباره میذارن تو همون بعد میگفتم چه طوری میفهمن این کارته رو قبلا به یکی دیگه ام ندادن؟
اعتراف میکنم بچه بودم به دروازه بان میگفتم دروازه گان
اعتراف میکنم بچه بودم خیلی درگیر بودم سر اینکه تو بازی بازیکنا چه طوری دروازه بان خودشونو تشخیص میدن و میفهمن باید کدوم و طرف حمله کنن(چون فاصله زیاد بود و اینا)
اعتراف میکنم بچه که بودم تو فوتبال که میگفت کره شمالی یا جنوبی خیال میکردم به جز زمین دوتا سیاره دیگه هس هر وقتم از داداشم میپرسیدم بهم نمیگفت هی میزد زیر خنده دوباره اونو نگا میکرد انگار با دیوار حرف میزدم [-( [-( [-( [-( [-(
اعتراف میکنم تا یه سال پیش فک میکردم اشکان خطیبی فوتبالیسته بد فک میکردم دلیل این که تو در مسیر زاینده رود به عنوان بازیگر انتخابش کردنم همینه!
(توجه کنید که من تا قبل از شرو این سریال هم همین تصور غلط رو داشتم )
اعتراف:اسم نصف دوستامو نمیدونم و روم هم نمیشم ازشون بپرسم اسمشونو ...خیلی با دوستیم ها...خیلی صمیمی حتی...ولی خب سخته پرسیدن این سوال
-----
اعتراف:امروز خواب موندم و ب مسابقه ی شطرنجم نرسیدم و بازنده اعلام شدم
اعتراف در اعتراف:واسم بد هم نشد چون حریف بد نبود بازیش و با هم هم قهریم و اگه میباختم بد میشد...اگر هم میبردم میخورم ب احسان قائم مقامی(حریف این دور حریفم)...س خوب شد نیومدما
دیگه دوستان اینجا رو نشونمون دادن مام گفتیم بریم تو کار اعتراف :
اعتراف میکنم جالب ترین خوابم این بود که دیدم سرویس مدرسه مون اومده دنبالم ولی راننده ش عوض شده ! دقت کردم احمدی نژاد بود . از خنده پا شدم ...
اعتراف میکنم پستای طولانی رو به پاس تقدیر از زحمات نویسنده بدون خوندن لایک میکنم :)
....
اعتراف میکنم حتی از سوسک هم به اندازه این کرم ریزا که تو زرد آلو میلولند نمیترسم
و در پی اون اعتراف میکنم چند وقتی میشه لب به زرد آلو نزدم
بچه که بودم منو فرستادن جلو تکبیر بگم و اینا :
نماز عشا بود . منم سر سجده ی رکعت سوم عبارت "یا لطیف" رو گفتم ! روحانی نشست و تشهد گفت !
اعتراف می کنم که اون روز من نماز 4 رکعتی یه ملتی رو 3 رکعت کردم ملت هم دوباره خوندن . منم از رو نرفتم و باز وایسادم